در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که چند بار به همسایهاش پیشنهاد کرده بود به صورت مشترک حصاری بین مزرعهشان بکشند هر بار با مخالفت او روبهرو شده بود. به همین دلیل هم از کاشتن 3 راس اتومبیل قراضه استفاده کرد تا پیامش را به گوش، یعنی به چشم همسایه مزاحم برساند. به این میگویند تگزاسی امروزی.
گربه دانا
بار دیگر یک گربه ثابت کرد که گربهها بیوفا نیستند و این ضربالمثل فارسی خیلی مصداق ندارد. این گربه کوچولو با آتش گرفتن خانه از پنجره اتاق خواب وارد خانه شد و به سراغ خانم 97 سالهای رفت که در خواب ناز بود. این خانم میگوید ساعت 4 صبح بود و من از صدای میو میوی گربه بالای سرم از خواب بیدار شدم و از بوی دودی که همه جا را گرفته بود فهمیدم که خانه آتش گرفته است.
دزدی در روز روشن
مردی که به زور اسلحه سوار کامیون شده بود و قصد ربودن آن را داشت دستگیر شد. ماجرا کاملا شبیه فیلمهای آمریکایی است فقط یک کمی نمکش کم است: یک راننده کامیون مردی را که کنار جاده ایستاده بود سوار میکند. بعد او اسلحه میکشد. بعد کامیون بنزین، نه ببخشید گاز تمام میکند و راننده از موقعیت استفاده میکند و پلیس را خبر میکند. پلیس هم از راه میرسد و به خوبی و خوشی دزد دستگیر میشود. بزن بزن نداشت ببخشید.
ماهیگیر باحال
«ناتان» وقتی روی ریل راهآهن با کامیونی روبهرو شد که روی آن یک تابلو نصب شده و نوشته شده بود راه بسته است، فهمید دچار دردسر شده. او هر کاری کرد نتوانست کامیون را از آنجا تکان بدهد. به ناچار به ایستگاه راهآهن رفت و یک قطار برداشت و آمد و کامیون را خرد کرد تا قطار مسافری که به زودی از راه میرسید دچار گرفتاری نشود.
بعد از این همه بدبختی او فهمید این کامیون را یک آقای باحال 25 ساله که میخواست در آرامش تمام در دریاچه ماهیگیری کند آنجا گذاشته بود تا عبور و مرور وسایل نقلیه موجب مزاحمت نشود! واقعا دیگه خیلی نوبر بود. ماهیگیر حساس مجبور شد اعتراف کند این حرکتش فقط یک دیوانگی محض بوده. اگه نمیگفت دیگه خیلی زور داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: