تا اوج ماه

قسمت سی و یکم: آیات80 و 81 و 82

80 فلّما استیئسوا منه خلصوا نجیاً قال کبیرهم الم تعلموا انّ اباکم قد اخذ علیکم موثقاً من الله و من قبل ما فرطتم فی یوسف فلن ابرح الارض حتّی یأذن لی ابی او یحکم الله لی و هو خیر الحاکمین‌ پس چون از یوسف مایوس شدند «که یکی را به جای دیگری بازداشت کند»، نجواکنان به کناری رفتند. « برادر» بزرگشان گفت: آیا نمی‌دانید که پدرتان برای برگرداندن او بر شما پیمان الهی گرفته و پیش از این نیز درباره یوسف کوتاهی کرده‌اید. پس من هرگز از این سرزمین نمی‌روم تا آنکه «یوسف عفو کند یا آنکه» پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من حکمی کند و او بهترین داور و حاکم است.
کد خبر: ۱۹۱۲۰۱

نکته‌ها و پیام‌ها: چنان در رسیدن به هدف، قاطع و استوار باشیم که بدخواهان از ما مایوس شوند.

غربت بهتر از شرمندگی است.

تحصن یکی از شیوه‌های قدیمی برای رسیدن به مقصود است.

خیانت و جنایت تا آخر عمر وجدان‌های سالم را آزار می‌دهد.

81  ارجعوا الی ابیکم فقولوا یا ابانا انّ ابنک سرق و ما شهدنا الاّ بما علمنا و ماکنّا للغیب حافظین‌
« برادر بزرگ گفت: من اینجا می‌مانم، ولی» شما به سوی پدرتان برگردید، پس بگویید: ای پدر! همانا پسرت دزدی کرده و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی ندادیم و ما نگهبان «و آگاه به» غیب نبوده‌ایم.

نکته‌ها و پیام‌ها:  شهادت و گواهی باید بر اساس علم باشد.

عذر خود را با کمال صراحت بگوییم.

82  واسئل القریه التی کنّا فیها و العیر التّی اقبلنا فیها وانّا لصادقون‌

« اگر به حرف ما اطمینان نداری» از قریه‌ای که در آن بودیم و از کاروانی که در میانشان به اینجا رو آورده‌ایم، سوال کن و بی‌شک ما راستگو هستیم.

نکته‌ها و پیام‌ها: «قریه» به معنای محل اجتماع و مناطق مسکونی است، خواه شهر باشد یا روستا.

گواهی و شهود عینی، راهی معتبر برای اثبات مدعا است.

امکان تبانی مجموعه‌ای بزرگ بر کذب، منتفی است.

قسمت سی ودوم:  آیات 83 و 84  و 85 و 86

83  قال بل سولت لکم انفسکم امراً فصبرٌ جمیلٌ عسی الله ان یاتینی بهم جمیعاً انّه هو العلیم الحکیم
«یعقوب» گفت: «این چنین نیست» بلکه « بار دیگر» نفس شما « با نسبت دزدی به بنیامین یا تعیین کیفر گروگان‌گیری» مساله را برای شما آراسته است. پس صبری نیکو « لازم است » امید است که خداوند همه برادران را با هم نزد من آورد، چرا که او قطعا آگاه و حکیم است.

نکته‌ها و پیام‌ها:  صبر، گاهی از روی ناچاری و بیچارگی است و گاهی آگاهانه و داوطلبانه‌

صبر جمیل، صبری است که در آن سخنی برخلاف تسلیم و رضای خداوند گفته نشود.

باور به حکیمانه بودن افعال الهی، آدمی را به صبر و شکیبایی در برابر حوادث دشوار وادار می‌کند.

84  و تولّی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم

یعقوب از فرزندان روی گرداند و گفت: ای دریغا بر یوسف، پس اندوه خود را فرو می‌خورد « تا آن‌که» دور چشمش از اندوه سفید « و نابینا » شد.

نکته‌ها و پیام‌ها:  از امام سجاد (ع)‌ سوال کردند پس از بیست سال از حادثه کربلا چرا این همه گریه می‌کنید، حضرت در جواب فرمودند: یعقوب یازده پسر داشت یکی غایب شد با اینکه زنده بود، از گریه چشمانش را از دست داد ولی من در برابر چشمان خود دیدم پدر، برادرها و هفده نفر از خاندان نبوت شهید شدند، چگونه گریه نکنم؟
گریه و اندوه، منافاتی با کظم غیظ و صبر ندارد.

85  قالوا تالله تفتؤا تذکر یوسف حتی تکون حرضاً او تکون من الهالکین

« فرزندان یعقوب به پدرشان» گفتند: به خدا سوگند تو پیوسته یوسف را یاد می‌کنی، تا آنکه بیمار و لاغر شوی و « یا مشرف به مرگ و » از بین بروی.

نکته‌ها و پیام‌ها:  « حرض» به کسی گویند که عشق یا اندوه و حزن او را فرسوده کرده باشد.

آنکه یوسف را می‌شناسد چنان سوز و گدازی دارد که افراد عادی آن را درک نمی‌کنند.

86  قال انما اشکوا بثّی و حزنی الی الله و اعلم من الله ما لاتعلمون‌

«یعقوب» گفت: من ناله «آشکار» و حزن «پنهان» خود را فقط به خدا شکایت می‌برم و از «عنایت و لطف» خداوند چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

نکته‌ها و پیام‌ها:  « بث » به حزن شدیدی گفته می‌شود که از شدت آن قابل بازگو کردن نباشد.
موحد، درد دل خود را تنها با خدا در میان می‌گذارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها