در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولادیمیر پوتین چندی پیش به دیدن گرجستان به عنوان کوبای روسیه ــ پایگاه قدرت خارجی در خاک روسیه ــ رفت و طی ماههای گذشته زمینه برای بحران آماده شده است.
پایتخت اوستیای جنوبی به حد شگفتآوری به تفلیس پایتخت گرجستان نزدیک است. اما یک درگیری سریع برای موقعیت ضعیف ساکاشویلی مفهومی ندارد. او شاید نیروهای مسلح خود را از سال 2004 با کمک آمریکا بازسازی کرده باشد، اما مهمترین ثروت ودارایی او اخلاقی است اگر چه اعتبار او به عنوان رهبر یک دموکراسی نوپا بر اثر اقدام وی در سرکوبی تظاهرات ضددولت نوامبر گذشته در تفلیس خدشهدار شد.
شاید ساکاشویلی تصور کرده است میتواند در سایه بازیهای المپیک کار خود را انجام دهد بویژه این که ولادیمیر پوتین برای شرکت در مراسم افتتاح این بازیها در پکن بود و روسیه نیز میزبان بازیهای المپیک زمستانی در نزدیک مرز در سوچی در سال 2014 خواهد بود. اما این کار باعث شد او فردی فریبکار جلوهگر شود مخصوصا هنگامی که درست قبل از شروع حمله، آتش بس اعلام کرد.
بنابر این گرجستان ممکن است در حال باختن جنگ بسیار مهم تبلیغاتی باشد. روسها همیشه فکر میکردند تحریک کردن ساکاشویلی کار آسانی است و از بهار گذشته مشغول این کار بودهاند. اقلیتی از کشورهای عضو ناتو ممکن است بگویند این مناقشه باعث تقویت احتمال پیوستن گرجستان به عضویت ناتومی شود اما احتمال افزایش تردید در این مورد بین دیگران بیشتر است.
اروپا باید مجموعه درسهای دیگری از این ماجرا بگیرد. موضوع این نیست که دولتهای اروپایی از قبل متوجه این بحران نشدند. دولت لیتوانی مدتها است که درا ین مورد هشدار میداد، خاویر سولانا مسوول بلندپایه سیاست خارجی و امنیت مشترک اتحادیه اروپا ماه ژوئن از گرجستان دیدن کرده و آلمانیها نیز مدتی است برای یافتن راههای دیپلماتیک تلاش میکردند، اما کشورهای اروپایی چنان که باید محکم پشت آلمانیها قرار نگرفتند.
بسیاری از آنها سر خود را در برف فرو بردند و نشانههای نادرست برای هر دو طرف فرستاده شد. گرجیها احساس انزوا کردند. ما خلأیی به وجود آوردیم که ساکا شویلی فکر کرد باید شخصا دست به کار شود، و روسها تصور کردند میتوانند با مصونیت دست به کار شوند. درسی که از این موضوع باید گرفت: حتی اگر تصور کنیم موضوعی حاشیهای است، باید به موقع یعنی هنگامی که پیشگیری از مناقشه هنوز ممکن است، مداخله کنیم.
در نهایت، برخی واقعیات ملموس برای مسکو وجود دارد: نیروهای روسیه در خاک گرجستان مستقل – اوستیای جنوبی - حضور دارند. گزارشهایی معتبر از حمله به خاک گرجستان وجود دارد اگر چه ذکر همین مساله یکپارچگی ارضی این کشور را تضعیف میکند. این روسیه است که با حمله به شهرهایی مانند کوتایسی، پوتی و گوری، مناقشه را تشدید کرده، و عوارض احتمالی این کار کل منطقه را بیثبات خواهد کرد.
حتی اگر روسیه عقبنشینی کند، گرجستان سرکوب و مجازات خواهد شد و کشورهای همسایه درسهای لازم را خواهند گرفت. احتمال معامله بین مولداوی و قسمتی از این جمهوری که از نظر بینالمللی شناخته شده است، با وجود انتخاباتی که قرار است مارس آینده برگزار شود، از بین خواهد رفت. روسیه احساس خواهد کرد ناوگان خود را در دریای سیاه میتواند پس از انقضای توافق کنونی در سال 2017 نیز در کریمه اوکراین حفظ کند.
اگر گرجستان لطمات جدی ببیند، روسیه ممکن است احساس کند درباره این که چه کشوری در آینده به ناتو ملحق شود، حق وتو دارد. اما برای غرب جهت مداخله درست در این ماجرا خیلی دیر نیست. هر دو طرف با خطر تحمل خسارات غیرعمدی جدی مواجه هستند: گرجستان با خطر از دست دادن احتمال عضویت خود در ناتوو اتحادیه اروپا، و روسها با خطر نادیده گرفته شدن پیشنهادهای دمیتری مدودف رئیس جمهور این کشور برای انعقاد معاهده امنیتی جدید در اروپا و خرابی روابط خود با رئیس جمهوری جدید آمریکا.
ما باید درک کنیم که نیروهای «حافظ صلح» روسیه دیگر حافظ صلح نیستند، و برای تشکیل نیرویی مشابه نیروی بینالمللی مستقر در لبنان با یک ماموریت بینالمللی ــ که مورد توافق کمیسیون مشترک آمریکا، اتحادیه اروپا، ناتو، سازمان امنیت و همکاری در اروپا باشد ــ فشار بیاوریم. هر دو طرف دچار اشتباه در محاسبه شدهاند. اما، با وجود همه حرفها درباره «کشتار گسترده» هر دو طرف انگیزههایی برای خاتمه دادن به بحران دارند.
نویسنده :آندرو ویلسون (از سیاستگذاران ارشد شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا)
منبع:ایندپندنت
مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: