در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم بعدی کریمی هم چنین سرنوشتی داشت. هر چند در آنجا هم بازیگران مطرحی مثل نیکی کریمی و فریبرز عربنیا حضور داشتند. فیلم سوم رضا کریمی یک گام به عقب بود. تب در دوران ساخت و تولید دچار حاشیههای فراوان شد و به خاطر داستان نه چندان سرراست و جرح و تعدیلهایی که در آن صورت گرفت، در اکران عمومی هم توفیق چندانی نصیباش نشد و با وجود حضور امین حیایی، حمید فرخنژاد و لعیا زنگنه تماشاگران استقبال چندانی از آن نکردند. کارنامه کریمی تا پیش از انعکاس با همین سه فیلم بسته شد که با ستارههای عامه پسند و فروشهای نهچندان امیدوارکننده، حکایت از عملکرد متوسط کریمی در این سالها داشت. کریمی در انعکاس مثل عشق + 2 مضمون حساس و ملتهبی را برای روایت انتخاب کرده است. در سالهای اخیر سینمای ایران، نمونههای اندک شماری وجود دارند که مضمون و تم خیانت را با چنین صراحت و جسارتی مطرح کرده باشند. این تمی است که با توجه به سابقه سه فیلم قبلی کریمی، در آن تا حدی تخصص دارد و نشان داده که برای پرداختن به چنین مضمونهایی میتواند تا حدی با خط قرمزها هم کنار بیاید. در انعکاس کریمی شیوه روایت خاصی را برای تعریف این تم انتخاب میکند: در همان ابتدای فیلم زوجی را میبینیم که کاملا بیگناه به نظر میرسند، اما در نهایت معلوم میشود که هر دو اینها خیانتکارند و خیانت یک طرفه نیست. نکته جالب اینجاست که تا نیمه فیلم با پیشفرضهای تماشاگر بازی میکند و او گمان میکند که ماجرای خیانت فقط از سوی یکی از طرفین شروع شده، فیلم با تعلیق و گرهگشاییها و تعقیب و گریزهایی ادامه پیدا میکند و ناگهان در نیمه فیلم متوجه میشویم که قضیه یک طرفه نیست و هر دو سمت ماجرا مقصرند. این نکته مهمی است که کریمی فیلم را با قرینهسازیها و نوع شیوه خاص روایت و حتی لو دادن بعضی از بخشهای مهم فیلم پیش از موعد مقرر پیش میبرد تا بتواند آن را به روایتی کمتر تجربه شده بر بستر تم خیانت تبدیل کند، اما در عمل فیلم نتوانسته از دام کلیشههای همیشگی چنین آثاری فرار کند.
نام فیلم اشاره به این دارد که هر کاری که ما انجام میدهیم، حتما جایی انعکاسی متناسب خواهد داشت. اما فیلمساز برای انتقال این مفهوم در فیلم بارها و بارها نشانههایی را قرار میدهد که گاه تماشاگر را خسته میکند.
ضمن این که این اشارهها گاه به روترین و آشکارترین شکل ممکن برگزار میشوند. مثل آن کبوتری که بار اول زیر سقف مسجد اصفهان در بخشهایی که قرار است به خیانت شهروز پی ببریم دیده میشود و بار دوم زمانی که شهروز به واقعیتهایی در مورد همسرش پی میبرد هر دو کبوتر کنار هم قرار میگیرند. از این دست موارد و قرینهسازیها بارها در فیلم استفاده میشود. اما قضیه موقعی خرابتر میشود که فیلمساز روی چنین مواردی بیش از حد تاکید میکند و حتی تا مرز اغراق پیش میرود. مثلا نگاه کنیم به موسیقی بشدت آزاردهنده و غیرمتناسب فیلم که قرار است مثلا تاکیدی باشد برترسها و دلهرههای شخصیتهایی مثل نسیم. در واقع تعلیق و ابهام و معمای جاری در فیلم در لایههای درونی آن جریان ندارد و تاکیدهای مستمر فیلمساز بر این وجوه فیلم با توسل به تمهیدهای رو و بیرونی باعث از دست رفتن جذابیت بالقوه فیلم شده است. در همین مسیر انتخاب بازیگران فیلم هم به درستی صورت نگرفته و به غیر از مهناز افشار و کامبیز دیرباز، بازی بقیه بازیگران فیلم بشدت به آن لطمه زده است. حمید گودرزی همان جنس بازی را که همیشه از او دیدهایم، بدون تغییری متناسب با روند درام به نمایش گذاشته و بدتر از آن بازی بشدت اغراقآمیز و نامتناسب شهره قمر به عنوان ضلع چهارم این مربع عشقی لطمه اساسی به فیلم زده است. هر چند حساسیتهای زیادی در مقطع انتخاب بازیگر وجود داشت و حتی به دلیل حضور مهناز افشار در پروژه کلاغ پر، فیلمبرداری یک ماه و نیم به تاخیر افتاد. اما این حساسیت متاسفانه برای گزینش درست نقشهای مکمل اعمال نشده و حضور شهره قمر پس از مذاکره با چند ستاره (که قبلا نقش کوتاهی هم در رئیس بازی کرده بود) تناسبی با بازیهای خوب افشار و کامبیز دیرباز پیدا نکرده است. حضور کامبیز دیرباز در نخستین نقش اولاش در یک فیلم قابل قبول است و توانسته چهرهای متفاوت از تصویر آشنایش مجید سوزوکی در اخراجیها به نمایش بگذارد. در نهایت انعکاس فیلمی است که با وجود برخی نقاط قوتاش، نتوانسته گام موثری در سینمای کریمی باشد و همچنان باید آن را در کنار سه فیلم قبلیاش قرار داد و چهارمین فیلماش را ادامهای بر آن مسیر نه چندان قابل قبولی دانست که کریمی با عشق +2 شروع کرده بود.
مسعود ثابتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: