در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخلاف دیگر سریالهای ایرانی که با دلدادگی دختر و پسر آغاز شده و با کش و قوس فراوان به ازدواج منتهی میشود سریال با یک شروع کاملا آرام آغاز میشود و آشنایی دختر و پسر با فاصله کوتاهی به ازدواج میانجامد.
شخصیتهای حامد و مارال مشخصا شناسنامهدار هستند، به یقین نویسنده در هر دو نقش حوصله زیادی به خرج داده است. حامد و مارال هیچ کدام سیاه یا سفید نیستند. خاکستری بودن آنها نقش را باورپذیر میکند به گونهای که مخاطب یکطرفه به قاضی نمیرود. حامد گرچه در خانوادهای سنتی رشد کرده است در مقابل رفتارهای همسر مدرن خود صلحجویانه برخورد میکند و اختلافات آنها از نظر او قابل حل یا قابل اغماض است، اما زمانی که رفتارهای مارال تحت تاثیر دیگران آشیانهشان را به خطر میاندازد آتشفشان آرام درونش به خروش میافتد و برای حفظ خانواده خود در مقابل رفتارهای مارال و دخالتهای خواهرش به مبارزه برمیخیزد.
مارال از آن دسته زنهایی است که هم میتواند در کنار همسر و فرزندش آرام و بیدغدغه زندگی کند و خانواده همسرش را با وجود تفاوتهای بسیار دوست بدارد و هم میتواند قید خانه و خانواده را زده در کنار خواهر و دوستانش و به شکل آنها از زندگی مجردی لذت ببرد. شاید همین انعطافپذیری و عدم استقلال وجودی او موجب میشود تحت تاثیر داریوش آریان رمان «رویا» را بنویسد که از نظر خود توصیف یک زن آرمانی است و از نظر دیگران رمانی است با اهداف سیاسی.
متاسفانه نویسنده در دیگر نقشها به اندازه این دو نقش حوصله به خرج نداده است. او با شتابزدگی برای هر نقش تعریفی یکخطی ارائه میکند. ساناز زنی شکست خورده و پریشانحال که تمام ابعاد شخصیت او منفی است به طوری که حس تنفر مخاطب را برمیانگیزد. تمام دیالوگهای او در چند جمله تحقیرآمیز عقبماندگی خلاصه میشود. رابطه او با دوستانی که در رده سنی او نیستند و نحوه خوشگذرانی آنها ابزاری است که نویسنده برای معرفی بیشتر شخصیت او به کار برده است.
درست درنقطه مقابل، خانواده حامد قرار دارند ظاهرا تمام ویژگیهای رفتاری و مثبت آنها در دیالوگهای مودبانه و نگاههای دلسوزانهشان نمود پیدا میکند و شاید اگر سیلی محکم شیرین در برخورد با ساناز نبود دیگر اعضای خانواده با همان تعریف یک خطی کاملا خنثی مانند نوعی میانبرنامه معرفی میشدند. شاید نویسنده درمورد کاراکتر آفاق - که معلوم نیست چرا دقیقا همان بازیگر و همان نام خدمتکار فیلم «پارک وی» است - وقت بیشتری صرف کرده باشد.
نقش داریوش آریان و اهداف سیاسی او در پی رمان رویا آهسته و کاملا حرفهای وارد داستان شده است به گونهای که ذهن مخاطب را مستقیما و یکطرفه به خود مشغول نمیکند، این شیوه حاکی از مهارت جیرانی است و جای تحسین دارد.
جیرانی در انتخاب بازیگران موفق عمل کرده است. دانیال حکیمی بخوبی لایههای درونی یک مرد را به نمایش میگذارد. سامیه لک با کم تجربگی بازی در خوری ارائه میکند و دیگر بازیگران نیز به خوبی از عهده نقشها برآمدهاند. در هر حال برای قضاوت نباید عجله کرد. باید منتظر ماند چون سریال کارگردانی نظیر جیرانی ارزش انتظار برای پایانی که نمیتوان آن را حدس زد دارد.
معصومه نوروزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: