در جستجوی مینای شهر خاموش‌

فیلم مینای شهر خاموش ساخته امیر شهاب رضویان چند روزی است که اکران شده است.این فیلم را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد. فیلمنامه: امیرشهاب رضویان، فیلمنامه مینای شهر خاموش را چند سال پیش نوشته است و قبل از ساخت در چند مرحله باهمکاری چند نفر از منتقدان آن را بازنویسی کرده است. فیلمنامه مینای شهر خاموش بر خلاف فیلم‌های قبلی رضویان فیلمنامه‌ای کاملا کلاسیک دارد.
کد خبر: ۱۹۲۴۳۷

ابتدا، میانه و پایان فیلم مشخص است و اوج و فرودهای فیلم به گونه‌ای در نظرگرفته شده است که نمی‌گذارد بیننده از فیلم جدا شود و تمایلی به پیگیری قصه فیلم نداشته باشد.

داستان فیلم با زندگی از هم پاشیده دکتر پارسا شروع می‌شود. او یک جراحی موفق است که در آلمان زندگی می‌کند، اما با اوج گرفتن اختلافات خانوادگی و جدا شدن از همسرش به ایران برمی‌گردد تا ضمن جراحی یک جانباز، آرامش از دست رفته خود را دوباره بازیابد. پارسا به ایران می‌آید و به دیدار دوست قدیمی پدرش -که قناتی نام دارد- می‌رود و از او می‌خواهد که با هم به شهرستان بم،  زادگاه دکتر پارسا بروند. سفر آنها به بم باعث می‌شود  قناتی و پارسا خاطرات گذشته خود را مرور کنند؛ خاطراتی که با نخ عشق به‌ هم بافته شده است.

مینای شهر خاموش را می‌توان فیلمی در ستایش میهن و در ستایش عشق و از خودگذشتگی دانست. آدم‌های خوب فیلم داستان زندگی خود را روایت می‌کنند و آدم‌های بد که زندگی شخصیت‌های مثبت را دگرگون می‌کنند؛ در خفا وارد قصه می‌شوند و ذهن مخاطب را تحت تاثیر قرار داده و او را وادار می‌کند در برابر رفتار آنها واکنش نشان دهد.

مینای شهر خاموش، سه نسل را در کنار هم قرار داده است. نسل گذشته که قناتی نماد آن است و باورهای خود را درباره وطن، عشق و دوستی دارد. نسل میانی که تلخی‌های زیادی را پشت سرگذاشته، اما هنوز اعتقاد و باورهایی نسبت به انسانیت دارد و روایتگر زندگی دکتر پارساست. رضویان نسل سوم را هم در فیلم مینای شهر خاموش دیده است، بهرامی نماینده نسل امروز است که دیدگاه کاملا متفاوتی نسبت به عشق و زندگی دارد.بهرامی در این  سفر با پارسا و قناتی همراه می‌شود و به دیدگاه‌های جدیدی می‌رسد و باورهایش شکل می‌گیرد و عمق پیدا می‌کند.

برگ برنده فیلمنامه مینای شهر خاموش،روایت عشق قناتی به مادر دکتر پارسا است. عشقی که بیشتر شبیه داستان‌هایی است که مادران برای فرزندان خود نقل می‌کنند. قناتی وقتی متوجه می‌شود که پارسا به دنبال مینا، عشق دوران نوجوانی خود به بم آمده است مشتاق می‌شود که جریان عشقی خود را برای او برملا کند. قناتی می‌گوید که در جوانی سرباز پدر پارسا بوده است، اما آنها پیش از آن‌که سرباز و فرمانده باشند با یکدیگر دوست بوده‌اند، قناتی ساز هم می‌زده و نوای این ساز را عشق او پرسوز و گداز می‌کرده. روزی قناتی از پدر پارسا می‌خواهد تا برای او به خواستگاری برود، فرمانده می‌پذیرد و می‌رود اما خودش دل به یار قناتی می‌بندد و بقیه ماجرا... فیلمنامه مینای شهر خاموش فیلمنامه‌ای پرکار بوده است که رضویان برای آن زحمت زیادی کشیده است و آنچه از فیلم بر می‌آید این است که فیلم قبل از این‌که مقابل دوربین برود روی کاغذ ساخته شده است.

بازیگران: یکی از عواملی که باعث موفقیت فیلم مینای شهر خاموش شده است، حضور عزت‌الله انتظامی ایفاگر نقش قناتی است. انتظامی برای بازی در این فیلم مثل دیگر آثارش سنگ تمام گذاشته است. او نقش قناتی را چنان جاندار بازی می‌کند که بیننده بی برو برگرد او را می‌پذیرد و قبول می‌کند که قناتی در این سرزمین وجود دارد و برای تداوم هستی این خاک زحمت می‌کشد. حرکات با طمانینه و صبورانه انتظامی نشانگر این است که کارگردان می‌خواسته قناتی پایه‌های سرزمینی به نام ایران باشد. بازی انتظامی همچنین نشان دهنده این است که کارگردان و بازیگر به هماهنگی کامل رسیده‌اند و هردو می‌دانسته‌اند که از هم چه توقعی دارند.

صابر ابر، بازیگر نقش بهرامی یکی دیگر از عواملی است که مینای شهر خاموش را برای بیننده جذاب کرده است. جوانی خونگرم که با تزریق رگه‌هایی از طنز باعث می‌شود گاهی لبخندی بر لب بیننده بنشیند و از همراهی خود با این جوان خوش‌مشرب لذت ببرد. مینای شهر خاموش اولین تجربه صابر ابر به عنوان بازیگر است. این فیلم باعث شد تا ابر در فیلم‌های دایره زنگی و به خاطر الی هم نقش‌های مهمی را بگیرد. اما واقعیت این است به میزانی که عزت‌الله انتظامی و صابر ابرخوب هستند بازیگر نقش دکتر پارسا،  نوشیر نچسب است. نوشیر که از بازیگران تئاتر آلمان است، چهره‌ای سرد دارد که به او قیافه‌ای جدی داده است. البته شاید کارگردان در انتخاب چنین چهره‌ای تعمد داشته است و می‌خواسته این سردی را به بیننده منتقل کند، اما حرکات و چهره غیرقابل انعطاف نوشیر در کنار چهره مهربان انتظامی و نگاه گرم صابر ابر کنتراستی را به وجود آورده است که نمی‌گذارد بیننده با پارسا ارتباط برقرار کند. نوشیر تا پایان فیلم حالت خود را حفظ می‌کند و حتی زمانی که باورها و خاطرات او رو به گرمی می‌نهند و از سردی خارج می‌شوند، نوشیر بازی سرد خود را حفظ می‌کند.

کارگردانی: مینای شهر خاموش فیلمی با ساختار کلاسیک است که قصه‌ای عمیق و چند لایه را بازگو می‌کند. ساختاری که کارگردان برای روایت چنین داستان‌هایی انتخاب می‌کند باید خیلی حساب شده باشد. او باید بداند که گره‌های فیلم خود را کجا مطرح کند و در چه زمان‌هایی این گره‌ها را بازگشایی کند. ریتم حرف اول را در فیلم‌هایی مانند مینای شهر خاموش می‌زند. رضویان به روشی قدیمی به بازگو کردن سرنوشت آدم‌های فیلم خود می‌پردازد. از دکتر پارسا -که در خارج از کشور زندگی می‌کند -آغاز می‌کند و به تهران می‌آید و از آنجا به بم می‌رود.
همه چیز همان‌گونه است که داستان‌های کلاسیک بازگو می‌شوند. داستان‌های کلا‌سیک مانند رمان هستند که گاهی اوقات به دلیل پرداختن بیش از حد به جزئیات ریتم کندی پیدا کرده و خسته کننده می‌شوند. این جزئیات در نسخه فیلم مینای شهر خاموش که دو سال پیش در جشنواره به نمایش درآمد، این فیلم را به اثری خسته‌کننده تبدیل کرده بود، اما رضویان پس از جشنواره برای اکران عمومی مینای شهر خاموش بخش‌هایی از فیلم را کوتاه کرده است تا این ضعف فیلم خود را هم برطرف کند. حالا مینای شهر خاموش به فیلمی نوستالژیک تبدیل شده است که می‌تواند بیننده را برای ساعتی هم که شده به خاطرات خوش گذشته که روزبه‌روز در جامعه ما کمرنگ‌تر می‌شوند، ببرد و به او یادآوری کند که اگر امروز را با گذشته درهم‌آمیزیم، رنگ زندگی زیباتر می‌شود.

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها