کیفیت شعر در آلبوم‌های گروه آریان

یک قطره شعر درحوضچه موسیقی‌

انتشار جدیدترین آلبوم موسیقی گروه آریان که با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی پاپ ایرانی همراه شد، در کنار جدیدترین کنسرت این گروه در کیش، بار دیگر نام گروه یادشده را در جامعه فرهنگی کشور مطرح کرد. در مطلبی که پیش روی شماست آلبوم‌های چهارگانه این گروه از لحاظ کلام و کیفیت شعری ترانه‌های آنها بررسی شده است.
کد خبر: ۱۹۳۰۸۵

از تابستان 1379 که اولین آلبوم گروه آریان با نام «گل آفتابگردان» روانه بازار موسیقی شد تا امروز که آلبوم «بی‌تو با تو» یعنی چهارمین آلبوم گروه آریان وارد بازار شده حدود 8 سال می‌گذرد. آریان امروز یکی از نام‌های آشنای موسیقی پاپ است که در میان طیف وسیعی از قشر جوان جامعه مورد توجه قرار گرفته است.

امروز با انبوهی از خوانندگان پاپ مواجه هستیم و هر روز آلبوم‌های رنگارنگی از این خوانندگان به صورت مجاز و گاه زیرزمینی به بازار می‌آیند و در میان نسل جوان، دست به دست می‌چرخند و زبان به زبان نقل می‌‌شوند؛ اما شاید بتوان آریان را تنها گروه منسجم و هماهنگی در عرصه موسیقی پاپ کشور دانست که با گذشت نزدیک به یک دهه همچنان شهرت خود را حفظ کرده است. راز این شهرت را در عوامل گوناگونی می‌توان خلاصه کرد. از جمله هماهنگی و انسجام گروه، صمیمیت آهنگ‌ها و ترانه‌ها و نزدیکی آنها به زبان مردم و احساسات و عواطف‌شان. همچنین آریان تلاش کرده است در طول این سال‌ها خود را از درافتادن به ورطه تقلید و ابتذالی که این روزها دامنگیر بسیاری از ترانه‌های پاپ است حفظ کند و همچنین نشان داده که به مدها و جریان‌ها و موج‌های گذرا و ناپایدار توجهی ندارد.

صحبت در مورد موسیقی و آهنگ را به متخصصان این عرصه واگذار می‌کنیم، اما بدون شک ترانه‌ یا همان شعر (کلام)‌، یکی از وجوه پراهمیت هر اثر موسیقایی است.

شعر و موسیقی گرچه 2 هنر مستقل هستند، اما در بسیاری از موارد پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند. اگر در یک اثر موسیقیایی شعر و موسیقی خوب با هم تلفیق شوند و هماهنگ و همراه باشند، قطعا در انتقال پیام و حس به شنونده موفق خواهند بود. به همین دلیل باید در انتخاب شعر مناسب دقت بسیار کرد.

یکی از ویژگی‌های گروه آریان این است که در تمام زمینه‌ها خودکفا هستند. تمام شعرهای این آلبوم‌ها سروده چند نفر از اعضای خود گروه است و نام هیچ‌یک از ترانه‌سرایان یا شاعران مطرح کشور در ذیل این سروده‌ها به ‌چشم نمی‌خورد؛ البته شاید از یک جنبه این خودکفایی برای گروه حسن به‌شمار می‌آید، ولی بدون شک اشکالات زیادی نیز به دنبال خواهد داشت.

شاید علی پهلوان خواننده یا آهنگساز خوبی باشد یا شراره فرنژاد همخوان خوب و گیتارنواز قابلی باشد، همچنین ممکن است نینف امیرخاص در نواختن سازهای الکترونیک تبحر خاصی داشته باشد، اما هیچ‌یک از اینها دلیل نمی‌شود که وقتی به سرودن ترانه روی می‌آورند، قواعد و ویژگی‌های شعر و ترانه را هم به‌طور کامل بدانند و شعرهایشان خالی از اشکال باشد!‌

شعرهای آریان به لحاظ مضمون به چند دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول که بیشترین حجم ترانه‌ها را هم به خود اختصاص داده‌‌اند، ترانه‌هایی با مضمون عشق هستند.

عشق یکی از مضامین است که غالبا در موسیقی پاپ مورد ستایش قرار می‌گیرد. همان‌گونه که در بسیاری از  فیلم‌ها و داستان‌های عامه‌پسند نیز مورد توجه است. در این ترانه‌ها که غالبا بیان رابطه‌ای انسانی و عشقی زمینی است گاه شاعر به توصیف و ستایش معشوق می‌پردازد:

اگه بی‌تو تنها / گوشه‌ای نشستم‌
تویی تو وجودم / بی‌تو با تو هستم
اگه سبز سبزم / تو هجوم پاییز
ذره‌ذره من / از تو شده لبریز
ای که تار و پودم / از یاد تو بی‌تاب‌
با منی ولی باز / دوری ‌مثل مهتاب

و گاه این عشق بسیار سطحی و رمانتیک می‌شود:

همیشه و همه‌‌جا طفره رفته و بهونه
حرفای عاشقونه
تا که شاید یه جوری از دل من دربیاری
ولی بدون واسه من حرفا و بهترین هدیه‌ها
حتی اشک و گریه‌ها
ارزشی ندارن وقتی تو صداقت نداری!‌

گاهی نیز به پیروی از جریان منفی‌سرایی که در سال‌های اخیر رایج شده و در آن به جای ستایش معشوق، عاشق نسبت به او احساس دلسردی کرده و لب به شکوه و گلایه می‌گشاید، به چنین ترانه‌هایی برمی‌‌خوریم:

بذار برم دیگر نیار بهونه / من چی بودم؟ بازی بچگونه
تو باورت ازم یه برده ساختی / اما بدون این بازی‌رو تو باختی

یا:

نه ‌نه نگو!‌ دیگه نگو / نگو راهی واسه من من و تو نمونده
نه نه نگو!‌ دیگه نگو / ما رو غم به آخر خط رسونده
نه  نه نگو!‌ دیگه نگو / نگو با هم زندگی جهنمه
نه نه نگو!‌ دیگه نگو/ که جدایی تموم شدن غمه!‌

دسته دوم ترانه‌هایی هستند که مضمون مذهبی یا اجتماعی دارند. در این ترانه‌ها گاه به ستایش حضرت علی‌ع‌‌ می‌پردازند:

ای آسمانی!‌ اهل کجایی؟‌/ از نسل بالا، از کبریایی‌
بر آشنایان دردآشنایی / خوشرنگ و بویی، رنگ خدایی
مولا علی‌جان، مولا علی‌جان

گاه از حس نوعدوستی و عواطف انسانی و بشری سخن می‌گویند:

ستاره آی ستاره!/ از اوج آسمونا
بگو تا بشنون نامهربونا
چرا باید بمونن؟ / حالا تنهای تنها
اونا که بودن عمری همدم ما؟
ببین چه قلبایی شکستن / توی دست روزگار...

گاهی نیز از حس وطن‌دوستی گفته و ایران و ایرانی را می‌ستایند:

ایران همیشه جاوید! / سرزمین نور و دریا
تو خودت یه کوه نوری / توی گنجینه دنیا
قصه فرهاد و شیرین / قصه عشق سیاوش‌
اون ابرمردای عاشق / رستم و کاوه و آرش... .

نکته‌ای که در مورد این دسته از ترانه‌های آریان باید گفت این است که در بیشتر این ترانه‌های مناسبتی با مضامین اینچنینی، شاعر دچار شعارزدگی شده و به جای شعر گفتن،‌ حرف می‌زند و شعار می‌دهد. به عبارت بهتر شیوه بیان مستقیم و به دور از آرایه‌های شعری را برمی‌گزیند و همین مساله باعث تنزل کیفی این سروده‌ها می‌شود؛ به عبارت دیگر، شعر کاملا از عناصر تشکیل‌دهنده شعر اعم از خیال‌انگیزی و بیان غیرمستقیم و شاعرانه خالی و تنها به نثری منظوم تبدیل می‌شود، به عنوان مثال در ترانه «مولا علی‌جان» می‌خوانیم:

ای آفتاب عالم فروزان! / هم مرد مسجد هم مرد میدان‌
گردن نهادی بر حکم یزدان / تا زنده‌سازی آیات قرآن‌

اتفاقا در اثری که برای بزرگانی چون امام معصوم ساخته می‌شود باید همه اضلاع اثر در اوج باشند.

در ترانه «مادر» می‌‌خوانیم:

تو می‌گفتی تو این دنیا فقط خوبی‌ست که می‌مونه‌
با خوبی‌هات دلامونو باصفا کردی‌
که باز هم با یک نظم روبه‌رو هستیم، نه شعر.

دسته دیگری از ترانه‌ها که شاید به لحاظ شعری بهترین دسته باشند، ترانه‌هایی است که با موضوع آزاد (اغلب وصف طبیعت و پدیده‌های آن)‌ سروده شده‌اند.

به عنوان مثال در ترانه «باران» شاعر از صفت تشخیص (جاندارپنداری)‌ به بهترین و زیباترین شکل ممکن استفاده کرده. آنجا که به قطره‌های باران شخصیت انسانی بخشیده و می‌گوید:

از کوچه میاد باز صدای پاش / می‌زنه به شیشه با قطره‌هاش‌
می‌پیچه صداش توی هر خونه / باز بارونه، بارونه، بارونه‌

همچنین در شعر زیر تشخیص و ایهام به کار رفته در کلمات جغد و بوم قابل تامل است:

خورشید از پنجره / به خونه سر کشید
از روی بوم ما / جغد غم پر کشید

اما اگر بخواهیم به لحاظ ساختاری ترانه‌های آریان را بررسی کنیم بیشترین اشکالات را در زمینه وزن و قافیه خواهیم دید. در بسیاری از موارد، وزن شعرها دچار شکستگی شده یا کلمات خارج از وزن هستند، مثل ابیات زیر که کاف در پاک کنیم از وزن خارج است:

دونه دونه دونه، دونه دونه/ پاک کنیم اشکای روی گونه‌هارو

یا در اینجا که: «گل آفتابگردون هر روز به انتظار دیدن یاره» که خواننده مجبور است هر روز را به صورت «اروز!» بخواند تا وزن درست شود.

و موارد دیگر که بسیاری از این اشکالات وزنی هنگام تلفیق شعر با آهنگ و هنگام خواندن با اندکی کشش یا مکث قابل اصلاح بوده و چندان به چشم نمی‌آیند؛ اما از اشکالات قافیه نمی‌توان گذشت! چرا که در برخورد با شعر کلاسیک یا حتی یک نظم ساده انتظار می‌رود شاعر حداقل قافیه‌ها را بدرستی بشناسد و رعایت کند.

بیشترین اشکالات قافیه‌ای این شعرها، اشتباه گرفتن ردیف به جای قافیه و نیز به حساب آوردن حروف اضافه و علامت‌های جمع و... جزو حروف قافیه است که این اشکال در سروده‌های بسیاری از شاعران نوجوان و تازه‌کار نیز به چشم می‌خورد!

گفتی می‌خوام رو ابرا/ همدم ستاره‌ها شم/ تو تک‌سوار عاشق/ من پری قصه‌ها شم‌

که شاعر در اینجا ستاره و قصه را قافیه کرده است که اشتباه بودن آن اظهر من‌الشمس است.

اگه می‌گی تنگه دل تنهات/ اگه می‌گی سردن همه شبهات/ اگه شده لبریز غم و دردات/ غمو رها کن، عشقو صدا کن‌

در اینجا هم تنها، شب‌ها و دردها قافیه شده‌اند که با حذف «ها» کلمات باقی‌ مانده قافیه نخواهند شد.

ولی چقدر آخه باز/ باید از گل گفت؟/ حرفای دلو پنهونی/ تو قصه‌ها گفت؟

در اینجا شاعر تفاوت ردیف‌ و قافیه را نمی‌داند و گل و قصه را قافیه قرار داده که نادرست بودن آن مشخص است.

اشکال دیگری که وجود دارد رعایت نکردن تناسب و یکدستی زبان شعرهاست. زبان این شعرها بین زبانی امروزی و نو با زبانی کهنه و متعلق به چند قرن پیش در نوسان است. گاهی در یک شعر به زبانی امروزی برمی‌خوریم که شاعر در آن از تکیه‌کلام‌ها و اصطلاحات روزمره و محاوره‌ای استفاده کرده:

اینجا منم دلتنگ دیدنت/ اونجا تو پشیمون و غم‌زده/ خودت ببین لجبازیمون چطور/ بین من و تورو بهم زده!

و حتی گاهی واژه امروزی و جدیدی مثل شومینه را که شاید در نگاه اول اصلا شاعرانه به نظر نیاید، بخوبی در شعر جا می‌اندازد:

کنار آتیش گرم یه شومینه/ آروم آروم مژه‌هات رو هم می‌شینه‌

اما گاه در برخی شعرها به کلماتی مثل رخ، ساغر، رموز، در و گوهر و... برمی‌خوریم که باعث شده زبان شعر بسیار کهنه و قدیمی به نظر برسد:

مادر من! نور چشمم! هستی من!
ساغر خوشبختی من! مستی من‌
تو به رسم قصه عشق تو گوش من صدا کردی‌
دلم را با رموز مهر آشنا کردی‌

گذشته از مواردی که برشمردیم گاهی نیز به جملات و مصراع‌هایی برمی‌خوریم که از نظر مفهومی دچار نارسایی هستند. در جای دیگری می‌گوید:

اگه روزی همه گل‌ها یاسمن باشه/ دلم می‌خواد تمومش به پای یار من باشه‌

منظور شاعر این است که دلم می‌خواهد تمام گل‌ها به پای یار من بریزد؛ اما به الزام ردیف مجبور شده کلمه باشد را بیاورد که مفهوم بیت را دچار نارسایی کرده است. به راستی اگر تمام گل‌ها یاسمن نباشد شاعر دلش نمی‌آید آنها را به پای یارش بریزد؟

همچنین برخی بیت‌ها کاملا بی‌معنی به نظر می‌رسند و هیچ ارتباطی میان دو مصراع دیده نمی‌شود:

توی گلدون دل/ محرم رازم تویی‌

به راستی ارتباط محرم‌راز با گلدان دل چیست؟! منظور شاعر این بوده که تو محرم راز دل من هستی. در این میان نقش کلمه گلدان چیست و به چه دلیلی دل به گلدان تشبیه شده است؟

کلام آخر این که گروه آریان برای ادامه راهش و ماندگاری هر چه بیشتر، باید همان گونه که به ارتقا و پیشرفت سطح موسیقی‌اش می‌اندیشد، در زمینه سرودن و انتخاب ترانه‌هایش نیز دقت و وسواس بیشتری به خرج دهد. چه‌بسا اگر در انتخاب و سرودن این ترانه‌ها با اهل فن و ترانه‌سرایان خوب و مطرح امروز کشورمان مشورت می‌شد، حاصل کار بسیار فراتر و قوی‌تر از آنچه اکنون در دست است، می‌شد.

انسیه موسویان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها