در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صبحها که آن دو برای انجام کارهای خانه بیدار میشدند و پدر و مادرشان به مزرعه میرفتند هما فقط در جایی مینشست و به هدی دستور میداد که این کار را بکن و این کار را نکن، اما هیچ وقت هدی چیزی نمیگفت و همه کارها را به نحو احسن انجام میداد، اما وقتی پدر و مادرشان میآمدند آنها فکر میکردند که همه این کارها را هما انجام داده و او را تشویق میکردند، اما روزی پدر و مادرشان که کلید مزرعه را در خانه جا گذاشته بودند هر دو برای برداشتن کلید دوباره مجبور شدند به خانه برگردند. از پنجره بیرون دیدند که هما در جایی نشسته و به هدی دستور میدهد و همه کارها را هدی انجام میدهد. پس تصمیم گرفتند درس خوبی به هما بدهند. به مدت 10 روز پدر و مادر مزرعه نرفتند و فقط به هما دستور انجام کارها را میدادند و هما آنقدر کار کرد که از پا درآمد و به اشتباه خود پی برد و از پدر ، مادر و هدی معذرتخواهی کرد و تصمیم گرفت که از این به بعد کارهای خانه را بین خود و هدی تقسیم کند.
محبوبهالسادات خدایی، 12 ساله از اردکان یزد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: