از طرفی 8 آگوست یکی از روزهای میمون نزد چینیهاست و آنها به همین دلیل از همان ابتدا بر آغاز رسمی المپیک در این روز اصرار داشتند. این نشان میدهد سالها تلاش حزب کمونیست به عنوان دشمن سرسخت خرافهپرستی در چین، برای از بین بردن ریشه خرافات که به اعتقاد آنها خاستگاهی فئودالی داشت هیچ نتیجهای در بر نداشته است. به هر حال دولت پکن چه بخواهد چه نخواهد، در این زمینه به خرافهپرستی تن داده است.
البته خیلیها نگرانند که این بار عدد 8 برای چینیها بدیمن شود. اولین نشانههای آن همان زلزله جنوب چین بود که درست 88 روز قبل از شروع المپیک جان دهها هزار انسان را گرفت.
در مورد روز افتتاحیه هم گفته میشود احتمال بارندگی وجود دارد که این دیگر اوج بدشانسی خواهد بود و میتواند مراسم 3 ساعت و 59 دقیقهای افتتاحیه را تحتالشعاع قرار دهد.
امسال 54 ورزشکار ایرانی برای حضور در بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک، راهی چین میشوند تا در 14 رشته با ورزشکاران سایر کشورها به رقابت بپردازند.
امسال هم مثل دورههای دیگر چشم امید ایرانیها به کشتیگیران و شانس برخی از آنها برای دریافت مدالهای رنگارنگ از بقیه بیشتر است. البته برای ما المپیک امسال با سایر دورههای المپیک تفاوت چشمگیری دارد؛ چراکه در آستانه برپایی این رقابتها حسین رضازاده که یکی از شانسهای مسلم ایران برای کسب مدال طلا بود از دنیای ورزش خداحافظی کرد و علاوه بر مردم ایران دوستداران وزنهبرداری در جهان را هم شوکه کرد. رقابتهای سنگین وزنها در رشته وزنهبرداری با خداحافظی رضازاده از جذابیت همیشگیاش برخوردار نیست و امسال کسی نمیتواند جای خالی او را پر کند و همان شور و حال را به رقابتهای وزنهبرداری مردان سنگینوزن بدهد.
در این دوره از رقابتهای المپیک هم مثل دورههای گذشته سهم کشتیگیران از سایر رشتهها در کاروان اعزامی ایران بیشتر است. جدا از بسکتبال که یک ورزش گروهی است، در سایر رشتهها تعداد نفرات اعزامی به مسابقات کمتر از کشتیگیران است.
12 کشتیگیر از کشورمان راهی این دوره از رقابتها شدهاند که سهم کشتی آزاد 7 ورزشکار است و سهم کشتی فرنگی 5 ورزشکار. بعد از کشتی، جودو با 6 ورزشکار و بوکس با 5 ورزشکار پرجمعیتترین رشتههای ما را تشکیل میدهند. امسال علاوه بر شانس دریافت مدال در کشتی، جودو و تکواندو برای اولین بار این امید را داریم که در رشته پرتاب دیسک هم صاحب مدال شویم.
هرچند برخی هم برای قایقران جوان ما یعنی محسن شادی هم شانس قائل هستند و معتقدند اگر او در روز خوبش باشد، احتمال دارد یک شگفتی خلق کند. اولین ورزشکار ایرانی که در این دوره از رقابتها به میدان میرود، اکبر محرابی است که روز 19 مرداد در رشته بدمینتون با حریفش مسابقه میدهد.
مرتضی قربانی بوکسور دسته 81 کیلوگرم هم اگر به مرحله پایانی رقابتهای این دسته راه یابد، آخرین ایرانی است که در این رقابتها شرکت میکند.
طلایی شهر ما
اگر نگاهی به آمار مدالهایی که ایران در بازیهای المپیک تاکنون به دست آورده بیندازیم، درمییابیم که سهم کشتی از سایر رشته بیشتر بوده و به نوعی کشتی مدالآورترین ورزش ایران در رقابتهای المپیک است. بعد از کشتی این وزنهبرداران هستند که تا به حال توانستهاند مدالهای زیادی را (در مقایسه با سایر رشتهها) نصیب ایران کنند. امسال هم طبق روال همه دورهها چشم امید کاروان اعزامی ما به پکن کشتیگیران هستند. با این حال خیلیها شانس اول دریافت مدال طلا در این رشته را حمید سوریان میدانند.
جوان گمنامی که محمد بنا او را به جای رنگرز سرشناس انتخاب کرد. آن زمان همه این انتخاب را یک اشتباه بزرگ میدانستند، اما حالا که همان جوان گمنام امید اصلی ایران برای کسب طلای المپیک است همه یادشان افتاده که به بنا آفرین بگویند.
سوریان که در نبود جاسم امیری دوبنده وزن 55 کیلوگرم تیم ملی جوانان کشتی فرنگی ایران را از آن خود کرد، در مسابقات لیتوانی آنقدر خوب ظاهر شد تا محمد بنا او را جایگزین حسن رنگرز در تیم بزرگسالان کند. از آن پس هم حمید جوان شایستگیهایش را بیش از پیش به رخ همگان کشید و 3 طلای جهان از رقابتهای بوداپست، چین و باکو به دست آورد تا نماینده ایران در المپیک پکن شود.
حمید سوریان که الان یک حریف اسم و رسمدار و قدر برای تمام 55 کیلوهای دنیا محسوب میشود تابستان سال گذشته از رقابتهای باکو جواز حضور در المپیک را به دست آورد تا از آن پس فقط تمریناتش را برای حضور پرقدرت در المپیک انجام دهد. حمید که تنها طلایی ایران در باکو بود، پس از رقابتهای جهانی در چند تورنمنت مختلف شرکت کرد تا میزان آمادگیاش را بسنجد و محکمتر از قبل تمریناتش را ادامه بدهد.
پرچمدار کرمانشاهی
تا به حال ورزشکاران زن زیادی از ایران به رقابتهای المپیک اعزام نشدهاند.
امسال اما داستان حضور بانوان ایرانی در المپیک با سایر دورهها تفاوت دارد، چراکه پرچمدار ایران در این رقابتها یک بانوی ورزشکار در رشته قایقرانی روئینگ است. بانویی که از دیار کرمانشاه به این رقابتها میرود و بعد از خداحافظی رضازاده و حضورنداشتن هادی ساعی وظیفه حمل پرچم ایران را به عهده دارد.
به غیر از هما حسینی 2 بانوی زن دیگر نیز در این رقابتها حضور خواهند داشت، یکی از این بانوان نجمه آبتین است که در رشته تیراندازی با کمان به این رقابتها میرودو دیگری، سارا خوش جمال فکر تکواندو کار ایرانی است که جواز حضور در این رقابتها را به دست آورده است.
شاید کسی برای این ورزشکاران شانسی برای دریافت مدال قائل نباشد، اما حمل پرچم ایران هم توسط حسینی خودش یکی از اتفاقات مهم این دوره است.
روز اول دی ماه سال 67 آخرین عضو خانواده حسینی به دنیا آمد. دختری که اسمش را هما گذاشتند. سومین بچه هم از همان کوچکی به ورزش علاقهمند شد. مثل خواهر و برادر بزرگترش، اما مثل آنها جذب والیبال نشد. او بسکتبال را انتخاب کرد. خودش میگوید: «از کودکی آرزو داشتم روزی ستاره بسکتبال شوم، اما هیچ وقت فکر نمیکردم روزی تاریخ رقابتهای المپیک را در کشورم رقم بزنم و نخستین زن ایرانی باشم که در رشته قایقرانی زنان به مسابقات المپیک راه یابم».
حق هم دارد بنده خدا. هما از دبستان بازی بسکتبال را شروع کرد. وقتی کلاس پنجم بود با تیم مدرسهاش در مسابقه قهرمانی ایران شرکت کرد. وقتی عضو تیم دبیرستان بود برای تیمهای منتخب و بسیج کرمانشاه هم بازی می کرد، اما قبل از این که پایش به لیگ برتر باشگاههای بسکتبال بانوان باز شود در قایقرانی تست داد و قبول شد.
دختر بسکتبالیست 20 ساله کرمانشاهی، 2 سال پیش از طریق مربی بسکتبال خود به بخش استعدادیابی رشته روئینگ فدراسیون قایقرانی و اسکی روی آب معرفی شد و حالا در عین ناباوری یکی از شاخصترین ورزشکاران المپیکی کشورمان در پکن 2008 است. هما حسینی از این جهت جزو شاخصهای کاروان کشورمان در المپیک است که روز جمعه و در مراسم افتتاحیه، پرچمدار ایران خواهد بود.
هما در حالی پرچم ایران را حمل میکند که توجه اکثر اهالی ورزش به ورزشکارانی مثل ساعی یا حمید سوریان معطوف بود، اما با توجه به این که ساعی در روز افتتاحیه در پکن نیست، این فرصت در اختیار حسینی قرار گرفت که جزو کمسن و سالترین المپیکیهای ایران به حساب میآید.
بدون پهلوان
شاید سهشنبه 29 مرداد، زمانی که عقربه ساعت به 30/17 بعدازظهر برسد تازه باورمان شود که حسین رضازاده در المپیک نیست و این رشید شریفی است که به جای او درحال گچی کردن دستانش است.
این بازی با کلمات نیست، چون هنوز نتوانستهایم باور کنیم که حسین رضازاده در المپیک پکن وزنه نمیزند.
حسین میگفت درد دارم، اما پذیرفتن درد هرکول هم برایمان سخت بود. پیش خودمان میگفتیم مگر میشود قویترین مرد جهان تسلیم درد شود؟!
به هر حال در ماههای اخیر صحبتهای زیادی در مورد عدم آمادگی رضازاده و وضع نامناسب جسمانی او مطرح بود ولی واقعیت آن است که همه فکر میکردیم که او آنقدر قوی است که حتی با تنی به نسبه ناتوان نیز میتوان مدال طلای المپیک را برایمان برای بار سوم بیاورد، اما نامه کادر پزشکی تیم ملی وزنهبرداری پایان رویاها بود؛ رضازاده نمیتواند در المپیک شرکت کند.
رضازاده را به خاطر قهرمانیهای باارزشش در سطح جهان و المپیک هرگز فراموش نخواهیم کرد و برای او که اخیرا به برخی دردها ازجمله قند خون و بیماریهای قلبی و عروقی مبتلا است، آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.
حسین رضازاده در طول 10 سال حضور حرفهای در ورزش افتخارات بسیاری را کسب کرد که از جمله آنها میتوان به مدال طلای بازیهای المپیک 2000 سیدنی، مدال طلای مسابقات ستارههای جهان 2001 استرالیا، مدال طلای مسابقههای قهرمانی جهان 2002 لهستان، مدال طلای ستارههای جهان 2002 روسیه، مدال طلای جایزه بزرگ 2002 نروژ، مدال طلای مسابقات قهرمانی آسیا 2003 چین، مدال طلای مسابقات قهرمانی جهان 2003 کانادا، مدال طلای بازیهای المپیک 2004 آتن، مدال طلای مسابقههای قهرمانی آسیا 2005 امارات، مدال طلای مسابقات قهرمانی جهان 2005 قطر، مدال طلای مسابقات قهرمانی جهان 2006 دومینیکن و مدال طلای بازیهای آسیایی 2006 دوحه اشاره کرد.
اگر این افتخارات را بگذارید در کنار بارها رکوردشکنی حسین در رقابتهای جهانی و المپیک، متوجه خواهید شد که چرا نمیتوانیم جدایی او از وزنهبرداری را باور کنیم.
سهمیه المپیک با وام بانکی
کاوه محرابی و امین نیکفر خارجیهای کاروان ورزشی ایران در المپیک هستند.
محرابی که اولین بدمینتون باز المپیکی کشورمان است، با هزینههای خودش و 5 سال تمرین در کشور دانمارک توانست سهمیه حضور در المپیک را به دست آورد. خودش میگوید: «سختیهای زیادی متحمل شدم زیرا در دانمارک هم تمرین میکردم و هم به عنوان مربی تیمهای پایه بعضی از باشگاههای دانمارک را تمرین میدادم تا بتوانم مخارج خود را تامین کنم. حتی در این مسیر پدرم با دریافت وام از یکی از بانکهای ایرانی زمینه حضورم در رقابتهای کسب امتیاز برای المپیک را فراهم کرد، اما به هر حال هر کاری کردم، برای ایران، خودم و خانوادهام بوده و هیچ توقعی از کسی ندارم!».
الان که دیگر فرصتی نیست، اما انتظار میرود سازمان تربیتبدنی حداقل پس از بازگشت محرابی از المپیک هزینههای او را پرداخت کند. این قولی است که به نخستین بدمینتونباز المپیکی کشورمان دادهاند، اما هنوز به آن عمل نشده است.
کاوه محرابی در دانمارک زیر نظر مربی سابق تیم ملی دانمارک، مایکل کرشن تمرین کرد و سهمیه المپیک را در شرایطی به دست آورد که از حدود یک سال پیش چندین عمل جراحی روی زانویش انجام داده بود. البته در عین شایستگی کمی هم خوششانس بود، چون سهمیه المپیک پس از انصراف بدمینتونباز سوئدی به او واگذار شد.
امین نیکفر، از کاوه محرابی هم خارجیتر است. این قهرمان و رکورددار پرتاب وزنه ایران از ابتدای عمرش در آمریکا زندگی کرده و هماکنون خود را آماده میکند تا به عنوان یکی از اعضای تیم ملی دوومیدانی ایران در بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک در پکن شرکت کند. او در حالی که فقط تنها چند سفر کوتاه به ایران داشته، اما عاشقانه به سرزمین پدریاش عشق میورزد: «اگرچه تنها برای چند بار مدت کوتاه در ایران بودم، اما به آن عشق میورزم. ایران یک کشور زیبا با تاریخچه فوقالعاده و همچنین آیندهای روشن است. خانواده اصلی من در ایران زندگی میکنند و دیدار با آنها همواره باعث خشنودی من میشود».
امین ابراهیم پال نیکفر، در سال 1981 میلادی از پدری ایرانی و مادری آمریکایی به دنیا آمد. او پس از حضور در رشتههای مختلف به رشته پرتابوزنه روی آورد تا جایی که در سال 2003 توانست به عنوان یک ایرانی رکورد پرتاب وزنه ایران را شکسته و به عضویت تیم ملی دوومیدانی درآید. نیکفر در آن سال در مسابقههای دوومیدانی قهرمانی داخل سالن آسیا در تهران یک مدال طلا برای ایران به ارمغان آورد و پس از آن به آمریکا بازگشت تا امروز که قرار است یکی از رژهروهای کاروان ورزشی ایران باشد.
نیکفر ماه گذشته و در رقابتهای دانشگاه آریزونا توانست به رکورد 19 متر و 94 سانتیمتر برسد تا ضمن شکستن رکورد ایران سهمیه حضور در بازیهای المپیک را به دست آورد. او حالا به چیزی فراتر از آن فکر میکند؛ کسب مدال در المپیک پکن.
دیسک را صفحه کن
سالها پیش شاید خوشبینترین آدمها هم به مخیلهشان خطور نمیکرد که روزی برسد که ما ایرانیها امید داشته باشیم، در رقابتهای دوومیدانی المپیک شانس دریافت مدال داشته باشیم. این اتفاق اما حالا رخداده و ما امیدواریم که احسان حدادی بتواند دیسکش را صفحه کند و با یک پرتاب درست و حسابی یک مدال خوشرنگ برای ایران به ارمغان بیاورد. امسال ایران با 5ورزشکار در رقابتهای دوومیدانی المپیک شرکت میکند.
احسان حدادی (پرتاب دیسک)، عباس صمیمی (پرتاب دیسک)، سجاد مرادی (دوهای 800 و 1500 متر)، احسان مهاجر شجاعی (800 متر) و امین نیکفر (پرتاب وزنه) دوومیدانیکاران ایرانی هستند که به این رقابتها اعزام شدهاند.
به غیر از احسان حدادی کارشناسان برای سایر دوومیدانیکاران ما شانس زیادی قایل نیستند و فقط نفس حضور آنها در این رقابتها مهم است.
پس از حمید سوریان احسان حدادی شانس اول کسب مدال در المپیک پکن است. برای خودمان هم خیلی عجیب است که چرا اینقدر در دوومیدانی پرتوقع شدهایم، اما با وجود قهرمانی چون احسان حدادی شاید این توقع چندان هم بیجا نیست.
69 متر و 12 سانتیمتر رکورد جدید پرتاب دیسک آسیا، حدنصابی بودکه 2 ماه پیش با دستان احسان حدادی ثبت شد تا قهرمان جوان آسیا بین بزرگسالان بدرخشد. او در جایزه بزرگ برلین در کنار بزرگانی چون آلکنا، کانتر، هارتینگ، مالاچوفسکی و کروگر پرتاب کرد و قهرمان شد تا به دنیا بگوید، من هم مدال المپیک را میخواهم.
رقیبان احسان که امسال در چند گراندپری پیاپی مغلوب او شدند، همه جزو کسانی بودند که تا همین یکی دو سال پیش احسان آرزو داشت در کنار آنها پرتاب کند. حدادی امسال ابتدا در هلند رکورد آسیا را زد، بعد از مسکو به برلین رسید تا بار دیگر رکورد جدیدی ثبت کند. او حالا فقط چند سانتیمتر تا رسیدن به مرز 70 متر فاصله دارد و اگر این چند سانتیمتر را هم تسخیر کند، میتواند یکی از شانسهای بزرگ کسب مدال در المپیک پکن باشد.
حدادی که بچه تهران است و متولد سیام دیماه سال 63 از سال 1380 به این طرف در ماده پرتاب دیسک به افتخارات بسیاری دست یافته است.
اولین مقام او، کسب مدال برنز مسابقات قهرمانی اکراین بود که در این رقابتها، او توانست رکورد جدیدی هم در رده سنی جوانان کشور به ثبت برساند.
برجهای ایرانی در پکن
نمیدانیم چطور شد که خیلیها به این نتیجه رسیدند که ما ایرانیها نمیتوانیم گروهی کار کنیم، یکی از استدلالهای این عده در حوزه ورزش هم موفقیتهای ورزشکاران و قهرمانان ایرانی در رشتههای انفرادی بود.
خوشبختانه موفقیتهای نسبی سالهای اخیر والیبال همراه افتخارات فوتبال ایران تا حدی میتوانست بر این فرضیه غلبه کند، ولی جوانان شایسته بسکتبال ایران زیر آب این تفکر را اساسی زدند و نشان دادند که اگر مدیریت، نظم، انضباط و تاکتیک به استعداد و توانایی بالای بچههای ایرانی تزریق شود، هر کاری از آنها ساخته است و جوانان ایرانی برای موفقیت در کار گروهی هم هیچ کم و کسری ندارند.
سال گذشته تیم بسکتبال کشورمان در رقابتی شانه به شانه و میلیمتری و در حالی که تنها ذرهای غفلت میتوانست این تیم را در ردههای هشتم یا نهم آسیا بنشاند به لطف حفظ تمرکز و ایجاد هماهنگی، همگان را شگفتزده کرد و با شایستگی ضمن احراز عنوان قهرمانی آسیا، برای نخستینبار در تاریخ این رشته بهالمپیک رسید.
رسیدن به المپیک سقف آرزوهای جوانان بلندپرواز ایرانی نبود، آنها دوست نداشتند، در المپیک، کیسه گل قدرتهای برجسته جهان بسکتبال باشند، به همین خاطر تصمیم گرفتند، همه چیز را با تلاش و زحمتی کشنده، از نو شروع کنند.
رایکوترومن اردوهای سخت جدید را برای ملیپوشان ترتیب داد،اما از همه سختیها غیرقابل تحملتر، اتفاق دردناکی بود که نه تنها دل بچههای تیم ملی که قلب همه هواداران عاشق ورزش را بشدت سوزاند. آیدین نیکخواه بهرامی سردار تیم ملی بسکتبال در یک سانحه رانندگی جان باخت، فاجعهای که به هیچ وجه از ابعاد فنی و شخصیتی برای تیم ملی ما قابل جبران نبود.
صمد نیکخواه بهرامی (برادر کوچکتر آیدین) بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست و بچهها با عزمی جزم، دوباره به اردو رفتند، دوباره تلاش کردند و دوباره جنگیدند.
بسکتبالیستها برای اینکه در المپیک مضحکه تیمهای دیگر نشوند، بیش از هر تیم دیگر ورزشی کشورمان، کار حرفهای کردند. آنها آنقدر در تورنمنتهای بینالمللی با تیمهای قدرتمند این رشته بازی کردند، باختند و بردند تا به فولادهایی آبدیده تبدیل شدند. آنقدر که امروز کاپیتان صمد، حامد حدادی یا حامد آفاق اسلامیه، مشتریان پروپاقرصی در بین باشگاههای ثروتمند ایالات متحده و یا باشگاههای سرشناس اروپایی دارند.
مطمئنا مربیان خارجی زیادی در المپیک پکن، جوانان رعنای ایرانی را زیر ذرهبین خواهند گرفت، جوانانی که هم پس از المپیک، رکوردهای میلیوندلاری نقل و انتقالهای ورزشکاران ایرانی را ثبت میکنند و در این زمینه فوتبالیستهای ما را از جایگاه خود پایین خواهند آورد و هم از جایگاه شایسته و بایسته نام دوستداشتنی کشورمان دفاع میکنند.
ایرانی در همه زمینهها تواناست چه در کارهای انفرادی چه در فعالیتهای جمعی و چه در... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم