در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ایده اما در عمل صورت دیگری پیدا کرده است، چنانچه عبدالله باکیده، مهمان یکی از قسمتهای این برنامه، بصراحت این نکته را به مجری یادآور شد که سؤالات وی بیشتر به مطایبه شباهت دارد و البته مجری باز بر متفاوت بودن برنامه سایبان تأکید کرد بدون توجه به این مهم که تفاوت به خودی خود مفید نیست و اگر نتواند موفق عمل کند، به دلیل داشتن ادعایی که از عهده اثبات آن برنیامده برنامه را از سطح یک نمونه معمولی ناموفق هم پایینتر خواهد کشید.
ارتباط برنامه سایبان با معناگرایی عمدتاً خلاصه شده در سؤالاتی که مجری از مهمان برنامه میپرسد. سؤالاتی که تنها به دلیل استفاده از نام فیلمهای موسوم به معناگرا در ساختارشان قرار است ادیبانه باشند و معناگرا و متناسب با موضوع برنامه. سؤالاتی از این قبیل: "از فراز برج مینوی ذهن خودتان 10 سال اخیر سینمای دفاع مقدس را بررسی کنید"، "قدمگاه کدام اثر ارزشمند سینمایی هنوز هم میدرخشد؟"، "به همین سادگی کدام اتفاق بزرگ این سالها را فراموش کردهایم؟"، "یکی از فیلمهای تاریخی سینما که واقعه سینمای ایران بود؟" که البته پاسخ این سؤال آخر، فیلم "روز واقعه" بود! و بالاخره یکی از عجیبترین سؤالات برنامهاین بود: "جایی از زندگی که احساس کردید گم شدید؟!"
سازندگان سایبان چه قصدی از طراحی اینچنینی دکور و گرافیک تصویری برنامه دارند؟ لوگوی برنامه تصویر نخلی در کویر است با رنگ آمیزی تخت کودکانه. رنگهای دکور هم متناسب با چنین طیف برنامهها هستند. تقریباً همه رنگی در این دکور پیدا میشود: صورتی، نارنجی، آبی، سبز، زرد، بنفش، قهوهای و غیره. مشخص نیست چه نسبتی میان این رنگهای شاد و پرفام با یک برنامه تلویزیونی با موضوع سینما و ادبیات وجود دارد. در این برنامه حتی نگاتیو فیلم سینمایی در حاشیه تصاویر را هم سفید و زرد و رنگی میبینیم. سایبان در این وجه بصری خود تا آنجا پیش رفته که وقتی بخشهایی از فیلمهای سینمایی را به نمایش میگذارد به دلیل فاصله فاحش میان ارزش رنگی فیلم و پسزمینه برنامه، به نظر میرسد این فیلمها اصلاً رنگی ساخته نشده اند. حال آنکه درست است برنامهای با موضوع سینما مطابق با شرایط تماشای فیلم سینمایی باشد. به عنوان مثال تا حد امکان از رنگ مشکی استفاده شود تا فضای برنامه به فضای سالن تاریک سینما نزدیک شود ، اگر صحنههایی از فیلم سینمایی در آن به نمایش گذاشته میشود، به ارزش بصری فیلمها بیاعتنایی نشده باشد.
سایبان در بخش مسابقه تصویری خود هم فاقد ارزش محتوایی لازم است. یکی از بخشهای مسابقه این طور طراحی شده بود که مخاطب تصاویر فولو (تار، غیر واضح) از یک فیلم سینمایی را میبیند و باید حدس بزند این فیلم چیست. در آن نمونه خاص فیلم مورد نظر ارتفاع پست بود که یک نمونه بسیار دیده شده و شناخته شده در سینمای ایران است. برای بیننده سایبان این سؤال مطرح میشود که این مسابقه تصویری به چه منظور طراحی شده و در برنامه گنجانده شده است؟ پاسخ احتمالی این خواهد بود که هدف، بالا بردن سواد سینمایی مخاطب تلویزیون بوده و آشنایی او با فیلمهای سینمایی. اما آیا این انتخاب آسان و این طراحی سؤال ساده میتواند در راستای این هدف مورد نظر قرار گیرد و نتیجه مفیدی به دنبال داشته باشد؟
به نظر میرسد منشأ ناموفق بودن برنامه سایبان در میان نمونههای خوب سینمایی و هنری سیما بیش از هر چیز، پراکندگی موضوعی و فاصلهای باشد که سایبان در قالب و محتوا با هدف اصلی ساخت این قبیل برنامههای ترکیبی در تلویزیون دارد. چیزی هم که این نقص موجود را پررنگتر جلوه میدهد و غیرقابل اغماض مینماید، ادعای برنامه در متفاوت بودن و موفق بودن نسبت به دیگر نمونهها ی مشابه است.این برنامه هرروز به غیر از تعطیلات ساعت 17از شبکه دوسیما پخش می شود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: