طب مکمل چیست؟
اگرچه هیچ گونه تعریف استاندارد و مدونی برای طب مکمل و جایگزین وجود ندارد، اما به طور کلی میتوان گفت طب مکمل شامل روشهایی است که جزیی از پزشکی رایج به شمار نمیروند. در مورد طب سنتی نیز این موضوع صدق میکند. شاید بهترین تعریف در مورد طب سنتی، تعریف سازمان بهداشت جهانی باشد.
براساس تعریف این سازمان، طب سنتی عبارت است از همه راه و روشهای حفاظت از سلامت و بازگرداندن آن که تا پیش از ظهور طب جدید و مدرن وجود داشته است. در این طب داروهای ساخته شده از گیاهان یا برخی اندامهای حیوانات یا بعضی مواد معدنی، معالجات روحی و معنوی، تکنیکهایی که با دست روی بیمار اعمال میشود، تمرینهای بدنی و غیره برای حفظ سلامت انسانها و نیز تشخیص و درمان و پیشگیری از بیماریها به کار میرود.
طب مکمل یا جایگزین میتواند طب سنتی را نیز شامل شود، اما در واقع منظور از آن، طیف وسیعی از روشهای متفاوت است که بر مذهب یا سنتهای یک کشور خاص مبتنی نیست یا جزیی از نظام بهداشتی و درمانی رسمی آن کشور به شمار نمیآید.
معالجات گیاهی، درمانهای روحی و معنوی، طب سوزنی، یوگا، اشکال مختلف طب بومی و رژیمدرمانی، همه میتوانند بخشی از طب سنتی یا طب مکمل به حساب آیند.
علاقه مردم
طب جایگزین ازجمله مباحث جالب حال حاضر دنیای پزشکی است که قدمت آن را شاید بتوان به اندازه تاریخ بشری تخمین زد. بشر از بدو تولد خود روی این کره خاکی به دنبال راهی برای درمان بیماری و تسکین دردهای خود میگشته و روشهایی نظیر طب سوزنی، استفاده از گیاهان و... از قدیم با بشر همراه بوده است.
در حال حاضر نیز طب سنتی و آنچه به نام طب مکمل یا آلترناتیو (جایگزین) معروف شده منبع مراقبتهای درمانی میلیونها نفر از مردم جهان است. حدود 80 درصد از مردم جهان از نظر درمان و شفای خود تنها به تکنیکهای سنتی وابستهاند.
روشهای درمانی سنتی بنا بر شنیدهها و گاهی خرافات، مردم را به سوی خود جلب میکند. به نوعی میتوان گفت تاثیر روانی این روشها بر تاثیر درمانی آنها پیشی میگیرد، ولی به هر حال درست یا غلط، قابل استناد یا غیرقابل استناد، قابل پیشبینی یا غیرقابل پیشبینی این روشهای درمانی قرن هاست که وجود دارند و مورد استفاده واقع میشوند.
در بسیاری مناطق آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، طب سنتی تنها روش مراقبت و درمانی است که مردم در اختیار دارند. در آفریقا حدود 80 درصد مردم از معالجات سنتی استفاده میکنند، حال آن که در چین میزان اتکای مردم به طب سنتی حدود 30 تا 50 درصد است.
استفاده از طب مکمل در استرالیا، اروپا و امریکای شمالی نیز رو به رشد است. در کانادا از هر 3 نفر 2 نفر آنها حداقل یک بار از طب مکمل یا معالجات سنتی استفاده کردهاند. در ایالات متحده 42 درصد مردم از برخی انواع طب سنتی و مکمل استفاده میکنند.
مناسب با هر سلیقه ای
اگر به تابلوها یا تبلیغات رنگارنگ پزشکان نگاهی بیندازیم، میبینیم امروزه انواع طبهای مکمل شهر فرنگ عجیبی راه انداختهاند که گاهی باعث گیج شدن بیماران میشود. برآورد میشود امروزه حدود 100 نوع طب مکمل وجود دارد که برخی از آنها در ایران شناخته شدهتر و رایج هستند.
هومیوپاتی، طب سوزنی و حجامت از این رشتههایی است که در ایران از محبوبیت خاصی برخوردار است، هرچند حرفها و حدیثهای خاص خود را به همراه دارند.
باز هم حدیث کهنه انرژی درمانی
سالهاست که در ایران بازار رشتههای مختلف طبابت ازجمله طب سوزنی هومیوپاتی، انرژیدرمانی و... داغ شده است که دلیل آن شاید افزایش انواع بیماری و بیماران یا هزینههای بالای درمان نوین یا پایین آمدن ضریب اعتماد مردم جامعه به پزشکان جدید و شیوه درمانی آنها باشد، اما در این میان انرژی درمانی داستان دیگری دارد.
آنچه در ایران از نظر وزارت بهداشت به عنوان طب سنتی و مکمل شناخته شده است شامل 4 گروه طب سنتی ایرانی و چینی، کایروپراتیک، اوستئوپاتی و هومیوپاتی است و انرژیدرمانی هیچ جایگاه علمی در آموزش طب جایگزین در ایران ندارد.
دکتر لنکرانی، وزیر بهداشت نیز در این خصوص میگوید: ما طب مکمل را طب علمی میدانیم و وضعیت کسانی را که مدارک علمی در این زمینه داشته باشند، بررسی میکنیم؛ اما این که هر کس ادعایی کند برای ما قابل قبول نیست. در طول تاریخ هزاران نفر ادعای واهی بسیار داشتهاند. قرار نیست که ما همه اینها را تایید کنیم. هیچ کدام از کسانی که ادعای انرژی درمانی دارند تاکنون مدرک علمی ارائه نکردهاند.
بدون مدرک
در دایرهالمعارف، مقابل لغت انرژیدرمانی چنین نوشته است: انرژیدرمانی به تکنیکهایی گفته میشود که برخی مدعی هستند با داشتن آن قادرند بیماریها را درمان کنند. این افراد انرژی درمان مدعی هستند که بدون تماس مستقیم با اعضای ناخوش از راه تزریق انرژی درونی، مغناطیس حیوانی، نیروی ذهن و انرژی کیهانی میتوانند آن را شفا ببخشند.
بیماریهای قابل علاج این افراد طیف وسیعی از بیماریهای سختدرمان و درمانناپذیر را در بر میگیرد. معمولا روشهای به کار برده شده بسیار متعدد و معمولا با گرفتن دست بیمار و تظاهر به تمرکز آغاز میشود. خواندن آواز هم در مواردی مشاهده شده است.
اما در جامعه ما، نام انرژیدرمانی مترادف است با مطرح شدن برخی افراد غیر پزشک که با تعاریف علمی حوزه پزشکی و حتی فیزیک، اقدامات و مداخلهشان را نمیتوان توجیه کرد و هیچ مطالعه تجربی به عنوان یک کارآزمایی بالینی برای اثبات صحت مدعایشان انجام نشده است.
دلیل اهمیت کارآزمایی بالینی در این نکته است که مطالعات متعددی نشان داده که حتی بدون تجویز داروی مؤثر و فقط به کمک ایجاد احساس تحت حمایت و درمان بودن در بیماران یا با دادن دارونما، بسیاری از بیماران بهبود مییابند؛ اما وقتی کارآزمایی بالینی انجام میشود عامل تلقین به عنوان یک عامل مخدوشکننده تحقیق حذف میشود. این در حالی است که افرادی که ادعای نیرودرمانی دارند، نقش باور را محور عمل خود میدانند.
به عبارت دیگر میگویند فرد دریافتکننده انرژی باید به باور برسد تا نیرو در وی اثر کند. در حالی که تلقین یا باور در موضوع دریافت حقیقی انرژی تاثیری ندارد. اگر شما به یک سوژه، مثلا از طریق دعا که یک فکر یا انرژی جهتدار است انرژی دهید، باید نقش باور را حذف کنید.
در نتیجه اگر تحقیق روی گیاهان یا حیوانات آزمایشگاهی انجام بگیرد، اثر تلقین به حداقل میرسد. باور و تلقین بخصوص در درمان بیماریهای روحی جسمی نقش پررنگتری دارد.
این به معنای آن است که برای روشن شدن صحت ادعاهای فردی که خود را واجد انرژی خاصی میداند، لازم است متخصصان با استفاده از روش تحقیق استاندارد، میزان انرژی او را ارزیابی و تاثیرات اعمال این انرژی بر بیماریهای مختلف را از طریق کارآزمایی بالینی آزمایش کنند.
وای به روزی که...
رئیس فرهنگستان علوم پزشکی میگوید: همه ادعاهای انرژی درمانی بیپایه و اساس است و مدعیان دروغگوی این روشها از محل سود سرشاری که دارند پزشکان را هم برای تبلیغ کار خود اجیر میکنند.
ایرج فاضل میافزاید: تمام ادعاهای انرژی درمانی مواضع انحرافی است که با ایجاد تصورات واهی میان مریضها، از بیاطلاعی بیماران سوءاستفاده میکنند و این نوع ادعاها تماما شیادی است و هیچگونه جایگاهی در طبابت ندارد.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: این تبلیغات بیپایه و اساس است. مدعیان انرژی درمانی هیچگاه ادعا نکردهاند که یک بیماری ملموس را که درمان دارد مانند فتق یا یک زخم سوختگی که بیمار از آن رنج میبرد، درمان میکنند بلکه به سراغ بیماریهای مانند سرطان و امثال آن میروند که ناشناختهتر هستند و طب امروز هنوز نتوانسته به درمان کامل آنها برسد.
فاضل میگوید: این مدعیان با عوامفریبی و ایجاد چنین تصوری که بیماران این مسیر میتوانند بهبود یابند، افراد را به سمت خود میکشند. اینها همه شیادی و بسیار برای جامعه خطرناک است که متاسفانه این پدیده منحصر به کشور ما نیست و این جور مدعیان دروغین در همه جای دنیا هستند.
او میافزاید: تمام این ادعاها شیادی است و این افراد از محل سود سرشاری که از این راه کسب میکنند گاهی چند تا پزشک را هم اجیر میکنند و این پزشکان مبلغان بدبخت این آدمها میشوند.
رئیس فرهنگستان علوم پزشکی میگوید: بارها این ادعاها در جامعه ما تکرار شده و وقتی بساط این افراد برچیده شده معلوم است که ادعاهای آنها توخالی بوده و فقط با استفاده از شیوههای عوامفریبانه فعالیت میکردهاند.
وزیر سابق بهداشت و درمان تاکید میکند: باید با این مدعیان بیپایه و اساس برخورد جدی شود ولی این برخورد با موانعی مواجه است که همه آن را نمیتوانم بیان کنم، ولی گاهی برخی از قضاتی که باید با این افراد برخورد کنند خودشان تحت تاثیر ادعاهای آنها قرار میگیرند و به همین علت کار برخورد با آنها به سرانجام نمیرسد.
سوءاستفاده از مقدسات
آزمایشها و تحقیقات وسیع در دانشگاههای معتبر جهان نشان داده انرژیدرمانی، روشی غیرقابل اعتماد و بیاثر در درمان بیماریهاست. بسیاری از افرادی که به مدعیان انرژیدرمانی مراجعه میکنند، درمان عادی خود را با پزشک نیمهکاره میگذارند و به این ترتیب نه تنها از طریق مدعیان انرژیدرمانی نتیجهای نمیگیرند، بلکه به علت رها کردن درمان علمی، وضعیت آنها وخیمتر میشود و با مشکلات بسیار جدیتر و گاه جبرانناپذیر مواجه میشوند.
اما در ایران انرژی درمانان بیشتر برای پیشبرد کارشان علاوه بر تبلیغات وسیع به منظور جلب اعتماد و جذب بیشتر مردم از نام ائمه اطهار و خاصه امام زمان (عج) استفاده میکنند؛ در حالی که داستان زندگی این افراد مملو از پول پرستی، دروغ گفتن و سوءاستفاده از مقدسات است.
بسیاری از افراد مذهبی با شنیدن نام ائمه و ادعیهای که این انرژی درمانان میخوانند جذب شده و برای درمان به آنها مراجعه کردهاند اما چون نتیجه نگرفتند مایوسشده و در موارد بسیاری دیده شده که بیماران به جای ناامیدی از این روش درمانی، به دلیل آن که انرژی درمانگر با مهارت، تقصیر بهبود نیافتن بیمار را برگردن مقدسات انداخته، از خدا و پیغمبر ناامید شدهاند. جالب است این افراد ادعای کارگزاری خداوند را دارند، اما در مقابل این توان که آن را خدادادی مینامند مبلغ 50 تا 500 هزار تومان برای هر جلسه از بیمار دریافت می کنند.
اما براستی در مقابل این جریانها که هر چند وقت یکبار به نوعی در کشور به راه میافتد، چه باید کرد؟ رئیس فرهنگستان علوم پزشکی در این خصوص نظرات مفیدی دارد.
دکتر فاضل معتقد است فعلا تنها کاری که باید انجام داد، این است که مردم را روشن کنیم. اگر مردم بدانند که کار این افراد هیچ پایه و اساسی ندارد، بازار این مدعیان کساد میشود.
مدعیان انرژیدرمانی از روشهای مختلفی برای عوامفریبی استفاده میکنند که راهانداختن کارناوال پر جمعیت تبلیغاتی با جمع کردن افرادی که با آنها موافقند یا با موضوعی که مورد نظر آنهاست موافقت دارند، استفاده از مقبولیت جهانی برخی افراد و منتسب کردن کار خود به کار آنها، انتقال اعتبار یک موضوع معتبر به کار خود به علت نزدیکی فیزیکی یا ظاهری آن موضوع با ادعای آنها، کلیگویی و استفاده از واژه خارقالعاده و اصطلاحات کیفی و غیرقابل اندازهگیری دیگر، استفاده از عکس، فیلم و صدای افراد موجه برای کسب وجهه و انتقال بخشی از وجهه آنها به خود، از روشهای عوامفریبی این افراد است.
علی اخوان بهبهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: