در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زن در نظام ارث با عناوین مختلف از ارث بهرهمند میشود، گاهی به عنوان همسر و زوجه، گاهی به عنوان فرزند و دختر و گاهی به عنوان مادر و بعضی اوقات به عنوان خواهر؛ ولی آنچه در این مقاله موضوع بحث ماست موقعیت زوجه در سهمالارث زوج است.
رابطه زناشویی نه تنها در دوران زندگی بلکه پس از آن هم منشاء آثار حقوقی است، زیرا زن و شوهر پس از مرگ هر یک از یکدیگر ارث میبرند و البته این تنها اثر حقوقی پس از مرگ یکی از آنها نیست.
ارث بردن زن و شوهر از یکدیگر باب مهم و مشخصی از بابهای ارث را تشکیل میدهد و برای خود جایی دارد و قواعد بسیار که یکی از آنها موضوع بحث این مقاله است. ماده 940 قانون مدنی میگوید: به مجرد انعقاد پیمان زناشویی، زن دارای حق ارث در اموال شوهر به میزان معین است.
تاریخچه نگاه دیروز
در عصر نزول آیات ارث، با توجه به افکار عرب جاهلی نسبت به زن، هیچ زمینهای برای طرح حقوق زن وجود نداشت. در نگاه ایشان زن جزو دارایی مرد قرار داشت که اگر شوهرش میمرد خود مانند دیگر اموال متوفی به میراث، نصیب دیگر بازماندگان قرار میگرفت.
زنان در میان همه اقوام و ملل با هیچ یک از عناوین همسر، مادر، دختر و خواهر، ارث نمیبردند و اسلام در این زمینه انقلاب به وجود آورد.
در دیگر تمدنها، اموال مردگان تابع قانون زور به فرد نیرومندتر میرسید و گاه نه فقط زنان که همه فرزندان پسر نیز از آن محروم میشدند و آن که زورمندتر بود همه اموال را تصاحب میکرد.
پیامبر اکرم (ص) که به تعلیم الهی آگاهترین فرد به رویدادها و افکار زمان خود بود و خوب میدانست که طرح مسائل حقوقی زنان در آن دوره با واکنش فراگیر روبهرو خواهد شد، در تشریح احکام بهگونهای گام برداشت که نه زن از حق خود محروم ماند، نه مردان در مقابل آن به واکنش و ستیز واداشته شوند.
بدین ترتیب، موضوع ارث زن طوری تشریح شد که مردان انحصار طلب به ژرفای آن پینبرند تا در مقابلش جبههگیری کنند. در عصری که زن خود میراث شناخته میشد، اسلام برای جنین در رحم مادر نیز ارث مقرر کرد و چنین امری در هیچ یک از جوامع بشری نظیر و سابقه نداشت.
براساس آیه «للذکر مثل حظ الانثیین» زن نیز از ارث بهره میبرد اگر چه به مقدار نصف مرد. آیه نمیفرماید مردان دو برابر زنان یا زنان نصف مردان ارث میبرند، بلکه میفرماید از میان فرزندان سهم هر پسر، برابر سهم 2 دختر است.
پس ابتدا از سهم فرزند پسر سخن به میان میآید، ولی مقدار آن را به تعیین سهم دختر واگذار میکند. بدین معنی که معیار در مقدار سهم مرد، معین شدن سهم زن است، یعنی پسر ابتدا به سهم خواهر اعتراف کند و میزان آن را بداند و سپس حق خود را که دو برابر است بردارد. از دیدگاه مردمان آن روزگار، زن موجودی ضعیف است که حتی اگر بخواهد از مزیتی برخوردار شود باید امتیازش از مرد کمتر باشد.
تصور این که زن در یکی از حقوق خانوادگی یا اجتماعی همتراز مرد شود، واقعا فاجعه آفرین بود. از این رو باید هر حکمی به نفع زن به تصویب میرسد ، به گونهای زیرکانه بیان شود که نه زن از چیزی محروم بماند نه مرد در مقابل آن به واکنش و ستیز واداشته شود.
موضوع ارث در حالی مطرح شد که میان مردم عرب، هرگاه مردی میمرد فرزندان، زن پدر خود را به ارث میبردند و با وی ازدواج میکردند. این پدیده زشت سبب شد آیه 22 سوره نساء که بالا ذکر شد نازل شود و رفته رفته بدانها تفهیم شد که زن همانند مرد دارای حقوقی است که باید محترم شمرده شود.
نگاه امروز
حتما تایید خواهید کرد که در دوره عرب جاهلیت نزول آیه فوقالذکر تحولی بود در حقوق زنان، ولی امروزه با گذشت قرنها آن دوران، زنان صاحبان مشاغل مهمی چون نمایندگی پارلمان جراح، وکیل، مدیر... هستند علاوه بر وظایف مادرانه، همسرانه و کارهای خانه وظایف خود را در خارج از منزل بخوبی انجام میدهند و امروزه دارای جایگاه و موقعیتی قدرتمند در جامعه هستند.
در این روزگار جنبش زنان در جامعه ما جدی شده و زنان در حال کنش جمعی فعال هستند، پس پژواک موضوع زن نیز در جامعه ما افزایش یافته است. بدون شک دستیابی زنان به حقوق خودشان امروز بیش از گذشته است، ولی آنچه باعث پرحرارتتر شدن این قبیل جنبشها شده، افزایش تدریجی سطح مهارتهای سیاسی میان مردم است.
به عبارت دیگر، زنها نسبت به مسائل اطراف خود آگاهتر و حساستر شدهاند، بنابر این حتی اگر جنبش زنان جدیای هم در جامعه وجود نداشته باشد، مهارت شناختی زنان افزایش یافته و آنها قادر به درک شرایطی که در آن قرار دارند هستند و به همین دلیل ما بیش از هر زمان دیگری درباره زن سخن میگوییم.
آیا موضوع سهم الارث زنان قابل تغییر است؟
اختلاف نظر بین فقها و مجتهدین درخصوص سهم ارث زنان، نشان دهنده این است که میتوان از شرع برداشتهای مختلف کرد و مبنای اجرای شرع، قابل تغییر است. مسائل دینی و شرعی باید با شرایط و نیازهای روز جامعه منطبق و اجرای دستورات شرعی باید به روز باشد.
آیتالله صانعی معتقد به تساوی ارث و دیه زن و مرد است و میگوید: نظری که من دادهام برای الان نیست، بلکه برای 50 سال دیگر است و دیگران هم به این نتیجه خواهند رسید.
نه اینکه الان قابل اجرا نیست، بلکه چون عده زیادی با این نظر مخالفت میکنند. منظور این است که 50 سال دیگر همه به این نتیجه خواهند رسید؛ مثلا در مورد شطرنج همه روایات بر حرام بودن آن دلالت داشت.
شیخ انصاری در مکاسب در مورد حرمت خرید و فروش شطرنج، حرمت بازی شطرنج، حرمت نگاه کردن به شطرنج بسیار سخن گفته است، ولی امام فتوا دادند که عنوان تبدیل پیدا کرده یعنی شطرنج دیگر قمار نیست، بلکه شطرنج یک ورزش فکری تلقی میشود. بنابر این در مورد ارث زنان و دیه هم میتوان این احکام رامورد بررسی قرار داد.
حال ممکن است امروز و فردا این تحول صورت بگیرد یا چند سال دیگر. چون زن امروز در دنیا جایگاه ویژه و شرایط خاص دارد. شرایط زیست انسان همیشه ثابت نیست و با 1400 سال پیشخیلی تفاوت پیدا کرده و لذا فتاوی استنباطها و اجتهادها باید متناسب با انسان عصر حاضر باشد.
وی میگوید: بیشتر فقها در مورد آیه «للذکر مثل حظ الانثیین» میگویند که ارث زن نصف مرد است، ولی آیه دیگری نیز در قرآن داریم که میگوید «اعدلو هواقرب للتقوی» این آیه را در کنار آن آیه میگذارم و نتیجه میگیرم که ارث زن و مرد با هم برابر است. پس اگر فقیه و مجتهد چشمش را برواقعیات روز ببندد، جمود به خرج دهد و تجمد کند در مورد مشکلات روز نظراتی میدهد که پاسخگوی مشکلات روز جامعه نیست.
زبان قانون
هر یک از زن و شوهر پس از فوت دیگری از او ارث میبرد و در کنار دیگر وراث، سهم او محاسبه میشود. ماده 940 قانون مدنی بیان میکند توارث بین زن و شوهر هنگامی برقرار میشود که رابطه زوجیت آنان دائمی باشد. پس در ازدواج موقت یا به اصطلاح عموم صیغه رابطه توارث بین زن و شوهر برقرار نمیشود.
فوت زوج: با فوت شوهر، همسرش از او ارث میبرد، براساس ماده 913 قانون مدنی اگر شوهر دارای فرزند یا نوه باشد سهم ارث زن یک هشتم و اگر فرزند یا نوه نداشته باشد، سهم زن یک چهارم از اموال شوهر است. باید به این نکته توجه کرد که فرقی نمیکند شوهر از این زن فرزند یا نوه داشته باشد یا زن دیگر. پس اگر شوهر دارای فرزند یا نوه بود سهم زن او یک هشتم از اموال به جا مانده از اوست. در مورد سرقفلی هم میتوان گفت زن نیز همانند دیگر وراث از سرقفلی ارث میبرد و سهم او حسب مورد یکچهارم یا یک هشتم آن است.
تاثیر تعدد زوجات متوفی در تقسیم ارث
در صورت تعدد زوجات حسب مورد، یکچهارم یا یک هشتم اموال به جا مانده از متوفی به همسران او میرسد که به طور مساوی میان آنان تقسیم میشود.
رابطه طلاق و توارث
ماده 943 قانون مدنی میگوید: اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه کند هر یک از آنها که قبل از پایان عده بمیرد، دیگری از او ارث میبرد، ولی اگر فوت پس از پایان عده باشد رابطه توارث برقرار نمیشود و در دیگر طلاقها نیز رابطه توارث بعد از طلاق برقرار نمیشود چه قبل و بعد از عده باشد. ماده 944 قانون مدنی نیز میگوید: اگر شوهر در حال بیماری همسرش را طلاق دهد و ظرف یک سال از تاریخ طلاق به علت همان بیماری فوت کند زن او از وی ارث خواهد برد، البته به شرط آن که زن در این مدت ازدواج دیگری نکرده باشد.
فوت زن: ماده 946 میگوید: با فوت زن زوج از تمام اموال زوجه ارث میبرد.
مهریه زن پس از مرگش
با فوت زن، کلیه حقوق و مطالبات او به ورثه او میرسد. از جمله حقوق زن، مهریه اوست که اگر در زمان حیات او از شوهر استیفاء و نگرفته باشد این حق به ورثهاش میرسد. از این رو پدر و مادر زن از مهریه ارث برده و برای محاسبه مهریه، سهم شوهر از مبلغ مهریه کسر و مطابق سهمالارث پدر و مادر به آنها داده خواهد شد.
پیشنهادها
احکام ارث به لحاظ مصلحتهای عمومی جامعه بشری وضع شده و در مواردی که مصلحت خاص اقتضا کند یا شخص خود تمایل داشته باشد که بازماندگانش زن و مرد به یک اندازه از اموال او بهرهمند شوند، میتواند از حق وصیت یا ثلث خود برای تسهیم سهام و برابری آن استفاده کند یا پیش از مرگ به هرکس هر چقدر میخواهد تملیک کند، بنابر این شایسته است که آقایان عدالت جو برای رسیدن همسرانشان به موقعیتی عادلانه از حق وصیت یا ثلث خود به نفع همسرشان استفاده کنند تا بزودی شاهد تغییر قوانینی منصفانه باشیم.
در حال حاضر زنان زیادی در زمینهای کشاورزی و شالیزارها در کنار مردان خود کار میکنند، اما همین زنان وقتی همسران خود را از دست میدهند از هیچ یک از این زمینها ارثی نمیبرند. امروزه این بحث در بسیاری از دادگاهها مطرح است و چون در مواردی از جمله روستاها فقط زمین ارزش مادی دارد، همسرانی که سالها و همپای شوهران خود کار کردهاند دچار مشکلات جدی میشوند. بر همین اساس اگر همه مایملک مردی، یک خانه کلنگی باشد به طور حتم زن پس از فوت شوهر از دارایی او ارث نمیبرد.
زن در خانواده تمام تلاش خود را میکند و همه نوع ایثار و فداکاری دارد، اما در زمان ارث بردن به این نکات توجهی نمی شود بنابر این به متولیان امر پیشنهاد میکنیم:
1- همانطور که پس از فوت زوجه، زوج همه ماترک زن را در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به ارث میبرد، زوجه نیز بتواند این حق را داشته باشد.
2- زوجه از همه اموال زوج ارث ببرد. (اعم از منقول و غیرمنقول) به بانوان محترم نیز توصیه میکنیم تلاش کنند با حقوق خود آشنا شوند، چرا که هنوز بسیاری از زنان شناخت درستی از حق و حقوق خود ندارند و این شناخت نداشتن تبعات جبرانناپذیری در پی خواهد داشت، ضمن اینکه ارگانهای مختلف نیز میتوانند در شناخت حقوق زنان، کارهای فرهنگی موثری انجام دهند.
ماده 16 اعلامیه جهانی حقوق بشر
1- هر زن و مرد بالغی حق دارد بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد ملیت، تابعیت یا مذهب با همدیگر زناشویی کند و تشکیل خانواده دهد. در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در تمام امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی هستند.
2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.
3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهرهمند شود.
ماده 3 - میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی:
کشورهای طرف این میثاق متعهد میشوند تساوی حقوق زنان و مردان را در استفاده از حقوق مدنی و سیاسی پیشبینی شده در این میثاق تامین کنند.
میترا پازکیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: