در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پسرم نیز پذیرفت و همراه او رفت و من هرچه کردم، نتوانستم خبری از او بگیرم.
از دوستان و آشنایان هم سراغ او را گرفتم، اما خبری از او نداشتند تا اینکه روز گذشته ابوالحسن با من تماس گرفت و گفت پسرم را ربوده و در قبال آزادیاش باید سند خودرو به نام وی شود. در ادامه هم تهدید کرد اگر سند به نام او نشود، بلایی سر پسرم میآورد.
به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و کارآگاهان اداره جنایی آگاهی استان تهران، تحقیقات ویژهای را برای یافتن مخفیگاه این مرد و آزادی جوان ربودهشده آغاز کردند. جستجوی پلیسی ادامه یافت تا اینکه مخفیگاه ابوالحسن در خانهای روستایی در فهرج بم شناسایی شد و کارآگاهان با نیابت قضایی به محل مراجعه و جوان ربوده شده را آزاد و ابوالحسن، مرد گروگانگیر را دستگیر کردند.
با انتقال متهم به مرکز پلیس، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به جرم خود اعتراف کرد. روز گذشته هم وی برای اخذ آخرین دفاع به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی کرج انتقال یافت و مورد بازجویی قرار گرفت.
اعتراف به گروگانگیری 15 روزه
ابوالحسن، مرد آدمربا در اظهاراتش به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: از ایمان خودرویی خریدم و قرار شد چند هفته دیگر سندش را به نام من ثبت کند، اما این کار را نکرد و پس از مدتی متوجه شدم، او خودروی سرقتی به من فروخته و نمیخواهد پولم را پس دهد و معامله را فسخ کند. به همین دلیل تصمیم به انتقام گرفتم و ماجرا را با دختر مورد علاقهام و دوستم و دختری که از دوستانمان بود، در میان گذاشتم و به منزل ایمان رفتیم و از او خواستم برای مهمانیای که در تهران دعوت شدهایم، همراهمان باشد که قبول کرد و به سمت تهران حرکت کردیم.
در میانه راه، با دستمال آغشته به ماده بیهوشی، او را بیهوش کردم و به سمت کرمان ادامه مسیر دادم.
متهم ادامه داد: من دوستانم را حوالی منزلی در تهران پیاده کردم و ایمان را که بیهوش شده بود، به منزل یکی از آشنایانم در فهرج بم بردم و به مدت 15 روز او را زندانی کردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: