در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میشود بگویید بیش از هر چیز تحتتاثیر بازی چه کسی هستید؟
بیش از همه میکی رورک. میتوانم بخشهایی از او را در وجود خودم ببینم. نه این که یک کپیبرداری از او بکنم، یا حتی در سطحی از او باشم. اما دقیقا میتوانم ببینم که از کجا الهام میگیرم.
چه چیز رورک برایتان جالب بود؟
دقیقا همنشینی استقامت و صمیمیت. او میتواند در آن واحد هم به سختی سنگ باشد و هم به نرمی و انعطافپذیری کاغذ. او و «شان پن» دو مردی بودند که من را به سمت خود کشیدند، بعدتر نیکلسون به خاطر گستاخیاش جذبم کرد. (میخندد). او یک جادوگر است.
مثل کار شما در بابل که واقعا یک نوع سبک نمایش است. آن لحظه که شما پشت تلفن از پا در آمدید، انگار همه چیز داشت اطراف شما میچرخید.
آره. اما آن شخصیت همیشه در حال تلاش است تا قطعهها را کنار هم بچیند. او قطعهها را روی صفحه شطرنج حرکت میدهد و این یک ناکامی است که باید همه این کارها را بدون هیچ کمکی انجام بدهد.
اما شما توانستید این کار را به خوبی انجام بدهید. شما به طور ضمنی این حس را خیلی خوب منتقل کردید. آنجا که دارید گریه میکنید و زار میزنید.
خوب وقتی دارید تجربه کسب میکنید میفهمید که احساساتی هست که باید زیر پوستتان داشته باشید. اما آنچه شما واقعا در آن موقعیت انجام میدهید، تلاش برای داشتن همه چیز با هم است. برای این که باقی بمانی باید همه آنها را با هم داشته باشی.
کارگردانهایی که به شما کمک کردند تا شخصیت غریزی یک مرد را پیدا کنید، چه کسانی بودند؟
دیوید فینچر. من و او واقعا ریتم خوبی با هم داشتیم.
چقدر آن چیزی که نویسنده مینویسد روی کار شما تاثیر دارد؟ این که در بازیتان احساس شادی کنید کافی است؟
خوب این احساس فشارسنج من است. زمانی که مسنتر میشوی، به خودت نزدیکتر میشوی. صمیمیتر میشوی. یقینا در نیمه دوم این دهه من خیلی نسبت به این مساله که چه کسی هستم، آگاه شدم. حالا تلاش میکنم تا از چیزی که متضاد من است، پیشی بگیرم. من سعی میکنم با دنیرو رقابت کنم؛ با کسی که هرگز نمیتوانم باشم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: