در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارگزاران
«رویای یک دنیا» عنوان سرمقالهی روزنامهی کارگزاران به قلم آرش راهبر است که در آن میخوانید؛
1- مشعل کوچک پیرمرد چینی ناگهان راه مشعل بزرگ ورزشگاه ملی پکن را گرفت و آتش به جان میلیاردها بینندهای زد که در لحظه نهایی مراسم افتتاحیه شاهد این رویداد باشکوه بودند. المپیک اینک مشخصترین نماد پیشرفت و توانایی کشورها در همهی شئون اجتماعی، سیاسی و ورزشی است و بخت شیرینی است برای مردم میزبان.
در بخش دیگر سرمقاله میخوانید؛بیجهت نیست که برای کسب میزبانی بازیهای المپیک جنگی به وسعت جهان درمیگیرد و دولتمردان از همه ابزارهای سیاسی برای بخشیدن این امتیاز به مردمشان استفاده میبرند. حال چین بهعنوان کشور تازهوارد به کلوپ جهاناولیها، المپیک را باشکوه هرچه تمامتر برگزار میکند و به چهارگوشه جهان نشان میدهد که به چه سطحی از تکنولوژی، مدیریت، یکپارچگی و توانایی رسیده است.
نویسنده معتقد است؛چینیها در راه برگزاری این المپیک نشانههایی از چین مدرن را به نمایش گذاشتند، از لحاظ سیاسی روابط خود را با مخالفان تغییر دادند، با موافقان تجدید میثاق کردند و با مردم خود نیز مهربانتر شدند. از برکت همین المپیک بود که بسیاری از مردم دنیا ماجرای اختلاف چین و تبت را فهمیدند و در راه رفع کدورتها گام برداشتند. حالا المپیک عرصه رقابتی دوستانه و صلحآمیز بین تمام ملل است و حتی تبتیها پنجه در پنجه چینیها میاندازند. این جادوی المپیک است و راز دوام و ماندگاری آن و چه زیباست شعار المپیک 2008 که میگوید: «یک دنیا، یک رویا». آیا رویایی بالاتر از صلح هست؟ 2
2- رژه کاروان ورزشی ایران در المپیک پکن یکی از باشکوهترین لحظات سالهای اخیر ورزشی ایران بود. سبزپوشان ایران اینبار بسیار شیک و مرتب پا به صحنه رژه گذاشتند و پرچم ایران را تکان دادند.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛کاروان ورزشی ایران در حالی با هزار امید و آرزوی مردم پا به عرصه المپیک گذاشته که از دید کارشناسان شانس زیادی برای شکار طلا ندارد. این هم سرنوشت ماست که بدبیاریها همواره در آغاز مسابقات گریبان ورزشکارانمان را میگیرد. از بین امیدهای اصلی مدال طلا حالا حسین رضازاده از میدان قهرمانی خداحافظی کرده و میبایست از تلویزیون شاهد موفقیت رقبایش باشد.
حمید سوریان دلاور طلایی کشتی فرنگی ایران از درد زانو رنج میبرد و شاید به همین درد ببازد. هادی ساعی طراوت و شادابی چهار سال گذشته را ندارد و شاید اینبار آن تکواندوکار شکستناپذیر نباشد. در کاروان کشتی نسیم جوانی وزیدن گرفته و چهرههای جدید به مصاف رقبا خواهند رفت اما در برابر تندباد روسها، ترکها، کرهایها و گرجستانیها چه باید کرد؟ احسان حدادی پرتابگر جوان اما پرامید ایران میتواند شکارچی طلا باشد به شرطی که درد قفسه سینه امان بدهد. دیسک او تا کجا خواهد رفت؟ وزنهها نیز در غیبت رضازاده سنگینتر از همیشه هستند. اصغر ابراهیمی، رشید شریفی و محسن بیرانوند رقبای بسیار قدرتمندی دارند. با این حال امید و آرزوی میلیونها نفر در ایران بدرقه راه جوانانی است که افتخار حضور در المپیک را به دست آوردهاند و عهد کردهاند چون سربازی برای کسب موفقیت، جوانمردانه بجنگند. برای رسیدن به این هدف بزرگ اما تنها داشتن مشتی ورزشکار کفایت نمیکند. ایکاش مسوولان ورزش ایران نیز که به تعداد، وارد دهکده بازیهای المپیک شدهاند خود را المپیکی بدانند و از چینیهای پرکار و مسوولیتپذیر کلید موفقیت را بربایند. نمایش خیرهکننده چینیها در المپیک تازه شروع شده و آنها از همین امروز برای دروکردن مدالها لحظهشماری خواهند کرد.
در پاین سرمقاله میخوانید؛این مبارزهجویی بینظیر حالا مهمترین شأن از شئون مردمی است که تا 20 سال قبل به سختترین شکل میزیستند. چین حالا در سایه این تلاش و کوشش جمعی مرزهای جدیدی از موفقیت را فتح میکند، چه در ورزش و چه در تمام امور زندگی.
مردم سالاری
«مجلس و رای اعتماد به وزیر اقتصاد» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری است که آن را مطهری نژاد نوشته است.
در ابتدای سرمقاله آمده است؛ظرف هفته گذشته در کشور عزیزمان ایران ناگهان پر شد، به طوری که هیچ جای اضافه برای هیچ موضوعی باقی نماند! ظرف هفته پر شد از یک موضوع به نام «رای اعتماد مجلس شورای اسلا می به 3 وزیر پیشنهادی دولت» و در این میان بالا ترین رای به نام ناآشناترین وزیر پیشنهادی، وزیر اقتصاد و دارائی تعلق گرفت و کمترین رای به شناخته شده ترین وزیر پیشنهادی، وزیر کشور. جامعه و مجلس از سید شمس الدین حسینی شناخت چندانی نداشت، از سوئی دیگر هم جامعه و هم مجلس کردان را به خوبی می شناخت.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛عده ای سعی دارند این مطلب را القا کنند که رای اعتماد به حسینی به معنای قبول طرح تحول اقتصادی دولت است. اما واقعیت این است که این القا به هیچ عنوان موجه نیست زیرا مجلس به گونه های مختلف اعلا م کرده است که روی هر کلمه طرح تحول اقتصادی نظر دارد و به دقت آن را بررسی خواهد کرد و به همین علت در تیر ماه رای به تشکیل کمیسیون ویژه در این رابطه داده است. کمیسیون ویژه ماموریت دارد این طرح را مطالعه و بررسی کند و به مجلس گزارش دهد تا مجلس در مورد چگونگی ورود به این طرح اتخاذ تصمیم نماید.
نویسنده معتقد است؛گر چه حضور حسینی در وزارت اقتصاد و دارایی می تواند برای کمیسیون ویژه یک فرصت باشد تا اطلا عات مورد نیاز خود در مورد طرح تحول اقتصادی را سریع تر و مستقیم تر کسب کند و در تهیه گزارش به مجلس با مشکل کمتری مواجه باشد، اما این به هیچ عنوان به معنای تایید طرح نیست. بنابراین لا زم است مجلس از القائاتی از نوعی که ذکر شد جلوگیری شود. از جمله مواردی که لا زم است در بررسی طرح تحول اقتصادی توسط مجلس با حساسیت دنبال شود شائبه تبلیغاتی بودن طرح است که با بررسی و اصلا ح احتمالی فرآیند اجرایی شدن طرح و نقشآفرینی مجلس و نهادهای نظارتی در این فرآیند باید از تبلیغاتی بودن طرح شائبه زدایی شود.
در پایان سرمقاله میخوانید؛توجه به این نکات ضامن کسب اعتماد عمومی و جهت گیری صحیح افکار عمومی است.
کیهان
«رجز خوانی بی حاصل» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می خوانید؛چهارشنبه گذشته متن نامه ارسالی از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران خطاب به سولانا در ادامه پیگیری مذاکرات ژنو منتشر شد که بازتاب قابل توجهی در محافل سیاسی و خبری داشت.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛این نامه، با تاکید بر وجوه مشترک طرحهای ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 بر علاقه مندی ایران بر ادامه مذاکرات هسته ای و شروع فاز دوم آن تصریح دارد و پاسخ روشن ایران به پیشنهاد 1+5 را منوط به دریافت پاسخهای روشن از سوی اتحادیه اروپا برای رفع ابهامات و پرسش های خود می داند.
نویسنده یادداشت معتقد است؛آنچه روشن به نظر می رسد این است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه قصد عقب نشینی از مواضع اصولی خود در قبال فعالیت ها و برنامه های هسته ای ندارد. رهبرمعظم انقلاب در دیدار روز مبعث با تاکید بر اینکه هریک قدم عقب نشینی در برابر مستکبران، منجر به یک قدم پیشروی آنان خواهد شد، می فرمایند:«ما می دانیم چه کار می کنیم و به کجا خواهیم رسید و راه رفتن به آن نقطه را حرکت و پایداری می دانیم، نه ایستادن و یا عقب گردکردن.»
یادداشت نویس کیهان با اشاره به این که طی چند هفته پیش نیز ایران بر حجم فعالیت های دیپلماتیک در جهت تحکیم مواضع و راهبردهای خود افزود؛ آورده است؛هرچند به نظر می رسد اینک اتحادیه اروپا، شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای غربی پی برده اند که در پرونده هسته ای ایران، ابتکار عمل در دست جمهوری اسلامی است و تهدیدها و ترغیب ها همچنان که تاکنون مسیر فعالیت های اتمی ایران را دچار تزلزل و انحراف نکرده، از این به بعد نیز اصرار بر سیاست های موسوم به هویج و چماقشان اثربخش نخواهد بود، اما ظاهراً اصرار سولانا برای دریافت پاسخ رسمی و روشن ایران به بسته پیشنهادی با دو هدف صورت می گیرد: 1-ادامه فشار از سوی مخالفان برنامه های اتمی ایران به منظور متوقف کردن آن 2-تلاش برای هماهنگ کردن احتمالی کشورهای روسیه و چین با بقیه اعضای گروه برای اتخاذ خط مشی مشترک در قبال ایران. اهدافی که تاکنون 1+5 به دلایلی در تحقق آن ناکام مانده است.
در ادامه یادداشت میخوانید؛پس از دریافت نامه ایران، بلافاصله کشورهای گروه 1+5 با تشکیل یک کنفرانس تلفنی، عدم دریافت پاسخ از سوی ایران را مورد بحث قرار دادند. آخرین اخبار رسیده حاکی از آن است که علیرغم تلاش آمریکا برای مجاب کردن و توافق کامل کشورهای 1+5 به منظور اعمال تحریم های بیشتر، این کنفرانس با مخالفت صریح روسیه به نتیجه مشخصی نرسیده است.
واقعیت آن است که توقف برنامه هسته ای ایران، اولویت دوم اروپاست. اروپا تلاش می کند با اهرم تهدید و ترغیب و اعمال فشار توسط صدور قطعنامه های تحریم، ایران را وادار به عقب نشینی کند. اتفاقی که تاکنون نیفتاده و برخلاف انتظار آنان، مسئولان و ملت ایران را در ادامه مسیر توسعه و پیشرفت در فعالیت های اتمی، مصمم تر و مقاوم تر کرده است.
در بخش دیگر یادداشت کیهان آمده است؛از سوی دیگر آمریکا نیز که ظاهر یک ابرقدرت را به خود می گیرد، در مشکلات خودساخته اش در عراق و افغانستان دست و پا می زند. آمریکا بی علاقه نیست که مثل یک شوالیه از آنچه که خود آن را منافع کشورش در خاورمیانه می داند، دفاع کند. اما حالا همه می دانند که زیر این زره آهنین تنی رنجور نهفته است. آمریکا و هم پیمان دیرینه اش رژیم صهیونیستی می دانند که هرگونه حمله نظامی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران با تودهنی توفنده ملت ما مواجه خواهد شد و هزینه های غیرقابل جبرانی برای آنان در پی خواهد داشت.
در ادامه میخوانید؛ برای هیات آمریکایی در سازمان ملل نیز متقاعد کردن اعضای دیگر شورا، به از سرگیری بحث در مورد مساله ایران و تصویب قطعنامه چهارم تحریم، دشوار خواهد بود، چرا که 14 عضو شورای امنیت ترجیح می دهند مذاکره برای تحریمهای جدید علیه ایران را در حال حاضر آغاز نکنند. یکی از علل مخالفت اعضای شورای امنیت با آغاز بحثها در این زمینه، نزدیکی زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است که پس از آن ممکن است رویکرد واشنگتن در قبال ایران دچار تغییر شود و زمامداران جدید بخواهند در برخورد با فعالیت های هسته ای ایران، تاکتیک های دیگری را برگزینند.
در پایان یادداشت آمده است؛امروز دشمن در میدان هسته ای ایران، خود را خلع سلاح شده می بیند. نه تحریمها و تهدیدها کاری از پیش برده اند و نه تشویق ها و ترغیب ها باعث فریب ما شده است.غرب، اروپا و کشورهای منطقه نیز هیچکدام توان پذیرش هزینه های ناشی از یک جنگ در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را ندارند. دشمن تنها کاری که از عهده اش برآمده، رجزخوانی علیه فعالیت های هسته ای ایران بوده است.
جام جم
«خبرهای فرمایشی» را فاطمه رحیمی برای یادداشت روز روزنامه جام جم نوشته است.
در ابتدای این یادداشت میخوانید؛پنجشنبهای که گذشت، روز خبرنگار بود. در این چند روزه به تلفنهای همراه دوستان من سیل پیامهای تبریک روز خبرنگار ارسال شد. اغلب این پیامها را هم کسانی فرستادند که ما با آنها در تعامل و مناسبات کاری قرار گرفتهایم؛ آنها به عنوان خبردهنده و ما به عنوان خبرگیرنده. تبریک گفتن رسم خوشایندی است و در آدمی ایجاد انگیزه میکند، منتها شرط دارد؛ باید باور کنی که به تو به خاطر رسالت حرفهایات تبریک میگویند و دوستانی که با آنها در مناسبات کاری قرار گرفتهای، نمیخواهند از تو به عنوان ابزاری برای تبلیغ کارهای کرده و ناکرده خویش استفاده کنند. اگر غیر از این باشد، احساس میکنی در قبال این چند جملهای که به عنوان تبریک برایت ارسال شده، در طول یک سال آینده چه توقعاتی از تو خواهند داشت؟
نویسنده اعتقاد دارد؛خبرنگار چشم بینا و گوش شنوای جامعه و مدعیالعموم است. میتواند بیپرده و صریح باشد. او را نباید بی پاسخ گذاشت و یک جمله کلیدیتر و غیرواقعیتر: «خبرنگاران روی چشم ما جای دارند.» جملات زیبایی است، اما روح ندارد چون گاهی از سوی افرادی تکرار میشود که هیچ اعتقادی به آن ندارند و نمیدانم چرا گمان میکنند خبرنگاران افرادی ساده لوح هستند که این تعارفهای بیروح را باور کنند.
تاسفآور است، چون واقعیت چیز دیگری است. گاهی وقتها از دوستان من میخواهند به مثابه روابط عمومی سازمان و نهادی که حوزه کاریشان است، رفتار کنند. از آنها توقع دارند با دیده اغماض در حوزه کاریشان قدم بردارند، نقصها را نبینند و نکات مثبتی را که هست، بزرگنمایی کنند. به خبرنگاران به چشم جارچیها نگاه میکنند که وظیفه دارند وعده و وعیدهای آنها را در بوق و کرنا کنند و به خورد جامعه دهند. هر روز میخواهند از تصمیمات و اقدامات خود در آینده خبرهای خوشایندی بدهند، ولی اگر دوستان من همین خبرها را سر موعد مقرر پیگیری کنند که بدانند تحقق یافته است یا نه گویی گناه کبیره مرتکب شدهاند.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛از همه دردناکتر هم مقوله خبرهای فرمایشی است. خبرهایی که پیش از رسیدن به دست دوستان من از ردههای بالایی برای منتشر شدن تضمین شدهاند. وقتی هم که خبرنگاران خلاف خواسته آنها و با توجه به رسالت حرفهای خود رفتار میکنند با بی مهریها یا به قول معروف سنگاندازیها روبهرو میشوند. آن وقت است که حتی از راه دادن خبرنگار در حوزه خبریاش دریغ میکنند. براحتی به او پاسخ نمیدهند و تا آنجا که بتوانند او را در پیچ و خم کارهای اداری و هماهنگیهای لازم و روزهای آینده گرفتار میکنند تا شاید سوالش را فراموش کند و یا از خیر آن بگذرد. شاید هنوز باور نکردهاند سماجت، یکی از اصول اولیه حرفه خبرنگاری است.
در پایان میخوانید؛دوستان من همه اینها را میبینند، گاه اغماض میکنند و میگذرند، گاه سماجت و گاهی مناظره میکنند، اما مگر تلاش جمعی و فردی آنها برای جا انداختن تعریف حرفهشان چقدر موثر است؟ اگر کسانی که در راس نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور قرار گرفتهاند که این نوع رفتار هم اغلب از سوی آنها صورت میگیرد به اندازه منافع خود بایدها و نبایدهای حرفه خبرنگاران را درک کنند، آیا فرهنگسازی بزرگ و موفقی در این زمینه صورت نخواهد گرفت؟ دوستان، سال آینده در روز خبرنگار میتوانند به جای سیل پیامهای تبریک، اندکی هم به این شیوه فکر کنند.
اعتماد ملی
«نماد زندگی مسالمت آمیز» عنوان سرمقاله روزنامه امروز اعتماد ملی است که در آن میخوانید؛میلیاردها انسان دیروز چشم به صفحه تلویزیون دوختند تا شاهد آیین گشایش بزرگترین گردهمایی نمایندگان ملل و اقوام مختلف جهان با هر نژاد و رنگ و مسلکی باشند. حضور سران 80 کشور جهان در آیین آغاز مسابقات المپیک پکن، در ابتدای هزاره سوم این تصور را قوت بخشید که المپیک از معدود دستاوردهای بشر است که در گذر روزگار به هدف اولیه پایهگذارانش یعنی زدودن زنگار نفرت و کدورت و همزیستی مسالمتآمیز ابنای بشر نزدیک شده است. پایهگذاران المپیک در ردیف صاحبمنصبان و اهالی قدرت نبودند که جز سودای کسب منافع و تصاحب بیحد و حصر قدرت، دغدغهای نداشتند؛ یعنی همان عطش سیریناپذیری که اپیدمی رایج در طول تاریخ بشریت میان حاکمان و اصحاب قدرت بوده و هست.
المپیک ناشی از دغدغه خردورزان و انسانهای مسالمتجویی است که همواره در جستوجو و تکاپوی تحقق نوعی دیگر از زیستن مبتنی بر کرامت انسانی بودهاند. آن عطش پایانناپذیر و فزونخواهی حاکمان مطلق انگار در برابر این دغدغه متفکران و مصلحان نگران کرامتهای انسانی، هرچند که گاه روزگار تلخ و ناخوشایندی را بر گروه دوم تحمیل کرده است اما استقامت و پافشاری آنها، زورمندان و اصحاب قدرت را حتی در نظامهای سیاسی گریزپا از مبانی دموکراتیک ناچار ساخته است برای حفظ ظاهر هم که شده به پارهای الزامات نوعدوستانه تن دهند یا درصدد برآیند که از مظاهر و نمادهای زندگی مسالمتجویانه به نفع خویش بهره جویند. اینکه سران کشورهای جهان با دیدگاهها و مشربهای فکری مختلف در آیین گشایش المپیک که مظهر و نماد تفکر نوعدوستی و جهان عاری از کدورت و نفرت است گردهم میآیند مویدی است بر این نکته که حتی اصحاب قدرت نیز ضرورت نیاز بشر به تعمیق ریشههای زندگی آرام و مسالمتجویانه را درک کردهاند، زیرا جهان امروز و تاثیر و تاثر جوامع مختلف بر یکدیگر حتی قدرتمداران را در شرایطی قرار داده که برای استمرار حاکمیت خود ناگزیر به پذیرش قواعد زندگی مسالمتآمیز و توجه جدی به مظاهر و نمادهای این ضرورت انکارناپذیر شدهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: