گفتگو با یک متهم به قتل

می‌خواستم خودنمایی ‌کنم‌

بسیاری از آسیب‌شناسان اجتماعی و جرم‌شناسان اعتیاد را مادر جرایم می‌دانند و بر این عقیده هستند که مواد مخدر انسان را به سوی ارتکاب انواع بزه‌ها پیش می‌برد. حامد هم یکی از همین مجرمان است که در پی اعتیاد، مرتکب قتل شد. گفتگو با این متهم را بخوانید:
کد خبر: ۱۹۵۱۱۳

چند سال داری و تا چه مقطعی درس خواند‌ه‌ای؟

متولد سال 67 هستم و دیپلم نقشه‌کشی دارم. به سختی دیپلم گرفتم و پس از آن دیگر میلی به ادامه تحصیل نداشتم.

فکر می‌کنی عامل اصلی که تو را در جایگاه متهم به قتل نشاند چیست؟

اعتیاد. همه بدبختی‌های من از وقتی شروع شد که به کراک اعتیاد پیدا کردم؛ البته دوستان بدی هم داشتم که رفاقت با آ‌نها من را به روز سیاه نشاند.

معمولا اعتیاد بی‌مقدمه شروع نمی‌شود و معتادان قبل از آن هم دچار انحراف‌هایی شده‌اند. این موضوع درباره تو هم صادق است؟

من کلاس دوم یا سوم راهنمایی بودم که شروع به سیگار کشیدن کردم. دوستان نابابی داشتم که حضور در جمع آنها باعث شد به سیگار رو بیاورم، بعد از آن وقتی تنها بودم هم به صورت پنهانی سیگار می‌کشیدم البته فکر نمی‌کردم روزی کارم به اینجا بکشد و تصورم این بود که همه چیز به سیگار ختم می‌شود و هیچ بدی در این کار نمی‌دیدم.

خانواده‌ات متوجه این موضوع نشده بودند؟

فهمیده بودند و من را مرتب نصیحت می‌کردند که با دوستان بد نگردم و به فکر درس و مشق باشم، اما من هیچ توجهی به نصیحت‌هایشان نداشتم و پیش خودم می‌گفتم آنها حرف نامربوط می‌زنند و شرایط و موقعیت مرا درک نمی‌کنند.

سیگار چطور به مواد مخدر تبدیل شد؟

یک روز همراه بچه‌ها به محله‌ای رفتیم و در آنجا دوستانم کراک خریدند. آن زمان این ماده مخدر تازه وارد بازار شده بود و ما هیچ شناختی نسبت به آن نداشتیم. همان روز بود که برای اولین بار مواد کشیدم.

اولین تجربه مواد مخدر در بسیاری از موارد به ادامه دادن این مسیر منجر می‌شود. فکر می‌کنی چرا این‌طور است؟

من خودم بعد از این که کراک کشیدم دچار حالت خاصی شدم که برایم جالب و جذاب بود. در واقع این نوع مواد مخدر حال آدم را دگرگون می‌کند طوری که ممکن است آن فرد احساس کند عجب ماده خوبی پیدا کرده است. من هم همین فکر را کردم ولی همه از عاقبت آن و ضرر و زیان‌های جبران‌ناپذیرش بی‌اطلاع هستند و چنان دلبسته و وابسته به مواد مخدر می‌شوند که دیگر به توصیه‌های هیچ‌کس اعتنایی نمی‌کنند.

چطور به یک معتاد تبدیل شدی؟

همه معتادها اول به قول خودمان تفریحی مواد می‌کشند و کم‌کم مصرف‌شان بالا و بالاتر می‌رود. من هم اوایل هر دو هفته یک بار مواد می‌کشیدم، ولی نیاز بدنم بیشتر شد تا جایی که مصرفم به حالت روزانه درآمد. به نظر من آنهایی که فکر می‌کنند می‌توانند فقط هرازگاهی و به صورت تفننی مواد بکشند خودشان را گول می‌زنند.

اول مصرف به قول خودت تفریحی، بعد اعتیاد دائمی و پس از آن؟ بعد از اعتیاد چه اتفاقی می‌افتد؟

درباره خودم این‌طور شد که هزینه مواد مخدرم بالا رفت در نتیجه هرچه پس‌انداز داشتم از دست دادم و برای تهیه مواد مجبور شدم وارد گروهی تازه از دوستانم شوم که کارهای خلاف انجام می‌دادند. در واقع همه دوستان من مساله‌دار بودند.

و اما قتل. درباره وقایع روز حادثه توضیح بده؟

 آن روز با دو نفر از دوستانم که اتفاقا سابقه‌دار بودند برای خرید مواد مخدر بیرون رفتیم. یکی از بچه‌ها از مردی موتورسوار کراک خرید و ما داخل ماشین شروع به مصرف آن کردیم، نمی‌دانم چطور شد که یکدفعه دو دوستم با دو پسر دیگر که در خیابان بودند شروع به مشاجره کردند. 

پس علت شروع دعوا را نفهمیدی ولی خودت را در غائله دخالت دادی؟

عصبی بودم. مصرف مواد مرا از خود بی‌خود کرده بود و حالت طبیعی نداشتم. وقتی بگومگوها بالا گرفت چاقویی را که در ماشین بود برداشتم و به طرف یکی از پسرها رفتم و یک ضربه به او زدم.

آن چه که می‌گویی اصلا باور پذیر نیست. این‌که آدمی بدون هیچ دلیلی از ماشین پیاده شود و پسر دیگری را با چاقو بکشد.

هر دو دوستم سابقه‌دار بودند و من می‌خواستم پیش آنها خودی نشان بدهم و بگویم من هم از عهده این‌جور کارها برمی‌آیم البته هدفم قتل نبود فقط می‌خواستم آن پسر را زخمی کنم ولی چاقو به گردنش خورد و او فوت کرد.

بعد از قتل چه کردی؟

هیچ کدام از ما نمی‌دانستیم آن پسر مرده است. به محض این که من چاقو را زدم سه نفری دوباره سوار ماشین شدیم و فرار کردیم. یکی از دوستانم مرا به خانه عمویش برد و در آنجا با پیگیری‌ها و پرس‌و جوهایی که انجام دادیم تازه فهمیدم چه کرده‌ام.

چطور دستگیر شدی؟

خودم را تسلیم کردم. وقتی فهمیدم آن پسر مرده دچار عذاب وجدان شدیدی شدم از طرفی می‌دانستم پلیس دنبالم است و زیاد نمی‌توانم خودم را پنهان کنم به همین خاطر فکر کردم بهترین راه این است که تسلیم شوم.

داستان زندگی تو می‌تواند درس عبرت بزرگی برای بسیاری از جوان‌ها باشد، چه توصیه‌ای داری؟

باور کنید این حرف‌هایی که الان می‌خواهم بگویم کاملا جدی است. اول این که به نصیحت‌ها و حرف‌های پدر و مادرتان گوش کنید که آنها خیرخواه شما هستند، هیچ آدمی در دنیا به اندازه پدر و مادر صلاح بچه‌اش را نمی‌خواهد، اگر کسی مثل من فکر کند آخر و عاقبتش همین می‌شود. ضمن این که مراقب دوستانتان باشید با هر کس رفاقت نکنید و از مواد مخدر فراری باشید حتی اگر دوستان پیشنهاد  مصرف تفریحی داد از او فرار کنید چون یک‌بار مصرف مواد مخدر کافی است تا آدم بیچاره و بدبخت شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها