علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۱۹۶۰۹۳
      چه خطایی «بدتر» از... «خود برتری» است؟

محبت والدین، نه برای «غرضی» است، نه برای «عوضی»...

حسادت، اعتراض به «برتر بودن» دیگران و اعتراف به «بدتر بودن» خود است...

فرقی که با «حیوان» داریم ... «دروغگویی» است؟!

«پیر» شد ... ولی از آرزو «سیر» نشد!

اگر «خاطرخواه» خود بود، هیچ گاه «خودخواه» نبود... .

چون دائم «خود را به خواب» می‌زند ... «روزگارش سیاه» است.

کوه چیزی نیست، غیر از «سنگ‌ریزه‌ها» ... و راه طولانی، غیر از «قدم‌های کوچک» ... .

با «خیالاتمان» ... به «قعر قبل» سقوط نکنیم!

مرتبه هر کس به «آنچه می‌داند» نیست ... به «آنچه می‌خواهد» است.

نمی‌توان «سرنوشت» را ... از «سر نوشت» ولی می‌تواند رونوشت گذشته نباشد.

«درد» وقتی است که نتوان «درهای» تردید را بست... .

حسود احتیاج به «خودسازی» دارد تا از «خودسوزی» نجات یابد... .

چون هنر «زمان» نمی‌شناسد ... همه «زبان» آن را می‌شناسند.

ماهی فقط در «آب» ... «تاب» می‌آورد.

«شیرین زبانی» را ... از «کودکم» آموختم!

«خودمانیم» ... گاهی دشمن «خودمانیم»!

آینه، فقط «تصویر» است... نه «تصور» منفی راجع به کسی!

«خاطره» خوب ... «به خاطر» گذشت‌هایی است که در گذشته انجام داده‌ای.

«دروغ» برای این که «راست» بایستد ... به چند دروغ دیگر، تکیه می‌کند.

«پایداری» ... در «پایان‌نگری» است.

رازم را «به اطلاع چشمانم» نمی‌رسانم که آن را «از چشمانم» نخوانند... .

تا «بزرگوار نشد» ... در نگاه دیگران «قد نکشید».

موهایم را «چرخ گردون» سفید کرد ... نه «چرخ آسیاب»!

دیگر انسان «دیگری» هستم ... بدون «درگیری» ... .

آدم چاپلوس ... «بادکنک را بیش از حد» باد می‌کند!

پس از خودکشی... «قاتل و مقتول» در «یک قبر» قرار می‌گیرند!

وقتی زندگی را «داد زدم» مرگ خود را «دار زد» ... .

«دست» به هر کسی دادم ... «پایم» را گرفت!

در خودمان ... «به خواب سپرده شده‌ایم»!

خدایا ... «سایه خورشید» را از «سر ما» کم نکن!

آسمان «صورت ماهش» را ... در «آب استخر» شست!

پرنده به خاطر «آوازش» ... کلی «قفس» جایزه گرفت!

استعداد «بدون گوش» ... مثل اسکناس «بدون گوشه‌» است.

با «خود کوشی» ... «رگ مرگ» را زدم!

چرا باید «دل واپس»، «واپسین دم» زندگی، باشیم؟!

از دنیایی «سیریم» ... که در آن «اسیریم»!

اندیشمندان، «افراد متفاوتی» هستند... «عرضشان بیشتر از طول» عمرشان است!

وقتی مردم ... دیگر «نفس ناراحتی» نکشیدم!

سرما و برف «بدن را سیاه» و «سر را سفید» می‌کند... .

«آتش خشم» ... موجب «تبخیر لبخند» می‌شود!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها