در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه تلویزیونی، با داستانی متفاوت و خاص و با یک موسیقی دلنشین، ملودرامی را طرح کرده که هر چه به پیش میرود، بر جذابیت آن افزوده میشود. قصه از قبولی پسردایی و پسر عمهایی در یک رشته تحصیلی در دانشگاه آغاز میشود که هیچ وقت از سرنوشت هم مطلع نبودند. اما با طرح از سوی مادربزرگ این خانواده این دو با یکدیگر آشنا میشوند. یکی نابغه تحصیلی است و دیگری در خانوادهای مرفه.
معمولا در قالب چنین داستانهایی، یک دشمنی قدیمی یک کینه در طول ماجرا رهنمون پیدا میکند و داستان به گونهای پیش میرود که آرامآرام رمزگشایی میکند. «ترانه مادری» با چنین ساختاری شکل گرفته، قالببندی که قصه در آن جای میگیرد برگرفته از یک مادر و دو خانواده است. خانواده بهرام و پویا. خانوادههایی که هر یک سلایق و نگرشهای ویژه خود را دارند و به صراحت این تفاوتها در طول داستان بازگو میشود. بهرام در خانوادهای کاملا مرفه و آزاد شکل گرفته،نیازها و خواستههای بهرام با پول تامین میشود و بعضا کمبودهای عاطفی و حس بیتوجهی در وی نیز باز به واسطههای مادی نظیر ماشین و... پر میگردد. اما پویا در خانوادهای رشد پیدا کرده که کاملا به قول بهرام پاستوریزه است، او نیز به مانند بهرام تامین بوده، اما آزادی او در چاردیواری خانه و کتابهایش محدود بوده، شاید به همین دلیل است که با وجود آن که او شاگرد اول کنکور میباشد، نتوانسته با اجتماع و اطرافیانش ارتباط برقرار کند، این عدم ارتباط دقیق نیز شاید سبب گشته تا در اولین قدم در راه زندگی انفرادی، با مشکل روبهرو گردد. پدر بهرام و مادر پویا، اگر چه هر دو دارای اختلاف سلیقههای جدی هستند، اما دارای اصولی خاص و مشترکند که میتوان در فرزندانشان دید. البته در «ترانه مادری» این تمام بحث نیست، بخش عمده ماجراها به عهده مادرجان، منزل مادری و فرزندان این مادر است. گویا اختلاف این خواهر و برادر بر سر خانه مادری است که پسر قصد تصاحب آن را دارد و خواهر و مادر در برابر آن ایستادهاند. این که ماجرا از چه قرار بوده و این اختلاف از کجا نشات میگیرد و چرا پسر بخشی از این را خانه فروخته، قطعا باید در طول قصه بازگو شود. اما دامنه این مباحث چرا میبایست به بچهها کشیده شود،روندی است که گویا سهیلیزاده، کارگردان این مجموعه، علاقهمند بوده، روی آن کار کند، که اتفاقا موفق نیز شده. در طول ماجرا، در هر قسمت، گرههایی ایجاد میشود و ابهاماتی پدید میآید که بر تعلیق ماجرا مرتبا میافزاید. اما این گرهها قطعا اگر از روند منطقی خود خارج گردد. به نظر میرسد، رو به تصنعگرایی آورد و در نتیجه به جهت ازدیاد معماها، مثل برخی مجموعههای تلویزیونی یک شب و در آخرین قسمت گرهافکن شود! نکته دیگر که در این سریال به نظر میرسد با ضعف جدی همراه است، نوع بازی بازیگران این سریال است.
بازیگر شخصیت نقش پویا آنقدر غلوآمیز بازی میکند که بیننده هیچ گاه با او با این که شخصیت مهم و جالبی در داستان است، ارتباط برقرار نمیکند یا دیالوگهایی که توسط بازیگر نقش بهرام و یا بازیگر نقش سمیرا رد و بدل میشود، گویا اتو کشیده و از روی نثر ادبی است ولی با این حال به جهت این که شخصیتهای قصه بسیار خوب پردازش شدهاند، مخاطب توانسته کل ماجرا را صمیمی و راحت دریافت کند که این از نکات خاص و قوت «ترانه مادری» است.
امیرحسین پاکزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: