بهترین فیلمی که دیده‌ام‌

دزد دوچرخه‌

«آنتونیو ریچی»، مردی متاهل و دارای دو فرزند. دو سال است که بیکار شده است. در ابتدای فیلم، او را می‌بینیم که در شهر شلوع رم در میان گروهی از مردان بی‌کار ایستاده است. «آنتونیو» تنها یکی از هزاران مردی است که در تلاش برای یافتن راهی برای نجات خانواده خود، در بحبوحه ایتالیای پس از جنگ هستند.
کد خبر: ۱۹۵۷۳۸

آنتونیو بالاخره شغلی به عنوان پخش‌کننده پوستر فیلم پیدا می‌کند. اما برای این کار احتیاج به یک دوچرخه دارد و باید پولی تهیه کند تا دوچرخه‌‌اش را از گرو در بیاورد. همسر او ماریا، همچون فرشته‌ای محافظ و مسوولیت‌پذیر به او پیشنهاد فروش مقداری از ملافه‌های جهیزیه‌اش را می‌دهد.

خوشبختی و حاشیه امنیتی که آنتونیو به واسطه این شغل به دست می‌آورد، دوامی ندارد. یک روز هنگامی که آنتونیو در تلاش است تا پوستری را به یک دیوار سنگی و ناهموار بچسباند، عابری زبروزرنگ، سوار دوچرخه‌ او می‌شود و فرار می‌کند. آنتونیو و پسرش، سفری نومیدانه ر‌ا درجستجوی دوچرخه در محله‌های رم آغاز می‌کنند.
شکایت آنها به پلیس نیز راه به جایی نمی‌برد. فردای آن روز بایوکو، دوست آنتونیو، که یک آشغال جمع کن است به او پیشنهاد کمک می‌کند. او اعتقاد دارد تمام اشیای دزدی را می‌توان در بازار دستفروش‌ها پیدا کرد. دو مرد به همراه پسرک تمام غرفه‌ها را بیهوده می‌گردند. ریچی با دیدن تصویر محوی از دوچرخه‌ای میان تعداد زیادی دوچرخه، فکر می‌کند دوچرخه‌اش را یافته است. مظنون، فردی است که مشغول حرف زدن با او بود، اظهار می‌کند که اصلا او را نمی‌شناخته است. ریچی پیرمرد را تعقیب می‌کند و به آسایشگاهی می‌رسد که در آن زنان نیکوکار مشغول پختن غذا میان فقرا هستند.

آنتونیو و پسرش در جستجوی دوچرخه خود با آدم‌های عجیبی روبه‌رو می‌شوند. انسان‌هایی از جنس خودشان و به همان اندازه محتاج و فقیر.

آنتونیو، خسته از جستجو و برای جبران شکست خود در مقابل پسر، با وجود این که پول اندکی دارد، او را به رستوران می‌برد.

در پریشانی کامل، به پیشگویی برمی‌خورد که به او جواب‌های سربالا می‌دهد. بالاخره برحسب اتفاق چشمش به دزد دوچرخه‌اش می‌افتد. اما رفقا و همسایگان او نمی‌گذارند که ریچی به مقصود خود برسد. پلیس مداخله می‌کند و کلبه حقیر مرد را بازرسی می‌کند اما چیزی نمی‌یابد.

آنتونیو تهدید به شکایت می‌کند و در میان سروصدای بقیه که او را هو می‌کنند از آنجا دور می‌شود. آنتونیو ناامید و خسته، به نوبه خود تصمیم به سرقت یک دوچرخه می‌گیرد. اما چون مهارتی در این کار ندارد، به سرعت توسط مردم دستگیر می‌شود و رهگذران با خشونت با او برخورد کرده و او را تحقیر می‌کنند.

در پایان دست خالی و با چشمانی پر از اشک به خانه باز می‌گردد و برونو با محبت دست او را می‌فشارد......
درباره «ویتوریو دسیکا»‌کارگردان دزد دوچرخه
دسیکا در 29 سپتامبر 1902 در ایتالیا دیده به جهان گشود. بازیگری را از کودکی و با بازی در فیلمی به نام «کاروبار کلمانسو» آغاز کرد.

اولین تجربه فیلمسازی او فیلمی بود به نام «رزسرخ» که خود نیز در آن به بازی پرداخت. البته به علت همزمانی با جنگ جهانی دوم، هیچ کدام از فیلم‌های اولیه او توجه چندانی به خود معطوف نساختند. اما فیلم «کودکان مراقب ما هستند» ستایش بسیاری را برانگیخت.

دو فیلم پس از جنگ او، فیلم پراحساس واکسی و دزد دوچرخه، شهرت او را جهانی ساختند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها