گزیده سرمقاله روزنامه‌های امروز

«مهدویت ؛ پارادایم جهان آینده»

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «مهدویت ؛ پارادایم جهان آینده»،«سخنان مشایى تا بیانیه مجلس»،«دوران مدارا ؟ !» و... که گزیده برخیاز آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۱۹۴۶۱۴

قدس

«مهدویت ؛ پارادایم جهان آینده» به قلم غلامرضا قلندریان عنوان سرمقاله روزنامه قدس است که در ابتدای آن آمده است؛شیعه هر ساله با فرا رسیدن ماه شعبان، آرمانشهر عدالت مهدوی را برای درک دوران اعتلای ارزشهای الهی انتظار می کشد و با تحقق حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، پرونده ظلم، جنایت و تعدیات به انسانهای مظلوم و مستضعف بسته خواهد شد. امروز مظلومان عالم برخوردهای غیرانسانی زورمداران را بر اساس برداشت مکاتب زمینی و خود ساخته بشریت تهی از وحی الهی شاهد هستند، لذا برای آن رخداد عظیم الهی لحظه شماری می کنند.

مسأله «منجی موعود» بویژه از سوی غرب و در رأس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد توجه و البته تحریف بسیار قرار گرفته است. آنان از منظری نامتعارف و مبتنی بر مفاهیم و آموزه های یکجانبه گرایانه، به طرح مسأله «ناجی آخرالزمان» پرداخته، سعی در القای تصویری خاص از ظهور منجی دارند و با انعکاس وسیع رسانه ای، بویژه ساخت آثار سینمایی همچون «آرماگدون»، «آخرالزمان» و ... می کوشند با تحریف حقایق تاریخی، خود را غمخوار سرنوشت مردم جهان بنمایانند و با دروغ پردازی، قلب واقعیت و تحریف حقایق، موجی از اسلام هراسی و ضدیت با موعود و شیعیان را در جهان ایجاد کنند.

نویسنده یادداشت روزنامه قدس معتقد است؛دیدگاه مشترک نویسندگان غربی، توسعه خطی تحولات و رسیدن حتمی به حکومت جهانی دموکراسی لیبرال است. لذا رهبران غرب برای رسیدن به آن موقعیت و بی فایده بودن مقاومت مردم و رهبران غیرغربی در برابر این سیر محتوم، وقایع جهان را متذکر می شوند، اما هر یک از آنها برای مقصود خویش راهی جداگانه را برگزیده اند.

استراتژیستهایی مانند فرانسیس فوکویاما، از پایان تاریخ با محوریت الگوی لیبرال دموکراسی سخن به میان آورده و این سراب را به عنوان مخدری فرا روی بشر قرار داده اند. این در حالی است که آنها نیز با نا امیدی از شرایط فعلی جهان، افق امیدوارکننده ای را به بشریت نوید می دهند و به این باور رسیده اند که یأس امروزی شهروندان از بن بست ایده های بشری است، لذا غایتمندی جهان را با وعده بهبود مناسبات انسانی، با محوریت کرامت انسانها آرزو می کنند.

در ادامه می‌خوانید؛باید به تئوریسینهای غربی وایدئولوگهای آنها این نکته را گوشزد نمود، آنچه را پارادایم لیبرال دموکراسی در نبود رقبای ایدئولوژیک خود اعم از مارکسیسم، فاشیسم و نازیسم برای بشریت به ارمغان آورده است، نمی توان کاهش آلام و التیام زخمهای ناشی از بی عدالتی تلقی کرد، بلکه بر مشکلات و معضلات بشریت بیش از گذشته افزوده است.

در بخش دیگر یادداشت آمده است؛تعداد آیات و روایاتی که از آینده امت و عالم صحبت می کند، به ده ها آیه و صدها روایت می رسد. مؤید ادعاهای فوق، به این دو آیه می توان اشاره نمود: «وعد ا... الذ ین آمنوا و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض...»
«خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند.» و آیه دیگر در این زمینه: «و من أظلم ممن منع مساجد ا... ... لهم فی الدنیا خزیُ...»
«کیست ستمکارتر از آن که نگذاشت نام خدا در مسجدهای او برده شود... نصیبشان در دنیا خواری است....»

در پایان می خوانید؛بدین ترتیب، جهان غرب با مقایسه سناریوسازی اندیشه اومانیستی که در سالهای اخیر با صبغه مذهبی و با بسته بندی جذاب روانه بازار اندیشه شده، باید بدانند حقیقت پشت ابرهای تیره فریبکاری استکبار باقی نمی ماند و در آینده ای نزدیک، خورشید عالمتاب مهدویت از افق باورهای اسلامی با پرتوهای زرینش جهان مشحون از ظلمت و ضلالت انسانها را روشن خواهد ساخت و مدینه فاضله در عصر ظهور به معنی واقعی کلمه تحقق خواهد یافت.

جمهوری اسلامی

سرمقاله روزنامه‌ی جمهوری اسلامی «تحلیل سیاسی هفته» نام دارد که در ابتدای آن می‌خوانید؛ماه شعبان در حالی به نیمه نزدیک می شود که دیدگان منتظر همچنان به افق انتظار دوخته شده است . این روزها در آستانه طلوع خورشید عالمتاب منجی عالم بشریت عدالت گستر جهان روح ایمان و تجلی قرآن حضرت بقیه الله الااعظم (عج ) همه جا غرق در شادی و سرور می شود و دست های نیایش از آستین نیاز در می آیند تا به سوی آسمان پر کشند. از بیکران هجران نوای امید به گوش می رسد گویی که ملائک ندا می دهند که گاه هجران سرانجام به پایان رسیده و یار خواهد آمد.
کاروان بشریت در این ایام خسته تر و درمانده تر از همیشه در وادی ضلالت و در طوفان حوادث راه خود را گم کرده و در انتظار راهنمای هدایتگری است که او را از گمراهی برهاند و قافله بشریت را به سرمنزل مقصود هدایت کند. امروز بیش از هر زمان دیگری جهان عطشناک در انتظار آمدن قطره ای باران لحظه شماری می کند که خاک تشنه دل های به لب آمده را طراوت بخشد. جهان در انتظار رویت پرچم مصلحی است که بنای ظالمان را درهم بشکند و طعم روزگار رهایی را به او بچشاند. زمین و زمان در انتظار مهری است که چون از پس ابرها بدر آید مهرش ستاره وار در دل مظلومین و محرومین تاریخ بنشیند و صفحه تاریخ را به نفع مستضعفین تغییر دهد. پس این روزها که در هر کوی و برزن سالروز میلاد خجسته آن یار غایب از نظر را گرامی می داریم سعی کنیم با آغاز تحولی فرهنگی در روح و جان خویش وجامعه برای یاری آن یار عزیز آماده شویم و خود را به صفات و کمال منتظران واقعی نزدیک کنیم .

در ادامه تحلیل سیاسی هفته روزنامه جمهوری می‌خوانید؛در این هفته مسئولین وزارت خارجه به همراه سفرا و روسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور که برای برگزاری همایش سالانه به تهران آمده اند با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند و ایشان ضمن تبیین جایگاه کنونی نظام اسلامی و الزامات حرکت هوشمندانه شجاعانه و متعهدانه وزارت خارجه بر انعکاس صحیح عزت و اقتدار روزافزون نظام اسلامی و بهره برداری آن در فضای دیپلماسی تاکید کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای گسترش تفکر اسلامی در دنیا و غلبه تفکر مقاومت در مقابل مظاهر سلطه در لبنان و فلسطین را نمونه های بارزی از پیشرفت نظام اسلامی در افکار عمومی و افزایش عظمت و اقتدار ملت ایران برشمردند و خاطر نشان کردند : امروز درباره ایران تعابیری همچون قدرت منطقه ای و یا ابرقدرت منطقه ای به کار می رود که همه این موارد نشان می دهد نظام اسلامی به برکت پایبندی به اصول حرکت رو به جلو داشته است .

در ادامه مطلب آمده است؛در هفته جاری تهران میزبان رئیس جمهور الجزایر بود. وی در جریان سفر سه روزه خود به جمهوری اسلامی ایران با مقامات کشورمان پیرامون مسائل دو جانبه و بین المللی به تبادل نظر پرداخت . واقعیت اینست که ایران و الجزایر به دلیل واقع شدن در دو قاره آسیا و افریقا و موقعیت استراتژیک مهم خلیج فارس و مدیترانه از ظرفیت های بالایی برای ارتقای مناسبات و ایفای نقش کلیدی در صحنه جهانی برخوردارند و همکاریهای دو کشور می تواند بیش از پیش تقویت یابد.

جمهوری اسلامی به سخنان مشایی نیز اشاره کرده و آورده است؛این هفته یکی از معاونین رئیس جمهور در یک موضع گیری نسنجیده و خارج از اصول نظام اظهارات گذشته اش درباره اسرائیل و آمریکا را تکرار کرد که موجبات خشم و اعتراض مجلس مردم و دانشجویان را فراهم کرد. وی ادعا کرد گویا مردم ایران « مردم اسرائیل » را دوست دارند و مردم آمریکا برترین مردم دنیا هستند! این اظهارات بی منطق و عوامفریبانه مورد اعتراض نمایندگان مجلس و اقشار مختلف جامعه قرار گرفت و آنها صراحتا از رئیس جمهور خواستار عزل نامبرده شدند.
انتظار می رفت رئیس جمهور بخاطر صیانت از مواضع نظام سریعا نسبت به برکناری این شخص و ابراز برائت از اظهارات وی در اولین فرصت ممکن اقدام می کرد و با توجه به آثار و تبعات منفی در سطح داخلی منطقه ای و بین المللی که موجبات خرسندی صهیونیستها را فراهم کرده همچنان انتظار می رود با برکناری نامبرده با هرگونه شبهه ای از جمله تاثیر مناسبات خانوادگی و دوستی های شخصی بر تصمیمات رئیس جمهور و نظام اجرائی مقابله شود و دیگران نیز دریابند که نباید مواضع منطقی نظام را به زیر سئوال ببرند.

در بخش دیگر سرمقاله به تحولات جهانی اشاره شده و آمده است؛در صحنه بین المللی نیز در هفته ای که گذشت شاهد رخدادهای مهمی بودیم . جنگ روسیه و گرجستان کودتای موریتانی و کسب رای اعتماد دولت لبنان از جمله رویدادهای این هفته بود.
شاید زمانی که « ساکاشویلی » رئیس جمهور کم تجربه و غربگرای گرجستان دستور حمله به منطقه « اوستیای جنوبی » را به ارتش صادر کرد تصور نمی کرد این حمله پس از گذشت تنها چند روز به وضعیتی درآید که حکومت وی را در یک قدمی سقوط قرار دهد. حمله گرجستان به اوستیا و واکنش گسترده و سنگین روسیه به آن برای غربیها نیز غیرمنتظره و غافلگیرکننده بود به گونه ای که کشورهای اروپایی و آمریکا برای مدتی از واکنش و اتخاذ موضع مشخص در برابر آن بازماندند.
...اما در اروپا واکنش ها منفعلانه تر از آمریکا بود و در حالیکه برخی کشورهای اروپایی از جمله لهستان لتونی استونی لیتوانی دانمارک و سوئد روسها را مورد انتقاد شدید قرار دادند ولی کشورهای دیگراز جمله آلمان و فرانسه برخوردی متفاوت داشتند. آلمان گرجستان را به سبب آغاز جنگ به شدت مورد شماتت قرار داد و فرانسوی ها نیز با دست پاچگی برای آتش بس و جمع و جور کردن اوضاع به تکاپو افتادند. به همین لحاظ در اروپا یک دو دستگی در قبال رویارویی با جنگ گرجستان و روسیه آشکار گردید. تا به این مرحله مسکو توانسته است پیام خود را به غرب که همانا لزوم تجدید نظر در استراتژی پیشروی به سوی مرزهای روسیه است به غربیها برساند و در واقع غرب را تحقیر کند که از این منظر یک پیروزی سیاسی و نظامی برای روسیه تلقی می شود.

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛دومین رخداد مهم هفته جاری کسب رای اعتماد دولت لبنان از پارلمان و تصویب « برنامه کاری » دولت بود . یکصد نماینده از 107 نماینده حاضر در جلسه مجلس به کابینه جدید که تحت عنوان دولت وحدت ملی آغاز به کار کرده است رای اعتماد دادند و همزمان « برنامه کاری » دولت را که بیشتر در کابینه تصویب شده بود مورد تائید قرار دادند. تصویب برنامه کاری دولت به منزله به رسمیت شناخته شدن « مقاومت اسلامی » توسط دولت است که رخداد بسیار حائز اهمیتی است . به مقاومت اسلامی رسما این ماموریت داده می شود که برای دفاع در برابر حملات صهیونیستها وارد عمل شود و به آزادسازی باقیمانده سرزمینهای اشغالی از جمله مزارع شبعا و روستای « غجر » اقدام نماید.

در بخش پایانی سرمقاله جمهوری می‌خوانید؛این هفته همچنین شاهد وقوع کودتا در کشور آفریقایی موریتانی بودیم . کودتاچیان که سردسته آنها ژنرال « محمد ولد عبدالعزیز » معرفی شده است پس از ورود به کاخ ریاست جمهوری « ولد شیخ عبدالله » رئیس جمهور منتخب این کشور را دستگیر و زندانی کردند. البته شیخ عبدالله خود نیز توسط کودتا به قدرت رسیده بود ولی استعفا داده و از طریق شرکت در انتخابات به ریاست جمهوری برگزیده شده بود. ژنرال عبدالعزیز سرکرده کودتاچیان در اولین سخنرانی خود اعلام کرد که وی وسایر فرماندهان ارتش قبل از کودتا به شیخ عبدالله پیغام داده بودند در کار فرماندهان نظامی دخالت نکند و آنها را برکنار نکند! با اینحال سرنخ اصلی وقوع کودتا در موریتانی را باید در مسائل دیگر از جمله تلاش شیخ عبدالله رئیس جمهور مخلوع برای قطع مناسبات این کشور با رژیم صهیونیستی جستجو کرد. به اذعان ناظران مسائل موریتانی رابطه موریتانی با رژیم صهیونیستی موضوع اصلی مورد اختلاف میان رئیس جمهور و نظامیان بوده است . موریتانی در کنار دو کشور عربی دیگر یعنی مصر و اردن تنها کشورهای عربی هستند که با رژیم صهیونیستی رابطه رسمی دارند. موریتانی در سال 1378 با اسرائیل مناسبات دیپلماتیک برقرار کرد .

جوان

روزنامه‌ی جوان یادداشت امروز خود را به «سخنان مشایى تا بیانیه مجلس» اختصاص د اده است.

محراب ایرانى نویسنده یادداشت در ابتدا نوشته است؛بیانیه ??? تن از نمایندگان مجلس شوراى اسلامى مبنى بر فقدان صلاحیت اسفندیار رحیم مشایى بیانگر این واقعیت است که اصولگرایى به عنوان جریان حقیقى به اشخاص وابسته نمى باشد و معیارها ملاک مى باشد، بنابراین اتفاق روى داده و موضع گیرى سایت ها و مطبوعات نشان خواهد داد تا چه حد آنها به جریان اصولگرایى وفادار هستند یا به اشخاص. چند روزه اخیر برخى سایت ها و افراد کوشیدند تا به نوعى به توجیه سخنان مشایى اقدام کنند، معاون رییس جمهور نیز روى سخنان خود اصرار ورزید و عدم معذرت خواهى از محضر ملت شریف ایران و مردم فلسطین موجب شد تا قاطبه جریان اصولگرا از این گونه اظهارات ابراز ناراحتى نمایند و تعجب خود را ابراز کنند که چرا باید معاون رییس جمهور اینگونه روى یک سخن نادرست ایستادگى کند.
شاید بزرگى و علو درجه انسان این باشد که اگر اشتباهى کرد به راحتى از اشتباه خود برگردد و صریح اعلام کند، اما مشخص نیست که چرا آقاى مشایى روى سخن فوق که مغایر با سیاست هاى اصولى نظام، سخنان امام و رهبرى است ایستادگى مى کند.
انتظار مى رود رییس جمهور محترم که خود تعلق خاطر به مردم فلسطین و جریان بزرگ بیدارى اسلامى دارد با عزل وى به تحکیم پایه هاى اصولگرایى مدد رساند، چرا که معیارها مهم هستند نه اشخاص.

مردم سالاری

 روزنامه‌‌ی مردم سالاری نیز نیمه‌ی شعبان میلاد مهدی موعود را دستمایه‌ی سرمقاله‌ی خود قرار داده و آن را به قلم ابوالقاسم حسینجانی  و با نام «احساس انتظار!» به چاپ رسانده است.
 
احساس انتظار، مثل احساس تشنگی است.
احساس تشنگی، آدم را، به آب می رساند و احساس انتظار، انسان صاحب نظر آگاه دین باور حقیقت جوی را، به حجت بالغه الهی!...
انسان اسلا م، بزرگترین اصل اجتماعی و پاکترین نهاد سیاسی دین را، اعتقاد و التزام به رهبری «معصوم» می داند.
رهبر جامعه انسان، هیچ کس نمی تواند بود، مگر «پیامبر» یا «امام» که به طور مستقیم از سوی خدا، یا به امر حق و به دست پیامبر، تعیین شده باشد.
حقیقت دین، جز این نیست و بلوغ انسانیت، جز از این راه، مقدور نمی تواند شد.
و در عصر «غیبت»، با مرجعیت و فقاهت است که جای دو ولا یت پر می شود.
شیعه، نیز - با التزام و پایداری بر این اصل خدایی - در هیچ لحظه ای از تاریخ، هیچ «ظالم» و «روند ظالمانه ای» را تایید و تصدیق نکرده و بر سر این کار، «جان» خویشتن را - در همواره همه جا - بلا گردان «ایمان» خویش، ساخته است!...
در آن حدیث مشهور، هم، که سخن از قیام حجت بالغه، در میان می آید، تمامت ضربت تاکید، بر سر «ستم ستیزی» است:
یملا  الله به الا رض قسطا و عدلا ، کما ملئت ظلما و جورا
خداوند، این زمین را - به دست او - از عدل و داد، سرشار می سازد;
همان طور که از ظلم و جور، سرزیر شده!...
تو گویی که آنچه دیو آتشخواره «ظلم»، بر سر آدمیان خاک میآورد، با هیچ داغ و زخم دیگری برابری نتواند کرد. اصلا ، همه دردهای بشر کجا و این آتش جانسوز خانمان بر باد ده، کجا؟! ...
و دوای این همه درد: «عدالت»!...
از نگاه «شیعه»، عدالت، اصل دین است:
نخستین پیشوای او، در محراب، به نگاه عدالت، به قتل می رسد!!
و آخرین پیشوایش، برای این که به داد «عدالت» برسد، قیام می کند،
و آخرین حلقه، از مجموعه حلقات مبارزات حق و باطل  را - که ازآغاز جهان، برپای بوده است... به سامان می برد.
همه حرف «انتظار»، همین است:
سفری دور و دراز، برای رسیدن.
با چشمان «آینده»، تکلیف «حال» را، روشن کردن.
در آستانه سقوط و ابتذال، دست انسان را گرفتن; و او را، تا درگاه نگاه خدا، بالا  کشیدن;
و بر تحقق آرمان والا ی همه انبیا و اولیا و مردان رزم آور راه حق، نظر داشتن!
و درآخرین رزم - پیروزمندانه -
حیثیت عادلا نه خاک را، از نگاه بلند «بقیه الله»، به نظاره برخاستن ...
و این، حرف کمی نیست!
انتظار، از جنس فرد است;
و احساس انتظار، فردایی شدن.
عشیره انتظار، اهالی فردایند!...
آن که «نظر» ندارد، مثل کسی است که تشنه نیست.
احساس انتظار، مثل احساس تشنگی است.
آن که احساس تشنگی ندارد، آب - هر چند فراوان، زلا ل و گوارا، هم که باشد - به چه دردش می خورد؟!
بی خیالی، این پا و آن پا کردن و مرد «فردا» نبودن، «ضد انتظار» است!
انسان انتظار، آماده فرداست:
احساس انتظار، از هم صحبتی های فردا، سرشار شدن است.
از اندیشه تردید، بیرون آمدن; و در دل یقین، درآمدن.
نشاط انتظار، آدمی را از ناامیدی و سستی، باز می گیرد.
با این نگاه های کوچک و پیش پاافتاده، آدم در «روزمرگی»ها، غرق می شود.
برای خوب دیدن و خدایی نگریستن، باید به چشمان انتظار، مسلح شد!
آن که «نظر» ندارد، به احساس انتظار - نیز - نمی تواند رسید.
«انتظار»، سفر دور و درازی است.
سفر انتظار، چشم آدم را، باز می کند. سفر انتظار، انسان را، «صاحب نظر» می سازد...
حرف از یک نقطه زمانی و مکانی نیست.
سخن از یک جغرافیای جهانی عقیدتی است:
تکان تازه ای در خاک و خلقت خاک!
تنه و بدنه خلقت، «عدالت» است... و در این میانه، «ستم»، غباری بیش نیست، که به راحتی می شود آن را شست; و پیکره اصلی، پاکیزه و زیبای آفرینش را، در برابر نگاه انتظار زندگی، به دیدار، نهاد!...
این شست  و شو، اصلا، مشکل نیست:
«آب» که دارد می رود;
«رود» که دارد می گذرد;
فطرت پاک عادلانه «خاک» که دارد تکان تازه ای می خورد;
همه به یاری ما، خواهند شتافت!
تنها، کافی است تکانی بخوریم. در جنبش شکوهمند میلاد انتظار، به «احساس» برسیم و صاحب نظرانه، عمل کنیم...
آنان که منتظر عدالت فراگیر و همگانی اند، خویشتن، باید همواره در سوی تحقق آن، اندیشه کنند، بنویسند و بکوشند; و سهم سنجیده و دقیق خود را - از اندازه  وظیفه ای که برگردن دارند -  ادا کنند...
از بی نظران، چه انتظاری؟!... نبض عدل، که خاک را، به تکانی مواج وتند و تازه فرا می خواند، بی نظرانه نمی تواند برگوش دل بنشیند. بی نظری، بی تفاوتی و بی خیالی، از احساس انتظار، به دور است. خویشاوندان خمیازه و خواب را بگویید که با بیراهه های خویش، مزاحم راه «مردان انتظار» نشوند!...
احساس انتظار، در این فرهنگ، ماذنه بلند هستی است که - در حقیقت - از بالای بلند آن، اذان عدل جهانی، سر داده می شود.
این انتظار، پاسخی است به تمامی هستی و همه فرشتگان; در برابر همان سوال  گلایه آمیز، که: «چرا بر کره خاک، پای کسانی باید باز شود که فساد کنند وخون بریزند؟!»
این «انتظار» و پایانه معطر و مطهر خاک، پاسخ آنان و همه افکاری هم هست، که از گرد خویش فرا نرفته و تمامت استعداد و توان انتظار را نمی نگرند...
احساس انتظار، احساسی طوفانی، شورانگیز و بانشاط است;
و انتظاری ندارد، مگر پیروزی!...

کیهان

«دوران مدارا ؟ !» عنوان یادداشت امروز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است.

در ابتدای آن می‌خوانید؛«مقام معظم رهبری در ابتدای فعالیت دولت نهم از ما خواستند مدتی با این دولت مدارا کنیم، ما هم در این سه ساله با قوه مجریه مدارا کردیم اما می توانیم بگوئیم این مدت تمام شده است.»
مطلب فوق بخشی از اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که روز دوشنبه در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی، در مشهد مقدس بیان کرده اند.
درباره این بخش از اظهارات آقای رفسنجانی که دیروز در یک اقدام هماهنگ به تیتر اول روزنامه های مدعی اصلاحات تبدیل شده بود، اشاره به چند نکته ضروری به نظر می رسد.
1- استناد آیت الله هاشمی به نظر خصوصی رهبر معظم انقلاب - البته و با عرض پوزش در صورت صحت این استناد- در حالی است که چند روز قبل از آن، بیت رهبر معظم انقلاب با صدور اطلاعیه ای همگان را از استناد به نظرات مطرح شده از سوی معظم له در جلسات خصوصی، به شدت نهی کرده و تاکید شده بود «این مطالب تابع حکم مربوط به جلسات خصوصی است و هیچ کس نمی تواند ادعای نقل و یا تحریف مطلبی را داشته باشد که علی القاعده دسترسی به آنها جز در شرایط خاص امکان پذیر نمی باشد.»
از این روی استناد آقای هاشمی رفسنجانی به سخنان رهبر معظم انقلاب در یک جلسه خصوصی به دلیل فوق الذکر اقدامی خلاف قانون و روال است.
2- این نقل قول فاقد اعتبار نیز هست، زیرا، از یکسو آنچه آیت الله هاشمی رفسنجانی از قول رهبر معظم انقلاب نقل کرده اند- البته مطابق تفسیر خود ایشان- مستلزم تعریض رهبر فرزانه انقلاب به دولت نهم است و از سوی دیگر برای اثبات صحت آن هیچ سندی غیر از اظهارات جناب آقای رفسنجانی وجود ندارد واز آنجا که حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی میانه چندان خوبی با دولت ندارند، بدیهی است که اظهارات یک سوی ماجرا علیه سوی دیگر به تنهایی نمی تواند سندیت داشته و ملاک قضاوت باشد! مخصوصاً آن که در اطلاعیه اخیر بیت رهبر معظم انقلاب نیز با ظرافت هوشمندانه ای براین نکته تأکید شده و اینگونه نقل قول ها را از نوع نقل قول هایی دانسته بود که «علی القاعده دسترسی به آنها جز در شرایط خاص، امکان پذیر نمی باشد».
3- رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده اند که نظرات ایشان در جلسات خصوصی با آنچه به صورت آشکار و علنی مطرح می فرمایند کمترین تناقضی ندارد. و بدیهی است که دوگانه گویی- نستجیربالله- از ساحت مقدس رهبر معظم انقلاب به دور است. توضیح آن که ممکن است حضرت آقا در جلسات خصوصی، نظراتی ارائه بفرمایند که از بیان عمومی آن بنا به مصالحی اجتناب بورزند ولی اینگونه اظهارنظرهای خصوصی با آنچه به طور علنی و برای عموم مطرح می فرمایند در تناقض نیست و نمی تواند باشد.
اکنون با توجه به نکته بدیهی فوق باید گفت آنچه حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی از اظهارات خصوصی رهبرمعظم انقلاب نقل کرده اند با حمایت های مکرر و بی نظیر حضرت آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور در تناقض آشکار است. آقا اگرچه از سایر دولت ها نیز حمایت می کرده اند ولی حمایت های ایشان از دولت نهم به فرموده خود آقا چیزی فراتر از حمایت های قبلی است تا آنجا که رهبرمعظم انقلاب، دولت نهم را بهترین دولت بعد از مشروطه دانسته و از حرکت آن در مسیر ارزش های اسلامی و انقلابی بارها تقدیر کرده اند. بنابراین چگونه می توان انتساب اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی به رهبرمعظم انقلاب درباره دولت نهم را پذیرفت؟!
4-با این فرض که نقل قول جناب آقای هاشمی رفسنجانی از رهبرمعظم انقلاب درباره دولت نهم را بپذیریم، به آسانی می توان از نظر آقا برداشت دیگری داشت که کاملاً با برداشت مورد نظر آقای رفسنجانی متفاوت و حتی متناقض خواهد بود. چرا...؟!
در جریان مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری، گروههای مدعی اصلاحات و برخی از افراد و جریان های نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی-و نه خود ایشان- حملات سخت و سنگین و ناجوانمردانه ای را علیه آقای احمدی نژاد سازماندهی کرده و دست به تبلیغات گسترده و مسمومی علیه ایشان زدند که تمامی اسناد آن موجود است؛ تبلیغاتی نظیر، صدای پای فاشیسم می آید! استالین در راه است! صدای پای بناپارتیسم به گوش می رسد! برای مقابله با اختناق و دیکتاتوری به آقای هاشمی رای بدهید، برای مبارزه با ارتجاع، از آیت الله هاشمی حمایت کنید! و...
البته نمی توان باور کرد که شخصیت انقلابی و برجسته ای مانند حضرت آیت الله هاشمی با این اتهامات زشت و ناجوانمردانه علیه شخصیت آزمون داده و متعهدی نظیر دکتراحمدی نژاد موافق بوده اند ولی متاسفانه مخالفت آشکاری هم از جانب ایشان دیده نشد!
بنابراین با توجه به تبلیغات مسموم مورد اشاره بسیار طبیعی است که جناب آقای رفسنجانی بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری، نسبت به موفقیت ایشان امید چندانی نداشته و مخالف باشند و احتمالا این مخالفت را با رهبرمعظم انقلاب در میان گذاشته و آقا-همانگونه که آقای هاشمی از قول ایشان نقل کرده است- به جناب رفسنجانی فرموده باشند، «مدتی با این دولت مدارا کنید». در این صورت به وضوح می توان درک کرد که نظر آقا نسبت به دولت، همانگونه که بعدها نه یک بار، بلکه بارها تاکید فرموده اند، نظر مثبتی بوده و دولت نهم را دولتی انقلابی، مردمی و کارآمد می دانسته اند و بر این باور بوده اند که آقای هاشمی رفسنجانی هم با گذشت زمان به ویژگی های برجسته و بعضا منحصر به فرد دولت نهم پی خواهند برد و از مخالفتی که به هنگام انتخاب آقای احمدی نژاد داشته اند، دست خواهند کشید. بنابراین در مقابل مخالفتی که آیت الله هاشمی رفسنجانی در اوایل دولت نهم علیه این دولت ابراز داشته است، خطاب به ایشان فرموده اند «مدتی با این دولت مدارا کنید». یعنی اگر مدتی مدارا کنید به وضوح و به زودی متوجه خواهید شد که این دولت از خصوصیات برجسته اسلامی، انقلابی و مردمی برخوردار است و با مشاهده این ویژگی ها از مخالفت خود دست خواهید کشید. آیا نظر آقا- آنگونه که آقای رفسنجانی نقل کرده اند- می تواند مفهوم و معنای دیگری داشته باشد؟ به یقین نه. چرا که اگر غیر از این بود، آن همه تقدیر و حمایت رهبر معظم انقلاب از دولت نهم و شخص احمدی نژاد چه مفهومی داشت؟ آقا نیز مانند حضرت امام(ره) بارها و در موارد گوناگون نشان داده اند که در مسائل مربوط به اسلام، انقلاب و منافع ملی با هیچ کس رودربایستی ندارند و البته به خاطر مناعت طبع و ادب پیامبرگونه ای که دارند، ممکن است نظر خویش را در مقابل برخی از کژی ها و ناراستی ها بنا به مصالحی علنی نکنند ولی هرگز نظر منفی خود را با تمجید و تقدیر جابه جا نمی فرمایند.
5- با این توضیح، بسیار بدیهی است که چنانچه رهبر معظم انقلاب در آغاز به کار دولت تعبیر «مدتی با این دولت مدارا کنید» را به کار برده باشند، به یقین مقصود و منظور ایشان - براساس آنچه گذشت - توصیه جناب آقای رفسنجانی به صبر بوده است تا با گذشت زمان، آقای هاشمی نیز به توانمندی ها و برجستگی های دولت نهم پی برده و نظر اولیه خود را تغییر دهند.
اما، متاسفانه جناب آقای رفسنجانی و یا برخی از رسانه ها عبارت «مدتی با این دولت مدارا کنید» را بگونه ای تفسیر کرده اند که گویی رهبر معظم انقلاب از ابتدا نظر مساعدی نسبت به دولت نهم نداشته اند! و به آقای رفسنجانی فرموده اند؛ مدتی مدارا کنید تا وقت مخالفت فرا رسد! و از این روی آیت الله هاشمی رفسنجانی معتقد است «می توانیم بگوئیم این مدت تمام شده است»! یعنی حالا دیگر وقت مناسب برای مخالفت با دولت نهم فرا رسیده است! بدیهی است که این تصور، بدون کمترین تردید و به گونه ای کاملا آشکار با نظر و نگاه رهبر معظم انقلاب در تناقض است و - نستجیربالله و بی آن که آقای رفسنجانی بخواهد یا متوجه باشد - حمایت های گسترده و کم نظیر رهبر معظم انقلاب از دولت نهم را زیر سؤال می برد... و این صدالبته علاوه بر آن که یک توهم است، جفا به ولی امر مسلمین جهان نیز هست.
این نکته نیز گفتنی است که مگر در اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی طی 3 سال گذشته نمونه ای از حمایت دولت هم دیده می شود که ایشان آنگونه که می فرمایند، «دوران مدارا» را تمام شده تلقی می کنند!
6- و بالاخره، نگارنده نیز بر این باور است که دولت نهم خالی از نقص و اشکال نیست و برخی از عملکردهای آن به درستی قابل نقد است و نمونه هایی از این نقیصه ها و اشکالات در بیانات رهبر معظم انقلاب هم با هشدارهای صریح یا تلویحی روبرو شده است. اما نقد یک نقیصه که کیهان نیز در مواردی به آن پرداخته است با نفی کارآمدی و فداکاری مثال زدنی دولت احمدی نژاد و نادیده گرفتن ویژگی های برجسته اسلامی، انقلابی و مردمی آن متفاوت است، مخصوصا آن که احمدی نژاد فرزند انقلاب است و انتظار آن است که بزرگانی چون حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی، دکتر احمدی نژاد را به مثابه فرزند خود بدانند و از هیچ حمایت و کمکی به این فرزند انقلاب دریغ نفرمایند.
امید آن که استاد گرانمایه، حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی که از یاران امام راحل(ره) و خلف حاضر آن بزرگوار هستند و نقش غیرقابل انکاری در انقلاب اسلامی داشته اند از این وجیزه آزرده خاطر نشوند و...

دنیای اقتصاد

«درمان به دست کیست؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم پویا جبل عاملی است که در آن می‌خوانید؛فرض کنید، فردی بیماری قلبی دارد و نیازمند عمل جراحی است. پرسشی بسیار ساده: وی باید پیش چه کسی برود؟  

پاسخ‌هم ساده است: جراح متخصص. بگذارید پرسش دیگری را هم مطرح کنیم، آیا آن جراح متخصص خود باید قبلا بیماری قلبی داشته باشد تا بتواند درد این فرد را درک کند و در جهت درمان آن اقدام کند؟ شاید بگویید، راقم امروز حال خوشی ندارد و هذیان می‌گوید، اما این هذیانی است که متاسفانه جامعه ما بدان دچار است.
چطور است که ما می‌فهمیم جراح قلب نیازمند تجربه بیماری نیست تا بتواند مریض خود را درمان کند، اما وقتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی می‌رسیم، معتقدیم کسی می‌تواند برای مردم کاری کند که خود دردمند باشد و نیاز به تخصص را پس از این مشخصه می‌دانیم؟ چرا به هنگام بیماری برای ما مهم نیست پزشک مان چقدر پولدار است یا درد ما را کشیده است یا نه و مهندسی که طراح خانه‌مان است، تا به حال درد بی خانمان بودن را دیده یا نه، اما همین که به معضلات اقتصادی می‌رسیم، مسوول اجرایی باید خود دردمند باشد تا بتواند درد ما را تسکین ببخشد؟ شاید یکی از ریشه‌های این معضل به پیش ذهنیت‌هایی برمی‌گردد که در روح تفکر ایرانی جاخوش کرده است.
البته نه اینکه تنها در ایران چنین بینشی وجود داشته باشد، بلکه به نظر می‌رسد این عارضه‌ای است برآمده از نظام فئودالیته که در آن حیات طبقات زیردستی تحت سیطره خوانین و اشراف بوده است و عجیب نیست که مردمان آن روزگار همه بلای زندگی خویش را به خان خود نسبت می‌داده‌اند؛ اما در غرب با رسیدن به دوره سرمایه‌داری، حفظ حیات طبقات فوقانی نه به بردگی طبقات پایین دستی که اتفاقا به آزادی و انتخاب هر چه بیشتر آنان و گسترش طبقه متوسط بوده است؛ به همین دلیل خودبه‌خود آن درد در طول چند قرن بهبود یافته است؛ اما در کشورهای در حال توسعه این گونه نیست. در این کشورها، عامه مردم، درد اقتصادی خود را به «از ما بهتران» نسبت می‌دهند و شاید حال دیگر عجیب نباشد که بگوییم آنان چشم به راه یک «دردمند» هستند تا «متخصص».
بیراهه‌ای است که وقتی علت را جست‌وجو می‌کنیم، عقلانیت تاریخی را در آن می‌یابیم. بیراهه‌ای که از پس آن کسانی می‌توانند سربرآرند که نه حامل سال‌ها درس و تخصص هستند که نشان دادن درد به مردم خود باعث آن است که درمان گر شناخته شوند. و مگر نه آنکه مشکلات اقتصادی از بالاتران است، پس پایین‌دستی کافی است برای ما و تخصص برای چه؟
اگر آن پیش ذهنیت از بین رود، خودبه‌خود معضل و بیماری اقتصادی، چون هر بیماری دیگری که حیات آدمیان بدان وابسته است، نمود می‌یابد و درمان نیز چون دیگر بیماری‌ها به‌دست متخصص آن درد به‌دست می‌آید و دیگر لازم نیست متخصص خود این درد را کشیده باشد. زمان بیشتری نیاز است تا آن پیش ذهنیت زدوده شود؛ همچنان که در غرب نیز چندین قرن طول کشید، ولی تا آن زمان می‌توان پرسید که کدامین ملت‌ها با سیاست‌گذاران تجربه اندوخته از درد، به درمان‌ها رسیده‌اند و در ترنم توسعه غنوده‌اند؟ شاید بهترین این مثال‌ها، دول کمونیستی باشد که رهبرانشان عموما از پرولتاریا به قدرت رسیدند و نتیجه عملکردشان نیز مشهود است و مثال‌های عکس نیز بسیار است و نمونه‌اش همان دول توسعه یافته. تازه در همان کشورهای توسعه یافته، نمادهای اقتصادی در دوره رهبران دست راستی که بیشتر برآمده از طبقات فوقانی هستند، بهتر از دوره احزاب چپ است و این مساله در مطالعات اقتصادی- سیاسی به اثبات رسیده است. این گزاره نه به این معناست که پس پولداران بهتر از دیگران سیاست مدن می‌دانند، بل مساله این است که رویکرد و تفکر و عمل سیاست‌گذار است که بر نمادها تاثیر می‌گذارد، نه اینکه او آیا تجربه درد اقتصادی داشته است یا خیر. باشد تا آن دوره چند قرنی غرب، زودتر از این برای ما بگذرد!

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها