فضای مجازی

هرآینه آه‌

جواد زهتاب، نامی آشنا در غزل جوان است که در وبلاگی به نام «هر آینه آه» ما را به میهمانی شاعرانه‌اش دعوت می‌کند. غزل زهتاب غزلی ساده و گفتگوگر است و این گفتگو در همه پیرنگ‌ها از عاشقانه تا آیینی و از شعر اجتماعی تا واگویه‌های فردی نمود می‌یابد. در واقع، لحن شاعر برگرفته از گفتار روزمره است و این نزدیکی را با استفاده از کنایات و عبارات عامیانه تشدید می‌کند. این شیوه سبب می‌شود مخاطب بلافاصله با شعر ارتباط بگیرد و با تمهیدات دیگری چون استفاده از طنزی ملیح و موارد مشابه به همراهی حسی مناسب با متن دست یابد.
کد خبر: ۱۹۵۲۳۴

هر جا استفاده از این شیوه به صمیمیت و روانی بیان انجامیده، حاصل کار به غزلی موفق تبدیل شده است؛ اما نکته آن‌جاست که استفاده از این شیوه بیانی به واسطه پرهیز شاعر از تصاویر و مضمون پردازی‌ها  به دلیل انتقال سریع همان احساس مورد نظر  گاه به گفتگویی ساده بدل می‌شود که شاعرانگی کمرنگی دارد. اصولا پرداختن به چنین شیوه‌ای سهل و ممتنع است ؛ چرا که شاعر باید در کنار آن سادگی زبان، دریافتی اندیشمندانه و عمیق را در پس شعر یا استفاده‌ای دوگانه و چندوجهی را از زبان که به کشف در لایه‌های زیرین اثر بینجامد، بیافریند تا شعر قابلیت خوانش مکرر و ارتباط مستمر با مخاطب را بیابد.

از عود غیر دود نصیبت نمی‌شود
این هیزم تری است که من می‌شناسمش!

جواد زهتاب نشان داده است که هر گاه به سمت چنین فضایی حرکت می‌کند، بخصوص  هنگام  بهره‌گیری از ظرفیت‌های عبارات و کنایات زبان محاوره، شاعرانگی را به زیبایی پاس می‌دارد:

سه حرف قشنگ - اولین حرف‌ها
که عشق است و زیباترین حرف ها
به شوق نگاهت غزل پا گرفت‌
به ذوق تو شد دستچین حرف‌ها
تو گفتی از این حرف‌ها بگذریم‌
و خامت شدم با همین حرف‌ها
دوباره جنون بود و آن کارها
که خواندی به گوشم از این حرف‌ها
به پایان رسیدیم و بیچاره من!
که می‌ترسم از آخرین حرف‌ها

سیامک بهرام‌پرور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها