در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاجاتی که از چشمان منتظر من و اجداد من و اجداداجداد من چکیدهاند. حاجاتی که پدران من و همه پدران قبل از آنها به من سپردهاند تا در شب باریدنت بر زمین به نیابت، در دستانم، رو به تو تقدیم کنم و برات بگیرم.
ای مولا! بر من بیاموز چگونه در انتظارت باشم تا بپذیری مرا در جمع منتظرانت.
ای سرورم! بر من بیاموز چگونه منتظرانت را بشناسم تا در کنارشان بایستم.
ای ولی من! بر من بنما راه روشن خود را در عرصهای که تاریکیهای وجود مدعیان دروغین، زمین را تیره و تار کرده است.
ای صاحب من! بر من بیاموز چگونه جز تو صاحبی برنگزینم و جز تو امامی ببینم که اگر تو نیاموزی، من آموزندهدیگری ندارم و ضلالت، مرا تصاحب خواهد کرد.
ای تکیهگاه من! بر من بیاموز چگونه زندگی کنم تا در لحظهای که تو بر دیوار کعبه تکیه میزنی و با صدایی به بلندی همه آفاق «اناالمهدی» میگویی، گوشهایم را نگیرم و در کنار منکرانت نباشم.
ای شمشیر حق در نیام! بر من بیاموز چگونه باور کنم از رونق افتادن همه سلاحهای کافران را در روزی که تو برانگیخته میشوی، تا جسارت شیعیان را بیابم.
ای نور دیدگاه هستی! بر من بیاموز چگونه از چشمانم مراقبت کنم تا همیشه تو را در کنارم ببینم و تو در چشمانم بنشینی.
و ای حاضر! پیوسته دستهای خالیام رو به تو است؛ آنچه شایسته من است، حاجت من کن تا همان را تقدیم تو کنم یاوجیه عندالله...
... و من گمان میکنم شفاعت تو بر همه حاجات من - نه فقط در روز بازپسین - شایستهترین حاجت من است در روزی که زمین در انتظار بوسیدن قدمهای مبارک تو شکاف برمیدارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: