خودت به فکر خودت باش‌

شبنم احمدی هم در این نامه سعی کرده به مشکلات پریا توجه کند و برای آنها راهکارهایی را ارائه کند. قصد نوشتن نداشتم، اما وقتی دیدم شاید نامه‌های دوستان نتواند آن طور که باید کمکت کند، تصمیم گرفتم که حتما بنویسم. به نظر من، اولا تو باید تمام حرف‌های دلت را آنقدر در تنهایی تکرار کنی، تا کاملا در ذهنت جا بیفتد.
کد خبر: ۱۹۳۱۵۷
این کار کمک می‌کند که وقتی در موقعیت بیان آنها قرار می‌گیری، بتوانی آنها را بگویی و از عکس‌العمل‌ دیگران نترسی. ابتدا باید با مادرت صحبت کنی. به او بگو: مادر می‌دانم که تو و پدر برای این که من به اینجا برسم خیلی تلاش و از خودگذشتگی نشان دادید و... من برای تمام زحمات شما ارزش قائلم و تا پایان عمر نمی‌توانم، زحمات شما را جبران کنم.

جز این که همیشه دوست‌تان داشته باشم و در پیری عصای دست‌تان باشم. اما این در صورتی است که من آینده روشنی داشته باشم. الان آینده وزندگی وخوشبختی یا بدبختی من در دستان شما و پدر است. امیدوارم طوری تصمیم بگیرید که سال‌ها بعد شاهد اشک و ناله‌های من نباشید. بگو: اگر شما برای من تنها و فقط یک دلیل منطقی و عقلانی (که هرکسی با هر سطح فکری آن را تایید کند)‌ بیاورید که چرا من نباید به دانشگاه بروم، در صورتی که می‌دانید، چقدر به این کار علاقه دارم والان در کشور هزاران هزار دختر برای رفتن به دانشگاه رقابت می‌کنند، من قبول می‌کنم که به دانشگاه نروم. فقط نگویید برادرانت این طور می‌خواهند. اگر آنها و همسران‌شان تنبلی کردند یا نخواستند به دانشگاه بروند، من نباید تاوانش را پس بدهم و... .

در مورد خواستگار هم اگر یک مشکل یا ایراد مهم   که نشود در زندگی مشترک آن را نادیده گرفت  بیاورید، در این صورت، حتی اگر شما هم بگویید قبول کن، من قبول نمی‌کنم، من یک دلیل منطقی می‌خواهم که بدانم شما با مخالفت‌تان واقعا سعادت و خوشبختی مرا می‌خواهید. پریای عزیز تمام این حرف‌ها را باید در چندین جلسه و کاملا محترمانه با مادرت مطرح کنی تا او را همراه خودت کنی. می‌دانی که مادرها برای خوشبختی دختران‌شان، همیشه نگرانند. بعد باید به کمک مادرت همین مطالب را هم بدون ترس و خجالت به پدرت بگویی. این را بدان اگر خودت برای خودت تلاش نکنی، هیچ وقت با صبر کردن به خواسته‌ات، نمی‌رسی. از قدیم گفته‌اند «از تو حرکت، از خدا برکت» پس بجنب. بعد باید پدرت را قانع کنی که اختیار کامل تو دست اوست و نه پسرانش. باید با منطق و عقل او را مجاب کنی که برادرانت نمی‌توانند، بدون دخالت همسران‌شان تصمیم درستی در مورد سرنوشت تو بگیرند و قانع کردن پدر و مادرت تنها به دست خود تو صورت می‌گیرد. بعد از مجاب کردن پدرت، نوبت به برادرانت می‌رسد که باید با آنها در حضور پدر و مادرت و بدون حضور همسران‌شان صحبت کنی و آنها را نیز مجاب کنی. همان‌طوری که گفتم این کار نیاز به اراده‌ای قوی و به دور از ترس و خجالت دارد و زمان می‌برد؛ چون باید موقعیت‌شناس باشی که در چه زمانی باب بحث و گفتگو را باز کنی... .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها