در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسلما کودکی که با گریه وارد مهد میشود یا در داخل مهد به دلایلی به گریه میافتد، کسی نمیتواند او را آرام کند جز یک مربی صبور و مهربان و آرام، که به شغلش نیز عشق بورزد. در یک مهد کودک به نسبت تعداد خردسالان و تعداد مربیان کار تقسیمبندی میشود. مثلا کودکان شیرخوار رسیدگی خاص خودشان را دارند و کودکان پیش دبستانی نیز آموزشهای ویژه خود را میطلبند و به همین دلیل مربیان باید توانمندیهای ویژهای داشته باشند، مثلا مربی پیشدبستانی میبایست بچهها را آماده کند تا سال آینده بدون ترس و با علاقه وارد دبستان شوند و طی سال به آنها آموزشهای مختلفی چون شعرخوانی و نقاشی میدهد، اما یک مربی مهد برای شیرخوارها وظایف دیگری دارد که بیشتر مراقبت از آنهاست و وظیفه آموزش ندارد. از سوی دیگر مربی مهد به تنهایی باید صبور و با حوصله باشد و در عین حال تواناییهای متفاوت شخصی داشته باشد مثلا ساخت وسایل سرگرمی، قصه تعریف کردن، ایجاد فضای شاد و پر از خنده، آموزش را برای مربی موفقتر میکند. این در حالی است که بیشتر مربیان مهد به دلیل حقوقهای ناچیزی که دریافت میکنند چندان به کار خود عشق نمیورزند هر چند که یک مربی مهدکودک میتواند با افزایش توانمندیهای خود درآمد بیشتری کسب کند چرا که براساس توانمندی خود قادر خواهد بود به جای کار در یک مهد غیرحرفهای سراغ مهدهای حرفهای و با حقوقی مکفی برود.
بنابراین فراموش نکنیم که یک مربی خوب میتواند عزتنفس کودک ما را تقویت کند. همه کودکان اشتباه میکنند، مربیان باید کمک کنند که کودک از اشتباهات خود پلی برای موفقیت بسازد. اگر به احساسات کودکان احترام گذاشته شود و در مورد عقاید و ارزشهای آنها صحبت شود عزتنفس آنها تقویت خواهد شد. یکی از لوازم این کار صبوری مربی است. مربیای که عصبانی است هرگز قادر نخواهد بود کودک را قلبا دوست بدارد، با او ارتباط صمیمی برقرار کند و برای او کلمات خوب و مهربانانه به کار ببرد یا او را در آغوش بگیرد. فراموش نکنیم وقتی کودک ما در محیطی احساس آرامش نکند مسلما به اعتماد به نفس نیز دست نخواهد یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: