تواناییهای جنبش عدم تعهد
جنبش عدم تعهد بهترین و بزرگترین تجمع کشورهای مستقل دنیاست که با وجود مشکلات فراوان و موانع بسیار میتواند در عرصههای بسیاری ضمن نقشآفرینی برجسته، به عنوان یک مجموعه تاثیرگذار ظاهر شود.
جنبش عدم تعهد بیش از نیمی از اعضای سازمان ملل متحد را در خود جای داده و اعضای مهمی در اماکن مختلف همچون شورای امنیت سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی یا اتحادیه عرب دارد.
این جنبش از ظرفیت و پتانسیل بالقوه عظیمی برای تاثیرگذاری بر معادلات جهانی و منطقهای برخوردار است. این مجمع جهانی که تجلی اراده نمایندگان ملتهای عدم تعهد برای همکاری مشترک در دستیابی به آرمانهای رفیعی همچون صلح، امنیت، توسعه و پیشرفت اقتصادی است، بیش از همه نیازمند نیرویی قدرتمند برای تبدیل این توان از بالقوه به بالفعل است.
همکاری مشترک در کنار این نیروی بالفعل میتواند تبدیل به الگوی مناسبی برای تقویت و تعامل اجزای تاثیرگذار در مناسبات جهانی و بینالمللی شود.علاوه بر اشتراکات فرهنگی و اجتماعی، ظرفیتهای متنوع اقتصادی کشورهای مستقل میتواند روند همگرایی و هماهنگی بین آنها را به صورت جریانی طبیعی و اجتنابناپذیر پیش ببرد.در حقیقت این کشورها با تکیه بر ویژگیها و قابلیتهای اقتصادی موجود خود میتوانند نقش تکمیلی و فزایندهای در اقتصاد یکدیگر ایفا کنند.در حال حاضر، دولتهای تشکیلدهنده سازمان اوپک که دوسوم ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، از اعضای جنبش عدم تعهد هستند.
اعضای اتحادیه عرب نیز که عمدتا از اعضای جنبش محسوب میشوند، خود میتوانند به عاملی تاثیرگذار در حیطه بینالمللی و منطقهای تبدیل شوند. علاوه بر این بسیاری از کشورهای عضو از موقعیت استراتژیکی عالی در منطقه برخوردار هستند که مورد توجه قدرتهای بزرگ است.
اما در حال حاضر کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که دوسوم کشورهای جهان را تشکیل میدهند، تنها 20 درصد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند.
رشد اقتصادی بیشتر کشورهای عضو این سازمان در دهه 90 میلادی کمتر از دهه 60 بوده است. کارشناسان بر این اعتقادند که 118 عضو این سازمان اگرچه خواهان قدرت گرفتن آن هستند، اما تعداد زیاد اعضا و رمق ناچیز سیاسی و اقتصادی بیشتر آنها، نتوانسته غیرمتعهدها را به یک قدرت بینالمللی تبدیل کند.
جنبش عدم تعهد با وجود این نهتنها موفق به حفظ هویت خویش شده، بلکه با گذار از این دوره بحرانی، آماده رویارویی با چالشهای جدید در جهان شده است.
ضعفهای جنبش عدم تعهد
متاسفانه با وجود پتانسیل بالقوه عظیمی در میان کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، این جنبش به لحاظ عمدتا سیاسی از قدرت لازم برای بهرهگیری از این ظرفیت جهت تاثیرگذاری بر معادلات بینالمللی و منطقهای برخوردار نیست. زیرا بسیاری از کشورهای عضو با وجود داشتن تواناییهای فراوان در عرصه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی لازم بهرهبرداری مناسبی از آن نکردهاند و به نوعی در مسیر توسعه عقب هستند.
کشورهایی با رژیمهای سیاسی متفاوت، سیستمهای اقتصادی ناهمگون و با وسعت، قدرت و مناطق جغرافیایی مختلف در این جنبش گردهم آمدند که تنها عامل پیوندشان اصل همزیستی مسالمتآمیز بود. البته در آغاز شکلگیری جنبش شرط این همزیستی، شرکت نکردن اعضا در دستهبندیهای سیاسی و خودداری از دادن پایگاههای نظامی به بلوکهای شرق و غرب تعیین شد، اما بتدریج این شرایط در عمل رعایت نشد و برخی کشورهای عضو به گروه غرب یا شرق تمایل داشتند و در هر فرصتی تلاش میکردند به نفع آنها اقدام کنند، در حالی که خود را همچنان غیرمتعهد میخواندند.
مصوبات جنبش عدم تعهد دارای هیچ گونه تعهد و ضمانت اجرایی نیست و تنها بیانگر دیدگاهها و نظرات کشورهای عضو درخصوص مسائل بینالمللی است.
تصمیمگیری در کلیه اجلاسها و نشستهای جنبش عدم تعهد براساس اجماع کشورهای عضو است.
اختلافنظرهایی در طول 45 سال گذشته در میان اعضای جنبش عدم تعهد شکل گرفته و به طور کلی کشورهای شرکتکننده را به 2 گروه تندرو یا مترقی و میانهرو یا معتدل تقسیم کرده است که اگرچه تعداد کشورهای میانهرو که بیشتر طرفدار غرب بودند، بیشتر بوده است؛ اما فعالیت سازمان یافته گروههای تندرو تاثیر زیادی بر مصوبات کنفرانس گذاشته است.
به واسطه گرایش شدید برخی کشورهای عضو به قدرتهای فرامنطقهای بویژه آمریکا، نمیتوان همسویی چندانی را بین آنها و برخی دیگر از کشورهای مخالف ایالات متحده و سیاستهایش جستجو کرد.
در کل، برونداد مورد قبولی از جنبش غیرمتعهدها آن گونه که خواست اولیه و هدف غایی تشکیلدهندگان آن بوده به منصه ظهور نرسیده است. کارشناسان بر این اعتقادند که فقر مالی بیشتر اعضا و پراکندگی فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی کشورهای عضو این سازمان که به انسجام این سازمان لطمه زده و همچنین ناکارآمدی این سازمان برای فضای فعلی سیاسی جهان، تاثیرگذاری تصمیمهای جنبش را بر فضای بینالمللی و جامعه جهانی اندک و ناچیز کرده است.
اکنون جنبش عدم تعهد به صدور بیانیههایی فاقد ضمانت اجرا بسنده میکند. البته شاید بتوان ریشه دوگانگی برخورد کشورهای غیرمتعهد با مسائل جهانی و حمایت از اعضا را در رنگ باختن علت اصلی شکلگیری جنبش غیرمتعهدها دانست.
این عوامل عمدتا منشاء بیرونی داشته و حاصل سلطه و دخالت بیگانگان در امور کشورهای مستقل است و در حال حاضر نیز که عصر استعمار پایان یافته، آثار و نتایج حضور آنان همچنان باقی است.
عملکرد جنبش عدم تعهددر پرونده هستهای ایران
موضوع پرونده اتمی ایران در چند سال گذشته به دستور کاری دایمی برای جنبش غیرمتعهدها بدل شده و در وضعیتی که گمان میرفت جنبش به پایان عمر خود نزدیک شده است، جانی دوباره به آن بخشیده است.کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که همزمان عضو هیات مدیره 35 عضوی آژانس موسوم به شورای حکام بودند، با تلاش ایران و حمایت مالزی که رئیس دورهای جنبش بود، شکل گرفت.
اعضای جنبش عدم تعهد تا امروز معتقدند که توانستهاند نقش مثبتی را در خصوص مساله هستهای ایران ایفا کنند. تمام اعضای این جنبش بر این حقیقت واقفند که سرنوشت پرونده هستهای ایران، در آینده نه چندان دور بر منطقه و تکتک آنها موثر خواهد بود و این مساله تمام منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
این کشورها ضمن حمایت قاطع از حقوق هستهای کشورمان، دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای را از سوی کشورمان مورد تاکید قرار داده و اعلام کردهاند دفاع خود را در این زمینه ادامه خواهد داد.
از آغاز مناقشه هستهای ایران در سال 2003 در شورای حکام تاکنون جنبش غیر متعهدها بیشترین تلاش را در حمایت از ایران بر اساس مواد 2، 4، 6 و 9 معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (ان.پی.تی) داشته است.نمایندگان این نهضت در شورای حکام در تمامی نشستهایی که تاکنون برگزار شده است، در حمایت از صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران بیانیه صادر کرده و حتی در مقاطعی در 2 سال اخیر به طور مستقیم با صدور قطعنامه علیه ایران در شورای حکام و نیز شورای امنیت مخالفت کردهاند و یا نقشه کشورهای غربی و در راس آن آمریکا را برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران و جنگ روانی بر هم زدهاند. آنها همواره بر پایان دادن به برخوردهای دو گانه که ایالات متحده آمریکا از بزرگترین بانیان آن است، تاکید داشتهاند؛ اما تمامی این اقدامات فراتر از ارائه بیانیه نبوده است.
حمایتهای این جنبش از ایران در شورای حکام تنها توانسته تصمیمات کشورهای اروپایی و قدرتمند را منتفی کند؛ هرچند که آن را به تاخیر انداخته است و از سویی حمایتها نشانهای از انسجام اعضاست.
در نوع عملکرد جنبش عدم تعهد در پرونده هستهای ایران همچنین نوعی تناقض دیده میشود. به این صورت که اگر بیشتر اعضای جنبش عدم تعهد بخواهند در چارچوب نهادهایی مانند شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و یا شورای امنیت سازمان ملل درباره برنامه هستهای ایران تصمیمگیری کنند، علیه کشورمان موضع میگیرند؛ اما اگر بخواهند در قالب جنبش عدم تعهد در این باره نظر دهند، به نفع عضو خود موضعگیری میکنند.
در سال 2006 برخی از مهمترین اعضای جنبش عدم تعهد مانند مصر، هند و برزیل در نشست کوالالامپور از برنامه هستهای ایران حمایت کردند و این در حالی بود که پیش از این در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به قطعنامهای که تعلیق کامل فعالیتهای غنیسازی اورانیوم از سوی ایران را خواستار شده بود، رای مثبت داد و حتی برای ارجاع پرونده هستهای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل با آمریکا و متحدان آن همراه شدند.
آفریقای جنوبی به همراه ویتنام، اندونزی و لیبی مخالفتهایی را نسبت به قطعنامه سوم تحریم علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل داشتند؛ اما در نهایت اندونزی به آن رای ممتنع داد و قطعنامه با اکثریت آرا به تصویب رسید.
رای کشورها در داخل نهادهای وابسته به سازمان ملل معمولا پیامد عملی دارد. در حالی که رای آنها در چارچوب جنبش عدم تعهد نه فقط التزامی در پی ندارد، بلکه تعهدی نیز برای کشورها ایجاد نمیکند.
در نظم حال حاضر جهانی، بسیاری از اعضای موثر و محوری جنبش عدم تعهد منافع خود را در همکاری با آمریکا و متحدانش دنبال میکنند و از همینرو تصمیمگیریهای داخل جنبش را به عنوان اموری صرفا پروتکلی و صوری به حساب میآورند.
جنبش عدم تعهد در عرصههای مختلف
حفظ صلح و امنیت جهانی، رفع اختلافات از طریق صلح و همکاری بینالمللی، تامین و استقرار صلح، مسائل اقتصادی، تبعیض نژادی، حقوق دریاها، مواد مخدر، روابط کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، انتقال فناوری و سیستم بینالمللی مالی و پولی، خلع سلاح، استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، مساله فلسطین، لبنان، وضعیت خاورمیانه، جنگ ایران و عراق، قبرس، تجاوز آمریکا علیه لیبی، جنوب آفریقا، حقوق ملتها برای حفظ فرهنگ و آثار ملی خود، بدهیهای خارجی و علوم و فناوری، تجدید ساختار سازمان ملل، خاتمه دوران جنگ سرد و مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود در جهان سوم، همکاری بینالمللی برای توسعه، ضرورت برخورد مناسب جنبش با تحولات بینالمللی، همکاریهای اقتصادی و تروریسم، گفتگوی تمدنها، وضعیت مالی سازمان ملل، محیط زیست، همکاریهای جنوب جنوب، کشورهای کمتر توسعه یافته، ازجمله مسائل مورد بحث در 15 اجلاسهای برگزار شده جنبش عدم تعهد بوده است.
فاطمه تیمورزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم