بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

بشنو از فیلم چون حکایت می‌کند

یه روز یه آقایی می‌ره پیش دوستش می‌بینه که دوستش داره کتاب منطق می‌خونه. می‌گه ببخش داداش داری چی کار می‌کنی؟ می‌گه دارم کتاب می‌خونم. می‌گه این کتاب چیه؟ می‌گه منطق است. می‌گه منطق چیه؟ رفیقش می‌بینه که نمی‌تونه تو این شرایط براش توضیح بده، مثالی می‌زنه. می‌گه ببین تو، تو خونه‌ات آکواریوم داری؟ می‌گه نه.
کد خبر: ۱۹۴۱۱۴

می‌گه می‌دونی اصلا آکواریوم چیه؟

می‌گه نه. می‌گه بی‌خیال، تو فرض کن می‌آی خونه می‌بینی که زنت زده همه چی رو داغون کرده و خونه رو به هم ریخته و آشغال همه جا رو گرفته. بعد زنت می‌آد خونه و تو ازش می‌پرسی که چرا اوضاع این‌طوریه؟ می‌زنه تو گوشت و می‌ره سمت باغچه تا کلنگ رو برداره و بیاد سمت تو بکوبه تو مخت. خب؟ تو این شرایط تو بدون این‌که به روانشناس مراجعه کنی می‌فهمی که به طور منطقی زنت دیوونه است. رفیقش می‌گه آهان فهمیدم. حالا یکی از این کتابای منطقت رو بده بخونیم. رفیقشم می‌ده.

یارو می‌ره و شروع می‌کنه به منطق خوندن. یه روز یه رفیق دیگه‌اش می‌آد خونه‌اش و می‌گه داری چی کار می‌کنی؟ می‌گه دارم کتاب می‌خونم. می‌گه کتابت چیه؟ می‌گه منطق. می‌گه منطق چیه؟ می‌گه تو خونه‌ات آکواریوم داری؟ می‌گه آره. می‌گه خب پس زنت دیوونه است...
 
ببخشید جناب مدیر، این سینمای معناگرا دیگه چه صیغه‌ایه؟

مراد ما از معناگرایی رازگونه بودن فیلم‌هاست. رازآلودگی و پرمحتوایی. یعنی ثقیل و فربه.

مثل فیل؟

بهتر است بگوییم پیل. فیلم‌های پیل‌تن و پیل‌معنا، در حقیقت محتوای آنها به فربگی پیل باشد.

این از محتوا. پس فرم چه می‌شود؟

فرم سوسول‌بازی است جانم. فکر می‌کنید ریشه واژه فرم از کجا می‌آید؟

از کجا می‌آید؟

از همان اریش فروم بی‌معرفت دیگر...

آن که «فروم» است، ما می‌گوییم «فرم».

در اثر استعمال زیاد و همچنین گذر زمان  «واوش» از بین رفته است.
 
آقا شما این فیلمو دیدین؟

بله.

خوشتون اومد؟

نه والله.

آخه چرا؟

سر و ته نداشت. اصلا یه جورایی سرکاری بود.

ولی ظاهرا معناگراست.

خب فیلمای معناگرا همین‌جوری‌ان دیگه.

چه جوری؟

یه جوری که هیشکی ازشون سر در نیاره.

مشخصه این فیلم‌ها چیه؟

دود و بخار.

ببخشین؟

باور کن. هر فیلمی که شخصیت‌هاش از لای دود و بخار رد می‌شن و به سمت افق حرکت می‌کنن، معناگران.
 
آقا شما نمی‌خوای یه معناگرا واسه ما بسازی؟

فیلمنامه آماده دارین؟

آماده می‌کنیم واسه‌ت. مگه کاری داره؟

کی می‌نویسه؟

خودم؟

تو؟ تو که تهیه‌کننده‌ای و تا حالا یه سکانس هم ننوشتی به عمرت.

کاری نداره که. یه قصه می‌نویسم درباره یه روستا و آدماش که شخصیت‌ها از توی بخار و دود رد شن و حرفای گنده گنده بزنن.

بخار و دود از کجا می‌آری؟

از خونه والر و کتری می‌یارم. بخار درست می‌شه. برای دود هم می‌ریم یه کامیون 10 تنی می‌یاریم و پشت اگزوزش فیلمبرداری می‌کنیم.

قبوله.
 
الان داری تو کدوم فیلم بازی می‌کنی؟

تو یه فیلم معناگرا.

اسمش چیه؟

چی بود اسمش؟ «گم‌شده در غبار»؟ فکر کنم اسمش همینه.

تو که همه‌ش پیش مایی و این ور و اون‌وری، چه‌طوری داری بازی می‌کنی؟

آخه کاری نداره که.

یعنی فیلمنامه‌ای در کار نیست؟

فیلمنامه کدومه؟ هر چن وقت یه بار زنگ می‌زنن، می‌گن بیا سر صحنه. ما هم می‌ریم. دود و بخاری راه می‌ندازن و به منم می‌گن برو وسط اون دشت وایسا و زل بزن به افق.

افق؟

آره پس چی فکر کردی؟

اگه همچی فیلمی به پستت خورد ما رو هم خبر می‌کنی بریم بازی کنیم؟
 
شما برای این فیلم روی پرده نقد می‌نویسین؟

کدوم؟

«گم‌شده در غبار».

همون معناگرائه؟ منفی می‌نویسما!

یعنی هیچ نکته مثبتی نداره؟

باور کن خیلی بده.

پس لطفا تو ننویس.

چرا؟

آخه براش کلی تبلیغ کردن و گفتن ازش حمایت کنیم.

پس برین با عواملش مصاحبه کنین و شما هم براش تبلیغ راه بندازین اما مردم و تماشاگرا اصلا از این جور فیلما خوش‌شون نمی‌یاد.

از کجا می‌دونی؟

برو آمار فروشش رو نگاه کن.

     غضنفر هالیوودیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها