عزیزم! شلخته نباش‌

کد خبر: ۱۹۱۶۸۴

  در حقیقت عدم وجود نظم اجتماعی که از نارسایی و فقدان نظم شخصیتی انسان  نشأت می‌گیرد، دلیل عمده اینگونه موارد است و این امر داستان دنباله‌داری است که ابتدای آن را باید در سا‌ل‌های  اولیه زندگی و همزمان با آغاز قصه‌های یکی بود یکی نبود دانست. با وجود این‌که با گسترش و توسعه بیش از حد دولت و رواج کاغذ بازی ها و بروکراسی اداری این نارسایی‌ها خیلی دور از ذهن به نظر نمی‌رسد، اما از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی می‌توان این پدیده را در سطوح متفاوتی مورد برسی قرار داد که هر یک بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد.

از اینجا می‌توان دریافت که اهمیت دوران کودکی در شکل‌گیری شخصیت افراد بسیار فراتر از آن است که فکر می‌کنیم و به طور خاص بیشترین تاثیر را می‌توان از بدو تولد تا سنین 3 سالگی دانست. پرورش صحیح کودکان در سه سال اول تاثیری شگرف بر رفتار، شخصیت، ضریب هوشی و قابلیت‌های متفاوت آنها در سراسر زندگی‌شان خواهد داشت. سرعت رشد و تکامل در این سال‌ها بیشتر از هر زمانی در طول عمر انسان است که هرگونه تعلل و بی‌توجهی در این مورد می‌تواند اثرات غیرقابل جبرانی داشته باشد.

یکی از مسائل تاثیرگذار در دوران کودکی، فراگیری نظم و انضباط از سوی کودک است و به مرور کودک باید درک کرده و بپذیرد همان طور که او وجود داشته و حضورش حائز اهمیت است اشخاص دیگری نیز وجود دارند که احترام به حق و حقوق آنان باید مورد توجه باشد.

انضباط تنها به معنای اطاعت و حرف شنوی کودکان و ساکت ماندن آنها در حضور بزرگسالان نیست و در بسیاری از موارد سختگیری‌های غیرضروری و فشارهای بیش از حد موجب رفتارهای ناهنجار و نتیجه عکس در کودکان می‌شود. بهترین عامل این است که در سایه مهر و رفتار محبت‌آمیز، مفاهیم کلی و حقیقی نظم را به کودک آموزش داده و در او درونی کنیم. زیرا نظم به معنای قانونگذاری خشک و حضور و سلطه مستقیم و همه جانبه بررفتار و کردار کودک شاید در کوتاه مدت جواب دهد؛ اما نه تنها او را به سوی انضباط سوق نمی‌دهد بلکه موجب می‌شود تا از هر فرصتی برای مخالفت و به دست آوردن آزادی‌های شخصی استفاده کند.

کودکان در سنین پایین آمادگی پذیرش بسیاری برای یادگیری داشته و بخصوص در 3 سال اول عمر ذهنشان بسیار انعطاف‌پذیر است. در این سنین که روان‌شناسان آن را سن ماجراجویی نیز می‌نامند، کودک قادر به انجام کارهای پیچیده‌تر حرکتی، رفتاری و فکری می‌شود و هر چه در این دوران برای کودک شرایط بهتری فراهم شده و ذهن و فکر او بیشتر به کار گرفته شود، توانایی او در انجام کارها افزایش می‌یابد. به مرور که کودکان برای استقلال خود تلاش می‌کنند، قوانین و محدودیت‌ها تا حدودی به آنان می‌آموزد که چگونه با دیگران کنار بیایند. در این دوران ارائه الگوهایی مناسب و تشویق و تقویت اعتماد به نفس کودک همراه با صحبت کردن با او می‌تواند بسیار کارساز باشد. باید به کودک ماجراجو و هوشمند آموزش‌های لازم را داد؛ مثلا بعد از بازی از او بخواهید اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند یا این‌که از لوازم شخصی‌اش مراقبت نماید و دقت کنید هر بار که او این رفتار را انجام داد او را مورد تشویق قرار داده و امتیاز خاصی برایش لحاظ کنید و در صورت عکس این قضیه برخی از امتیازها مثل دیدن تلویزیون، رفتن به سینما و ... را از او سلب نمایید. دقت کنید که ثبات و استحکام شما در مورد قوانینی که وضع می‌کنید بسیار حائز اهمیت است. اما سعی کنید در وضع کردن نظم و انضباط برای او سطح رشد و تکامل و توانایی‌هایش را نیز در نظر بگیرید و بیشتر از توانایی‌هایش از او انتظار نداشته باشید، زیرا در این صورت او دچار احساس عدم کفایت و اعتماد به نفس می‌شود. همچنین از وضع کردن قوانین بسیار محدود کننده نیز خودداری کنید، زیرا می‌تواند عاملی برای سرکوب خلاقیت‌ها و روحیه استقلال و حل مسائل توسط خود کودک داشته باشد.
به طور مداوم کارهای خوبی را که او در راستای قوانین حاکم برخانه انجام می‌دهد یادآوری کرده و مورد تحسین قرار دهید و به خاطر داشته باشید که شما الگوی فرزندتان هستید. یقین بدانید که توجه و اهمیت دادن به مسائل کوچک مانند نظم در ساعت خواب، ساعت غذا خوردن، زمان حمام رفتن، زمان گردش، جمع کردن اتاق و اسباب‌بازی‌ها، نگهداری و گم نکردن وسائل کوچک شخصی و ... در زندگی روزانه می‌تواند وجود و لزوم نظم را به کودکان آموزش دهد.

همچنین به او کمک کنید تا مسائل را از زاویه دید دیگران نیز ببیند؛ مثلا اگر او مدادها و کتاب‌هایش را در محل مطالعه و کار پدرش پخش کرده و این به هم ریختگی مخل آسایش پدر است به جای این که او را سرزنش و دعوا کنید یا با صدای بلند بگویید: چند بار بگم که وسایلت را جمع کن! به او بگویید: عزیزم تو فکر می‌‌کنی پدر در این مورد الان چه احساسی دارد؟ یا اگر تو جای پدر بودی چه احساسی داشتی یا این‌که به او بگویید اگر پدر روزنامه‌ها و کتاب‌هایش را در اتاق تو ریخته و دفتر را خط خطی می‌‌کرد تو چه حسی پیدا می‌کردی؟ همچنین می‌توانید شرایط دیگران را برای او یادآوری کنید؛ مثلا اگر کودک شما در ساعتی نامناسب انتظار داشت با خواهر بزرگش بازی کند و او راضی نبود به او بگویید: خواهر تو الان دوست ندارد با کسی بازی کند، گاهی اوقات انسان‌ها نیاز دارند تنها باشند احتمالا تو هم گاهی این احساس رو داری. یا اگر وسایل کسی را بی‌اجازه برداشت می‌توانید بگویید: عزیزم دیگران دوست ندارند که وسایلشان رو برداری تو هم همین طورهستی نه؟!

 به خاطر داشته باشید که کودکان نیز همچون بزرگسالان با یکدیگر متفاوت بوده و شناختن روحیه و خلق و خوی فرزندتان اولین مرحله در موفقیت برای هرگونه آموزش به شمار می‌رود. چه بسا توضیح یک قانون برای کودکی با صدای آرام و ملایمت و برای کودک دیگری با صدای بلند و قاطعیت بیشتر لازم باشد. پس جدای از تمامی مسائل انضباط کودکان به مهارت‌های والدین و مراقبین آنها نیز بستگی دارد. باید بدانیم که برقراری انضباط فقط با تنبیه کردن و اعمال قوانین سخت صورت نمی‌گیرد. بلکه با دوست داشتن و تفهیم، توجه و علاقه به آنان برای ایجاد چارچوبی درست و مشخص با هدف حمایت و پیشرفت آنان صورت می‌گیرد.

یکی از بهترین شیوه‌ها که برای کودکان مثمرثمر است اعمال انضباطی محکم و قاطع اما توام با محبت است و این نوع رفتار است که در اکثر موارد، کودک بدون تنبیه خود را ملزم به رعایت قوانین می‌داند. مطالب عنوان شده مختصری بود از شیوه برخورد و آموزش انضباط به کودکان. کودکانی که بالغین فردا هستند. بالغینی که در کنار یکدیگر خانواده را تشکیل می‌دهند، خانواده‌هایی که باهم یک جامعه را می‌سازند. جامعه‌ای با مجموعه‌ای از ارگان‌ها، سازمان‌ها، ادارات، قوانین و البته تعهدهای انسانی.

 سروناز بهبهانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها