در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رئیس کمیته انضباطی: جلسه رسمی است.
از میان حاضران که بالغ بر 200 نفر میباشند، چهره تعدادی بازیگر فیلمهای کمدی و چند ورزشکار و فوتبالیست قرمز و آبی آشناست.
قاضی: نظر به این که مسعود کیمیایی بود که سینمای ایران را از منجلاب فیلمفارسی نجات داد و زندگی بچههای کل و کثیف کوچههای پایین شهر را توی این زمانه عسرت نشان داده...
رئیس کمیته: آقای قاضی این جلسه چه ربطی به مسعود کیمیایی دارد؟
قاضی: آخه یک عده جوان راه افتادهاند و دور و بر آقا مسعود را گرفتهاند...
رئیس کمیته: به هر حال شما رئیس جلسه هستید و اگر اجازه بدهید برویم سر بحث جلسه امروز.
قاضی: رخصت ما هم دست شماست سالار.
رئیس کمیته: من با تشکر از اعضای هیات منصفه اجازه میخواهم که خلاصهای از اتهامهای مطرح شده را به عرض حضار برسانم. بازیگری برای بازی در یک فیلم آبکی و تجاری تقاضای مبلغی بالغ بر 200 میلیون تومان کردهاند...
وکیل بازیگر: اعتراض دارم.
قاضی: بگو. وارده.
وکیل بازیگر: اطلاق صفتهای آبکی و از این دست، شان حقوقی دادگاه را زیر سوال میبرد.
قاضی: درسته.
رئیس کمیته: بسیار خب. من دیگر نمیگویم فیلمهای آبکی. آبگوشتی چطوره آقای قاضی؟
قاضی: نه بامرام. آبگوشت اصولا غذای چرب و چیلی است و نفخ میآورد، البته من یک سفرهخونه میشناسم که آبگوشت کم چرب میده که حضار اگر پایه بودند، میتونیم بعد از این جلسه دور هم بریم اون جا. پیشنهاد میکنم که ریاست محترم کمیته انضباطی اگر میخواهند به فیلمی بد و بیراه بگویند، به جای استفاده از واژههای زشت و نامناسب، از واژه روشنفکرانه استفاده کند. بگویید فیلم روشنفکری.
رئیس کمیته: ممنونم از شما. داشتم میگفتم که
200 میلیون نمیتواند رقم معقولی باشد چون کل سینمای ایران مگه چه قدر میارزه که 200 میلیونش را بدیم به این آقا؟ خلاصه با اعتراض عمومی اهالی سینما، ما ترجیح دادیم که در مرجعی حقوقی به این پرونده رسیدگی شود.
قاضی: متهم خوشتیپ را به جایگاه شهود دعوت میکنیم.
متهم زلفهای روی پیشانیاش را کنار میزند و از کنار جایگاه هیات منصفه به آرامی میگذرد و در جایگاه قرار میگیرد.
وکیل اهالی سینما: شما به جون مادرتون قسم میخورید که در این دادگاه جز حقیقت چیزی نگویید؟
قاضی: من میشناسمش. بچه باحالیه. بهتره به جای قسم جون مادر، بگوییم جون هر چی مرده راست بگو.
متهم: راست میگم. خیالتون راحت باشه.
قاضی: قسم بخور و رویت را کم کن.
متهم: باشه اشکال نداره. قسم میخورم به جون هر چی مرده که راست بگم.
وکیل اهالی سینما: شما 200 میلیون درخواست کردی؟
متهم: بله.
وکیل اهالی سینما: گرفتی؟
متهم: بله.
وکیل اهالی سینما: چقدرش به ما میرسه؟
قاضی: چه طور شد؟
وکیل اهالی سینما: عذرخواهی میکنم. میخواستم بگم چرا این قدر پول درخواست کردین؟
متهم: من ستاره هستم و میدرخشم. بابتش هم پول میگیرم.
وکیل اهالی سینما: پول میگیری، ها؟ یک پولی نشونت بدم...
وکیل متهم: اعتراض دارم.
قاضی: اعتراض کن.
وکیل متهم: این آقای وکیل اهالی سینما ظاهرا غرض شخصی دارن. این چه طرز صحبته؟
قاضی: قشنگ گفتی.
وکیل اهالی سینما: بله من با این آقا مشکل دارم. یک بار برای بچهام ازش امضا خواستم اما این ن ن به من امضا نداد.
ناگهان همهمهای سالن را فرا میگیرد و همه نارضایتی خود را از این نوع برخورد متهم اعلام میکنند.
متهم: من نمیدونم الان باید برای گرفتن 200 میلیون تومن باید جوابگو باشم یا امضا ندادن؟
قاضی: صداتو بیار پایین ن ن ن.
وکیل متهم: ما برای توضیح درباره اتهام جدید نیاز به تحقیق داریم و تقاضا دارم از قاضی که وقت دیگری برای این جلسه اعلام کنند.
قاضی: نمیشه. همین جا باید جواب بدی.
وکیل متهم: حداقل اجازه بدین که یک وقت تنفس داشته باشیم...
قاضی: خب تنفس کن. مگه این جا نمیتونی نفس بکشی؟
در همین هنگام ناگهان سر و کله چند موجود فضایی پیدا شد که از لولههای دودکش دادگاه وارد شده بودند و آنها در بدو ورود به زبان اسپرانتو گفتند که ما با هیچ کدام از حاضرین کار نداریم و قصد آسیب رساندن به کسی را نداریم، فقط آمدهایم دنبال این 200 میلیون. البته اگر این جا پول نقد ندارید، چک هم قبول میکنیم.
غضنفر هالیوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: