در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرانجام ژنرال پرویز مشرف بعد از 9 سال و 6 روز از حاکمیت در ایوان صدر (کاخ ریاست جمهوری) در یک نطق تلویزیونی با گفتن سخنان احساسی ، «خداحافظ پاکستان، زنده باد پاکستان و خدا پاکستان را حفظ کند.» از مقام ریاست جمهوری استعفا کرد.
پرویز مشرف در ادامه نطق تلویزیونی خود گفت: «به خاطرمنافع ملت از مقام خود کنارهگیری میکنم، خود را به دست مردم میسپارم، بگذارید مردم درباره من قضاوت کنند».
اکنون این سوال مطرح میشود که چرا مشرف تصمیم گرفت با قدرت سیاسی وداع کند و این اقدام چه پیامدهایی برای پاکستان در پی خواهد داشت؟ البته برای مشرف غیرقابل قبول بود به عنوان یک ژنرال نظامی که زمانی تمام امور پاکستان زیر نظر وی اداره میشد از سوی ائتلاف پاکستان آنهم به دلیل پوشش ضعف خودشان استیضاح شود.
مشرف در نطق تلویزیونی خود به صراحت گفت ائتلاف پاکستان میخواهد با استیضاح من اشتباههای خود را بپوشاند. بدین ترتیب هدف اصلی استیضاح مشرف، توسط محمد نواز شریف، رهبر مسلم لیگ (شاخه نواز) و آصف علی زرداری ، رهبر حزب مردم پاکستان ، بیشتر سیاسی بود تا در راستای منافع ملی پاکستان.
به همین دلیل مشرف صلاح دید با دفاع از عملکرد خود در دوران ریاست جمهوری پاکستان، از یک موضع دست بالا و با یک وجهه منطقی از قدرت خداحافظی کند.
به اعتقاد برخی از تحلیلگران، با مطالعه دوران حکومت مشرف در پاکستان، این کشور با وجود بحرانهای متعدد توانست با رهبری ژنرال از این بحرانها گذر کند.
گرچه دولت مشرف هم با ضعفهایی رو به رو بود اما به طور کلی او توانست با اتخاذ یک سیاست سختافزاری (نظامی) نرمافزاری (همکاری با احزاب) اقتصاد پاکستان و به نوعی دموکراسی متناسب با مولفههای این کشور را در طول دوران صدارت خود رونق بخشد.
از سوی دیگر، گرچه مشرف از بعد داخلی بخصوص پس از ترور بینظیر بوتو چندان مورد اقبال مردم پاکستان نبود ولی توانست در دوران ریاست جمهوری خود، به این کشور هویتی جهانی بخشد و به قول خود، پاکستان را در نقشه دنیا و اذهان جهانیان برجسته کند.
در این حال، نیوزویک در گزارشی در این خصوص مینویسد: برکناری مشرف، تمام نگاهها را متوجه دولت ائتلافی 5 ماهه پاکستان میکند که تابهحال عملکرد ضعیفی داشته است. رهبران ائتلاف دیگر نمیتوانند مشکلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشور را به گردن دسیسههای ریاستجمهوری بیندازند.
دوره بهانه داشتن برای توجیه ضعف عملکرد تمام شده و باید برنامهای صحیح و عملکردی صادقانه ارائه کرد. مشرف، این کهنهسرباز ستیزهگر 44 سال گذشته، با فروتنی و تعظیم صحنه را ترک نکرد.
او حرفهایش را با دفاعی جسورانه در خصوص 9 سال حکمرانی مطلقش شروع کرد و آنچنان دستاوردهای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی رژیماش را برشمرد که گویی هر لحظه ممکن بود نظرش را عوض کرده و استعفایش را پس بگیرد اما پس از آن ، واگذاری مقام را غیرقابلاجتناب دانسته و گفت: «اکنون زمان خودستایی نیست بلکه وقت تفکر جدی در مورد یک کشور «پاکستان» است».
وی با ذکر اینکه «نخواسته ارتش را وارد این مناقشه کند، بلکه خواسته منصب ریاستجمهوری به خطر نیفتد و به این چند ماه تزلزل سیاسی پایان دهد»، گفت: «چیزی از هیچکس نمیخواهم، مردم آینده مرا تعیین میکنند. قضاوت را به عهده مردم بگذارید و بگذارید آنها متولی عدالت باشند».
از بد حادثه برای مشرف، ملت پاکستان در انتخابات سراسری که جمعه پیش برگزار شد، اظهارنظرهای صریح خود را ارائه کردند. در این رایگیری که بیشتر به رفراندومی در مورد سالهای صاحبمنصبی مشرف میماند، احزاب سیاسی دو مخالف سرسخت او؛ «آصفعلی زرداری» همسر بینظیر بوتو و «نواز شریف» که مشرف با کودتایی بدونخونریزی در سال 1999 او را از قدرت کنار زد حائز بالاترین آرا شدند و دولت ائتلافی شکننده و غیرمنسجمی شکل دادند.
اگرچه زرداری و شریف روی یک موضوع اتفاق نظر داشتند: لزوم برکناری مشرف از منصب فعلیاش، که نهایتا در رسیدن به این هدف مشترک موفق شدند.
مشرف که حالا ریاستجمهوری را از دست داده، احتمالا برای مدتی طولانی در پاکستان نخواهد ماند؛ چرا که مخالفانش ممکن است با ملاحظه آسیبپذیری فعلی او به دنبال انتساب اتهامهای بیشتری به او باشند.
در بخش دیگری از مقاله نیوزویک آمده است: مشرف طی چند روز آینده در «دفتر صحرایی» خود در پادگان نظامی راولپندی که به سبک انگلیسی ساخته شده، اقامت خواهد داشت، و سپس احتمالا به صورت سفری زیارتی به عربستان سعودی که در گذشته کمک خوبی برای او بوده و منبع اطلاعات قابل اتکایی فراهم کرده خواهد رفت.
مشرف در بخشی از سخنان خود خطاب به مردم با رد اتهاماتی که از سوی ائتلاف موجود به او وارد میشود، گفت: «حتی یکی از این اتهامات هم درست و قابل اثبات نیست و من هیچ نگرانیای از این بابت ندارم».
او حتی از این هم پیشتر رفت و با لحنی تهاجمی، مشکلات بحرانی کنونی کشور شامل: تورم 25 درصدی، قطعی مکرر برق، کمارزششدن پول رایج کشور، رکود بازار بورس و فقدان اعتماد برای سرمایهگذاری را به دولت ائتلافی منتسب کرد.
وی افزود: «بحران اقتصادی عمر 6 ماهه دارد. در حالی که سیاستهای اقتصادی دوره ما، تحسین جهانی را برانگیخته بود».
مشرف در ادامه، فهرستی بلندبالا از دستاوردهای اقتصادی رژیمش را طی 9 سال حکومتش، چنین برشمرد: نرخ رشد 6 درصدی اقتصاد، میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی، ساخت بزرگراهها، کانالهای آبی، فرودگاهها و حتی نرخ بالای پربودن هتلها.
او همچنین ورود زنان به عرصه قدرت، با اختصاص سهم بیشتر برای نمایندگان زن در پارلمان و مجامع ملی را از کارهای خود دانست. او برگزاری انتخابات جمعه پیش را آزادترین و جوانمردانهترین انتخابات تاریخ پاکستان نامید و آنرا ازدستاوردهای خود دانست.
«نسیم زهرا»، تحلیلگر سیاسی، دراینباره میگوید: «در این اظهارات، او چنان ماهرانه و شفاف میراثی را که به جا میگذارد، بندبند شمرد که گروه جدید (دولت ائتلافی) راهی سخت پیش رو دارد و در آینده به خاطر این شفافیت میتواند مورد مواخذه دقیق قرار بگیرد».
دیگر ائتلاف نمیتواند ریاستجمهوری را عامل نواقص کشور معرفی کند. وی افزود: «حالا دیگر آنها مسوول خواهند بود و باید آستینها را بالا زده و دست به کار شوند».
یکی از اولیترین کارهایی که ائتلاف در دوره پس از مشرف در دستور کارهایش دارد، بازگرداندن آن 60 قاضی برکنار شده مخصوصا «افتخارمحمد چودری» قاضی ارشد دادگاه عالی به صندلی قضاوت است.
این در حالی است که زرداری علیرغم حمایت اکثریت وسیع پاکستانیها از این موضوع، مدتها در انجام این کار تعلل ورزیده است. باور غالب این است که زرداری میترسد بازگشت چودری که تفکر مستقل خودش را دارد، خط بطلانی باشد بر حکم عفوی که مشرف اعلام کرد. براساس این حکم، تمام اتهامات فساد و رشوه وارد بر مشرف و جمعی دیگر از سیاستمداران بیاثر و مردود شمرده شد و حال آن که چودری میتواند این حکم را خلاف قانون اساسی اعلام کند.
با این حال، بازگشت چودری، از اولویتهای دیرینه شریف بوده است. «طارق عظیم»، سیاستمدار طرفدار مشرف، معتقد است: «آزمون واقعی این ائتلاف، با این مطلب کلید میخورد؛ مشرف هدف مشترک آنها برای باهمبودن و یکی شدن بود؛ دلیلی که آنها را با هم متحد کرد. حالا باید دید آیا این ائتلاف سست، با غیبت مشرف، میتواند متحد بماند یا نه!!».
فراتر از اختلافنظر درباره موضوع قاضیها، باور عموم بر این است که زرداری و شریف بر سر این که چه کسی باید به جای مشرف، رئیسجمهور شود نیز اختلافنظر عمیقی دارند. مدتها است گفته میشود زرداری این مقام را برای خود میخواهد، ولی شریف کاندیداهای دیگری را برای این پست در نظر دارد.
اختلاف دیگر این دو، بر سر مساله چگونگی مبارزه با افراطگرایان اسلامی در مرزهای غربی کشور است. در آن منطقه، پاکستانیهای جنگطلب طرفدار طالبان که اکثرا پشتو هستند، تجاوزکارانه در حال گسترش احاطه خود بر مناطق روستایی آنجا هستند و رژیم طالبانگونهای را به موازات دولت در آنجا برقرار کردهاند.
درحالی که زرداری دیدگاه آمریکایی که افراطگرایی اسلامی را برای پاکستان و افغانستان خطرناک میداند، تایید میکند، شریف بر این باور است که کل قضیه، جنگی است مخصوص آمریکا که پاکستان باید از درگیری گسترده در آن اجتناب کند.
ارتش پاکستان که در چند سال اخیر تلفات و ضایعات بسیار سنگینی را متحمل شده است، به هیچ یک از این دو اعتماد ندارد. در راستای رسیدن به ثبات پاکستان، هر سه نفر، زرداری، شریف و فرمانده ارتش اشفق کیانی باید با هم کارکردن و اشتراک مساعی را یاد بگیرند.
این که آیا این مساله امکانپذیر است، بزرگترین سوالی است که این کشور پس از رفتن مشرف با آن روبهرو خواهد شد.
از سوی دیگر، نواز شریف، رهبر حزب مسلم لیگ نواز و نخستوزیر سابق پاکستان، در واکنش به استعفای مشرف گفت: این یک پیروزی برای مردم پاکستان است. وی با تبریک به مردم پاکستان گفت: اکنون شما از حکومت ژنرال رها شدید. امروز مردم پاکستان از رژیمی دیکتاتوری رهایی یافتند.
میتوانیم بگوییم که دوران تاریک ما به سر آمده است. همزمان، آصف علی زرداری، رهبر حزب مردم، حزب حاکم در این کشور، با استقبال از تصمیم مشرف این اقدام را پیروزی بزرگ برای مردم پاکستان خواند.
همچنین، راجا ربانی، رئیس مجلس ملی پاکستان، نیز در این ارتباط اظهار داشت که قانون و نظم در دوران حکومت مشرف بشدت به وخامت گرایید و کشور با انزوای بینالمللی روبهرو شد. مردم پاکستان مجبور به اطاعت از دستورات وی بودند و خلع وی میتواند به بهبود اوضاع در پاکستان بینجامد.
پسر بینظیر بوتو، نخستوزیر سابق پاکستان، نیز از استعفای پرویز مشرف استقبال کرد و پیشبینی کرد که رئیسجمهور آینده پاکستان از حزب مردم (بوتو) خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، بیلاوال بوتو زرداری، پسر 19 ساله بینظیر بوتو و رئیس حزب مردم پاکستان، خاطر نشان ساخت: پس از شهادت مادرم، گفته بودم دموکراسی بهترین انتقام است و امروز این مساله ثابت شد.
وی در فرودگاه کراچی به شبکه تلویزیونی GEO پاکستان گفت: یک نفر از حزب مردم پاکستان رئیسجمهور آینده کشور خواهد بود اما نمیدانم آن فرد چه کسی است.
پسر بوتو که هماکنون دانشجوی دانشگاه آکسفورد انگلیس است پس از کشته شدن مادرش در یک عملیات انتحاری درتاریخ 27 دسامبر 2007 به عنوان رئیس حزب مردم پاکستان (PPP) معرفی شد.
این حزب در انتخابات ماه فوریه حائز اکثریت کرسیهای مجلس پاکستان شد و هماکنون دولت ائتلافی این کشور را که شامل حزب نواز شریف نیز میشود، رهبری میکند.
ترجمه: سهیلا زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: