رضا یکرنگیان (مدیر نشر خجسته و ناشر کتاب اندکی سایه) من از ابتدای شروع فعالیت در حوزه نشر میل زیادی به انتشار کتابهای اول نویسندگان داشتم. بسیاری از کارهایی که من چاپ کردهام کار اول هستند و همه هم به جز یک مورد موفق بودهاند.
کد خبر: ۱۹۶۲۹۵
این کارها بارها تجدید چاپ میشوند و مورد توجه و استقبال منتقدان هم واقع میشوند. من پیش از انتشار کتاب اندکی سایه چند داستان کوتاه از احمد بیگدلی خوانده بودم. بعد از اعطای دومین جایزه فرهنگی ادبی اصفهان که خانم ناهید طباطبایی هم به عنوان داور در آنجا حضور داشت، وی به من گفت که کارهای خوبی در این مسابقه به دست ما میرسد که چون مولفان آن مشهور نیستند امکان چاپ پیدا نمیکند. من هم به او پیشنهاد کردم که دبیری مجموعهای را بپذیرد که در آن آثار اول نویسندگان را به چاپ برسانیم و چاپ کتاب احمد بیگدلی هم اینگونه صورت گرفت.
من به خودم اجازه نمیدهم به حوزه اندیشه یک نویسنده پیشنهاد بدهم که تغییراتی در متن بدهد اما در برخی بخشها به نویسنده پیشنهاداتی دادم که در جهت بهتر شدن آن بود و با هم مشورت کردیم ولی در فرم اثر هیچ تغییری ندادم.
علیالله سلیمی (نویسنده و منتقد): این کتاب 3 زاویه دارد. نخست داستانی که روایت میشود، دوم داستانی روای پیش میبرد و در بعد سوم نثر کتاب است. من به این فکر میکردم که آنچه که بیش از قصهگویی برای مولف مهم است نثر کتاب است. در فصلهای ابتدایی، راوی مدام این نکته را گوشزد میکند که قرار است قصهای را روایت کند که هنوز فرصت تعریف کردن آن نرسیده است. یعنی قرار است چیزی فراتر از زمان حال روایت بازگو شود که هنوز به آن نرسیدهایم. 3 رفیق به سفری رفتهاند و در طول این سفر قصهای وجود ندارد و قرار است با یادآوری زمانهای گذشته به قصهای برسیم. برای همین خود قصه به تاخیر میافتد. مولف میتوانست خواننده را به سراغ قصه اصلی ببرد. اما مدام دارد میگوید داستانی را تعریف میکنم که اهمیت زیادی دارد.
فرشته احمدی (نویسنده و منتقد): در تمام رمان خصلتی دوگانه وجود دارد. یعنی نوعی نگاه اول و نگاه دوم بر این کار حاکم است. نگاه اول چیزهای مبهم، محو و گمی دارد؛ انگار که در فضای مهآلودی سیر میکند. صورت «اسحاق» در عکس گم است و بریده شده، سر هادی در عکس نیست و اصرار راوی بر روایت حکایتی است که گویا قرار است پازلگونه باشد. ما نمیدانیم این پازل تکمیل خواهد شد یا نه. در نگاه نوع اول در این قصه حتما پراکندگی داریم، حتما دوگانگی داریم و حتما نامعلومی داریم که از عناصر این نوع نگاه است. در نگاه دوم همه چیز وضوح پیدا میکند و عموما راجع به چیزهایی صحبت میکنیم که گویای همه چیز است و ما از طریق ذهن راوی به ذهن همسر هادی، همسر و مادر وی میرویم و حتی در فضاهایی که راوی هم حضور ندارد، سیر میکنیم.
دانای کلی که به همه چیز احاطه دارد در نگاه نوع دوم وجود دارد. در این نوع نگاه عناصر قدیمی قصهنویسی استفاده میشود. به هرحال این دو نوع نگاه در رمان وجود دارد و خواننده میتواند از هر کدام از اینها استقبال کند که این بسته به سلیقه او دارد.