در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شانزده سال بیشتر نداشت که عضو جنبش فتح شد و سالهای متعددی به همراه فلسطینی ها بر ضد اشغالگران قدس به مبارزه پرداخت. انیس از دوستان نزدیک شهید عماد مغنیه فرمانده بزرگ نظامی حزب الله است که آغاز دوستی آنها به دهه هفتاد برمی گردد.
به مناسبت 14 آگوست(24 مرداد) دومین سالگرد پیروزی بزرگ حزب الله بر رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه 2006 ، خبرگزاری مهر گفتگویی در باره مسائل منطقه با انیس نقاش انجام داده است:
اوضاع فعلی منطقه خاورمیانه را چگونه ارزیابی می کنید؟
- اولا باید بدانیم که اوضاع اقتصادی بین المللی و به ویژه اوضاع اقتصادی آمریکا، سبب توجه بیش از پیش این قدرت به منطقه خاورمیانه و به ویژه نفت آن، برای تامین نیازهای خود شده است،بنابراین از دهه نود، شاهد تلاش آمریکا برای سلطه مجدد بر منطقه از راه جنگ عراق بر ضد کویت و حمله آمریکا به آن تا اشغال کویت و اشغال مستقیم عراق و ادامه مسئله فلسطین بوده ایم .
ویژگی این مرحله این است که ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفته است پس از آنکه دولتهای عربی در اعمال سیاستهای مورد نظر این کشور شکست خوردند و پس از شکست اسرائیل در سلطه بر منطقه و تحمیل شروط خود و به ویژه در مسئله فلسطین، خود به تنهایی برای سلطه بر خاورمیانه به این منطقه بیاید .
این دخالت مستقیم آمریکا، دلیل ضعف است نه دلیل قدرت؛ و این دخالت در اشغال عراق نمایان شد؛ اشغال مستقیم و غیر مستقیم سبب تضعیف ایالات متحده شده و شیوه نظامی گری آن با شکست روبرو شده است و به همین علت، این کشور شروع به جستجوی راه حلهایی چند جانبه کرده است.
یکی از این راهها، تحریک مناقشات طایفه ای و مذهبی و تلاش برای به وجود آوردن درگیری داخلی در عراق و همکاری با کشورهای منطقه برای نجات خود از عراق بوده است که این راهها سبب تضعیف این کشور و تضعیف برنامه ها و اهدافش شده است .
آمریکا همچنین تلاش کرد از طریق اسرائیل در سال 2006، وارد جنگ بر ضد لبنان شود تا شاید به واشنگتن کمک کند با نابودی مقاومت در لبنان و فلسطین،سلطه خود را در منطقه بازیابد که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا گفته بود خاورمیانه جدید شکل خواهد گرفت، اما پیروزی مقاومت، به جای اینکه نتایج مثبتی برای ایالات متحده و اسرائیل به همراه داشته باشد نتایج منفی برای آن دو به دنبال داشت.
اوضاع امروز منطقه نسبت به گذشته بسیار منحصر به فرد است،زیرا نیروهای صهیونیستی و آمریکا از برنامه های خود عقب نشینی کرده اند و مجبور شده اند با سوریه و ایران گفتگو کنند؛ آنها از مقاومت در جنوب لبنان می هراسند و در فلسطین دچار آشفتگی و سراسیمگی شده اند نمی توانند راه حلی پیدا کنند و انتفاضه و مبارزه مسلحانه در آنجا ادامه دارد در نتیجه امروز منطقه طوری شده است که توان مقاومت و بازدارندگی در برابر آمریکا را پیدا کرده است و طرحهای آمریکایی دیگر نمی تواند به اجرا درآید.
البته این اوضاع به معنای پیروزی کامل بر ایالات متحده آمریکا نیست؛ آن را نصف پیروزی می دانم و برای حمایت از این پیروزی به تثبیت آن و ایجاد مجموعه قدرتمندی در منطقه نیاز داریم ؛این پیروزی است که تصویر جدیدی به منطقه می بخشد که ما آن را می سازیم به جای اینکه فقط در واکنش به ایالات متحده باشد.
تاکنون من معتقد نیستم که این تصویر روشن است،زیرا قدرتهایی که طرح آمریکا را ناکام گذاشتند؛ باید طرحی برای منطقه ترسیم کنند تا مخاطرات جنگهای مذهبی و نژادی را از آن دور کرده و طرح وحدت میان نیروها برای آزادی،توسعه،امنیت و رفاه بیشتر در منطقه را پایه ریزی کنند تا ملتهای منطقه بر آن نظارت داشته باشند، نه قدرتهای خارجی.
متاسفانه برخی کشورهای منطقه اعتقادی ندارند که می توانند استراتژی خاصی برای آن به وجود آورند یا نظام منطقه ای خاص داشته باشند؛ آنها پیوسته اعتقاد دارند که باید مجری طرحهای قدرتهای بزرگ و دنبال رو آن باشند.
ایران و سوریه اعقتاد دارند منطقه باید برنامه و نقشه سیاسی جدید و برنامه های توسعه خاص خود را داشته باشد، بنابراین ما در مرحله انتقالی میان شکست تهاجم خارجی و خارج نشدن کامل طرحهای آن از منطقه هستیم .
اوضاع سیاسی و امنیتی و نظامی در لبنان پس از تحولات اخیر به ویژه تشکیل دولت وحدت ملی و پیروزی بزرگ حزب الله در تبادل اسیران با اسرائیل چگونه است؟
- انیس نقاش : لبنان مراحل دشواری را پشت سرگذاشت، زیرا مورد هدف قرار داشت، مقاومت آن در سال 2000 بر اسرائیل پیروز شد، آمریکا و فرانسه و برخی کشورها تصمیم گرفتند مقاومت را تضعیف کنند و قطعنامه 1559 را تصویب کردند این قطعنامه خواهان دو نکته اساسی شد عقب نشینی سوریه از لبنان و خلع سلاح مقاومت .
معتقد بودند عقب نشینی سوریه از لبنان، مقاومت را تضعیف می کند در حالی که چنین عقب نشینی، آزادی بیشتر را به مقاومت برای فعالیت داد و قوی تر شد. آنها در راه شکست مقاومت از طریق ایجاد شکاف در صفوف لبنانی ها شکست خوردند.
اما حلقه زدن مردم در اطراف مقاومت؛ آنها را شکست داد،بنابراین اسرائیل تصمیم گرفت تا این ماموریت را با جنگ 2006 انجام دهد که در آن شکست خورد و این شکست اول و شکست دوم،سبب قوی تر شدن مقاومت و نیروهای حامی آن در لبنان شد و این نیروها توانستند دولت وحدت ملی را تحمیل کنند و در تصمیمات داخل دولت مشارکت کنند که تصویب بیانیه کاری و اعتراف دولت به مقاومت از دستاوردهای آن بود که این موضوع اسرائیل و ایالات متحده را عصبانی کرد و با عملیات تبادل اسیران به اوج خود رسید که البته این عملیات، عادی نبود، زیرا پس از جنگی صورت گرفت که عنوان آن مخالفت اسرائیل با عملیات تبادل اسیران بود، بنابراین هنگامی که عملیات تبادل انجام شد، معنایش تسلیم اسرائیل بود، بنابراین این رژیم دو بار شکست خورد یک بار در جنگ 2006 و بار دیگر در عملیات تبادل اسیران.
برخی صداها برای خلع سلاح مقاومت در لبنان و خارج آن شنیده می شود با وجودی که رهبران لبنان به ویژه میشل سلیمان رئیس جمهوری و نبیه بری رئیس مجلس بر ضرورت مقاومت برای آزادی مزارع شبعا و ضرورت اتخاذ استراتژی دفاعی تاکید می کنند جایگاه سلاح حزب الله در این استراتژی کجاست؟
حزب الله در جریان تجربه خود دو ماموریت را انجام داد، ماموریت اول آن، ماموریت آزادی بود که در سال 2000 به دست آمد که هنوز به پایان نرسیده است زیرا هنوز مزارع شبعا و تپه های کفرشوبا در اشغال است . سپس در سال 2006 ثابت کرد که قدرت دفاعی قوی دارد تا جایی که اسرائیل وقتی به لبنان حمله و تلاش کرد شروط خود را برای لبنان تحمیل کند، مقاومت از لبنان دفاع کرد و پیروز شد و به یک قدرت دفاعی تبدیل شد، بنابراین دو استراتژی وجود دارد استراتژی آزادی و استراتژی دفاعی.
این استراتژی دفاعی پیش از جنگ، یک استراتژی نظری بود و مردم معنای آن را نمی دانستند، اما پس از جنگ 2006، حزب الله ثابت کرد که قدرت بالایی برای دفاع دارد ؛ در نتیجه امروز دولت لبنان نیاز دارند این طرح را ثبت و به یک طرح ملی تبدیل کند تا دولت در آن مشارکت کند و مقاومت بخش اساسی آن باشد، زیرا مقاومت، قدرت بالایی برای دفاع از لبنان دارد در نتیجه منطق دیگران که خواستار خلع سلاح مقاومت شده و مخالفت آنها با اینکه مقاومت، مسئولیت دفاع را برعهده داشته باشد، منطق شکست خورده است، زیرا لبنان با ارتش آن در برابر اسرائیل، بسیار ضعیف است و در نتیجه به مقاومت به عنوان شیوه جایگزین ارتش نظام نیاز دارد؛ به ویژه اینکه این مقاومت در جنگ 2006 ثابت کرد قادر به دفاع از لبنان است، امروز دشمن اعتراف می کند؛مقاومت امروز بسیار قدرتمندتر شده است و به موازنه قوای برابر با اسرائیل نزدیک شده و موازنه قوای خوبی ایجاد کرده است و اسرائیل آن را خطری برای خود قلمداد می کند. این از نظر ما چیز خوبی است،زیرا ایجاد موازنه قوای جدید و قدرت بازدارنده در لبنان به این معناست که اسرائیل خواهد ترسید و پیش از حمله به لبنان، دهها بار درباره عواقب آن خواهند اندیشید.
مولفه ها و عناصر قدرت مقاومت و راز اقتدار آن چیست؟
- راز قدرت مقاومت این است که اولا فرزندان آن، فرزندان سرزمین اشغال شده هستند؛ آنها از سرزمین خود دفاع می کنند؛ اشغالگری، مقاومت را به وجود آورده است . مقاومت سرزمین خود را می شناسد و ملت در گرداگرد آن حلقه زده اند،زیرا فرزندان این ملت کسانی هستند که مقاومت می کنند.
ثانیا، مقاومت به عنوان یک ایده سیاسی ایمانی و نه صرفا یک فکر سیاسی،انتخاب شد؛ سیاست و ایمان با هم ترکیب شد و نوعی از مبارزان مومن بسیار قدرتمند را تربیت کرد که اطمینان و یقین به پیروزی، نظم و سازماندهی بزرگ، روحیه بالا برای شهادت و فداکاری از ویژگی های شاخص آنهاست. ثالثا، استفاده آنها از تجارب مقاومتهای گذشته و تجارب خود در 18 سال پیش،سبب بهبود تجارب آنها شد بنابراین هرگاه وارد نبرد جدیدی شوند، کارایی به مراتب بهتری از نبردهای قبلی خواهند داشت بنابراین مقاومت پیوسته در حال پیشرفت و دگرگونی است و این همان چیزی بود که دشمن را در جنگ جولای 2006 غافلگیر کرد، زیرا دشمن با تاکتیکها وسلاحهای جدید و روحیه های بالا غافلگیر شد. نکته مهم در این مسئله، به وجود آمدن نوع جدیدی از انواع جنگها بود که ضعیف می تواند بر قوی پیروز شود که ایمان، تاکتیک جنگهای پارتیزانی و حمایت کامل مردمی از عناصر و عوامل مهم این پیروزی است که با وجود حملات ویرانگر اسرائیل، مقاومت را رها نکرد و هرگز علیه مقاومت عمل نکرد.
فشارهای زیادی بر مقاومت در لبنان و منطقه و خارج آن از سوی قدرتهای بزرگ با وجود پیروزیهای درخشان آن اعمال می شود. مقاومت تا چه حد توانسته است بر منطقه تاثیر بگذارد و موازنه های قدرت را تحت تاثیر قرار دهد؟
- جنگ 2006 همانگونه که کاندولیزا رایس گفته بود می خواست خاورمیانه جدید را تشکیل دهد، شکست خورد، یعنی خاورمیانه جدید به وجود آمد، اما به نفع مقاومت و نه به نفع ایالات متحده آمریکا. این سبب شد تا ایالات متحده از مواضع خود و جنگ در قبال ایران عقب نشینی کند. قدرت فشار بر سوریه کاهش یافت و می بینیم که این کشور امروز مواضع سیاسی منطقه ای و بین المللی بزرگی دار، و احتمال جنگ از سوی اسرائیل علیه لبنان و نوار غزه کاهش یافت و معنایش این است که موازنه قوای جدید، سبب کاهش قدرت طرحهای نظامی شده است که آمریکا و اسرائیل تصمیم دارند از طریق آن، شروط خود را بر منطقه تحمیل کنند تا جایی که سبب شده است آنها در موضع دفاعی قرار گرفته و نیروهای مقاومت و بازدارنده در موضع تهاجمی قرار گیرند و این معادله راهبردی جدید بسیار مهمی است.
به عنوان مثال، نظام سوریه که مورد تهدید قرار داشت به خاطر اینکه یا از آمریکا تبعیت کند یا ساکت باشد، دیگر در معرض تهدید نیست؛ دیگر کسی نمی تواند به راحتی، لبنان را تهدید کند، زیرا این کشور از قدرت بزرگی برخوردار است؛ حتی می بینیم که حماس در غزه و مقاومت در فلسطین بسیار قدرتمند از گذشته است و از احتمال درگیری قدرتمند با اسرائیل و احتمال آزادی فلسطین سخن می گوید و مهمتر از همه اینها این است که امروز صداهایی در فلسطین اشغالی از اسرائیلی ها می شنویم که از امکان و احتمال زوال رژیم صهیونیستی و خطر زوال این رژیم و خطرات شکست آمریکا در منطقه سخن می گویند که بر امنیت اسرائیل و آینده آن تاثیر خواهد گذاشت.
روابط داخلی و خارجی حزب الله چگونه است؛ همه حزب الله را به عنوان یک حزب مقاومت و دارای فعالیتهای نظامی می شناسند، آیا حزب الله روابطی فراتر از اینها با خارج دارد؟
حزب الله روابط خارجی بسیار قدرتمندی با احزاب و نیروهای سیاسی و گروههای مردمی دارد و از حمایتهای معنوی بی نظیری حتی از داخل آمریکا و اروپا و آمریکای لاتین و دولتهای اسلامی برخوردار است، اما حزب الله نیازی به کمک مبارزان و حمایت خارجی ندارد،زیرا شمار زیادی رزمنده و امکانات گسترده ای در اختیار دارد؛ حمایت سیاسی جمهوری اسلامی ایران و سوریه، پشتیبان مهمی برای آن است و تکمیل استراتژی منطقه تکامل یافته مهترین مسئله را تشکیل می دهد، بنابراین حزب الله در چارچوب استراتژی فردی و جداگانه یا ضعیف، حرکت نمی کند، بلکه در چارچوب استراتژی منطقه ای بین المللی حرکت می کند و بر اوضاع منطقه ای و بین المللی تاثیر می گذارد.
در دومین سالگرد پیروزی حزب الله در جنگ جولای 2006 در برابر رژیم صهیونیستی قرار داریم؛آیا احتمال تغییر استراتژی دفاعی، سیاسی حزب الله وجود دارد؟
حزب الله همواره استراتژی دفاعی و نظامی را تغییر می دهد و با استراتژی جدید خود، اسرائیل را غافلگیر می کند ؛ آنچه می توانم بگویم اینکه اگر جنگ جدیدی رخ دهد، اسرائیل غافلگیر خواهد شد،زیرا تاکتیکها، شیوه ها و سلاحها هرگز مانند جنگ جولای 2006 نخواهد بود و در نتیجه، دشمن با غافلگیرکننده های جدیدی غافلگیر خواهد شد.
مهمترین تهدیدها و چالشهایی که لبنان و منطقه با آن روبرو هستند؟
مهمترین تهدیدها و چالشهایی که لبنان و منطقه با آن روبرو هستند به اعتقاد من مناقشه مذهبی و طایفه ای است،یعنی امروز دشمن تنها با بمب و موشکها و هواپیماها حمله نمی کند، بلکه با توطئه هایی که نام آن جنگهای داخلی است، می خواهد جهان اسلام را قومیتهای عرب و کرد،شیعه و سنی متفرق و از هم جدا کند با تهاجم رسانه ای گسترده ای به این ادعا که ایران فارس است، برای اختلاف افکنی و ایجاد دشمنی میان اعراب و این کشور تلاش می کند ؛در حالی که ایران فقط فارسی نیست، بلکه تمام قومیتها مانند عرب و کرد و ترکمان و فارسی و ترک در این کشور در کنار هم زندگی می کنند ؛ تلاش می کنند که میان شیعه و سنی بحران ایجاد کنند، تلاش می کند تا میان اعراب بحران به وجود آورند و به ویژه اینکه سوریه و لبنان از هم جدا و با هم دشمن باشند و بنابراین مهمترین خطرات، این توطئه هایی است که خواهان فروپاشی منطقه و ورود آن در جنگهای کوچک است تا اسرائیل به ع نوان تنها دولت قدرتمند باقی بماند.
برای مقابله با این توطئه ها، اولا باید خطر صهیونیستی آمریکایی را برای همه روشن کرد که آنها دشمن اول همه مردم منطقه هستند؛ ثانیا بازگشت به وحدت اسلامی و خطاب توحیدی میان همه که علما، مبلغان و سیاستمداران باید این ماموریت را انجام دهند؛ثالثا، برنامه کاملی برای توسعه منطقه تببین کرد، زیرا نمی توان بدون برنامه از وحدت سخن گفت، باید برای دستیابی به اهداف مشترک، توسعه و امنیت مشترک، وحدت و یکپارچگی و تلاش مشترک داشته باشیم .
برخی رسانه های عربی و برخی اشخاص سیاسی، از احتمال ورود دولت لبنان به مذاکرات غیر مستقیم و یا مستقیم با رژیم صهیونیستی سخن می گویند؛ آیا ممکن است روزی چنین اتفاقی بیفتد؟
در حال حاضر چنین موضوعی بسیار بعید است و اعتقادی به وقوع آن ندارم،زیرا مجموعه ای از قطعنامه های بین المللی درباره لبنان و اسرائیل وجود دارد که این رژیم را به عقب نشینی از مناطق اشغالی لبنان ملزم کرده است، بنابراین لبنان مجبور نیست؛ برای بازپس گیری حقوقش وارد مذاکره شود، اسرائیل باید این قطعنامه های بین المللی را اجرا کند.
این از بعد نظری، اما از بعد عملی، من اعتقادم این است که میان ما و اسرائیل،چالش بزرگی وجود دارد که ممکن است حداقل آن، جنگهای جدیدی باشد که اسرائیل تلاش می کند تصویر بازدارندگی مخصوص خود را بازیابد، اما شکست خواهد خورد و این چیزی است که ما را از مذاکره مجدد با اسرائیل دور خواهد کرد و وقتی اسرائیل در چنین وضعیت متزلزلی قرار دارد؛ ما حتی ملزم به مذکره با این رژیم نیستیم .
در مراحل تشکیل دولت وحدت ملی، شاهد دخالتهای فراوان خارجی در تشکیل دولت بودیم، مهمترین دخالتها به ویژه می خواهم به نقش برخی کشورهای عربی مانند مصر و عربستان و مانع تراشی آنها اشاره کنید؟
پیش از تشکیل دولت روشن بود که دولت وحدت ملی به معنای آن است که برای مخالفان و حزب الله نقش اساسی در تصمیم گیری ها خواهد داشت، بنابراین ایالات متحده آمریکا،فرانسه و برخی کشورهای عربی به ویژه عربستان و مصر با این مسئله مخالف بودند، زیرا آنها خواهان دور شدن حزب الله از تصمیم گیری های سیاسی بودند، اما اشتباهی که دولت سنیوره با دو تصمیم غلط و حمله به مقاومت و شبکه ارتباطی آن مرتکب شد؛ منجر به درگیری جزئی در لبنان شد که در موازنه های قوا منعکس شد و نشان داد که دولت نمی تواند به این سیاست ادامه دهد.
کنفرانس دوحه آنها را مجبور کرد با تشکیل دولت وحدت ملی که خواسته مقاومت و مخالفان بود موافقت کنند، فرانسه به سبب تغییر موازنه های قوا و کشورهای عربی که به آن راضی نبودند، اما تسلیم شدند. قطر از آن استفاده کرد زیرا ناظر آن بود، اما کشورهای عربی دیگر مخالف آن بودند و شکست خوردند؛ شکست آنها تنها در لبنان نبود، این شکست سبب تضعیف آنها در منطقه شد.
مزارع شبعا و تپه های کفرشوبا همچنان در اشغال رژیم صهیونیستی است؛ آیا احتمال وقوع جنگ برای بازپس گیری آن همانطور که میشل سلیمان رئیس جمهوری لبنان به آن اشاره کرده بود،وجود دارد؟
این احتمال وجود دارد همانگونه که رئیس جمهوری لبنان در فرانسه گفت که فرصت چند ماه محدود برای سازمان ملل متحد وجود دارد که برای آزادی مزارع شبعا از طریق فعالیت سیاسی عمل کند؛ و اگر این مسئله از راه سیاست محقق نشود؛ راه حل نظامی آماده است و ممکن است از این راه صورت گیرد.
امروز آمریکا و اسرائیل و اروپا باید برای سازمان ملل متحد انتخاب کنند به اینکه آیا خواهان راه حل از طریق اجرای قطعنامه های بین المللی یا اینکه خواهان راه حل از طریق جنگ هستند. در ماههای آینده خواهیم دید، اما در لبنان تقریبا این اجماع درباره حق لبنان برای بازپس گیری این اراضی با تمام شیوه ها وجود دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: