در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکتهها و پیامها: چنان در رسیدن به هدف، قاطع و استوار باشیم که بدخواهان از ما مایوس شوند.
غربت بهتر از شرمندگی است.
تحصن یکی از شیوههای قدیمی برای رسیدن به مقصود است.
خیانت و جنایت تا آخر عمر وجدانهای سالم را آزار میدهد.
81 ارجعوا الی ابیکم فقولوا یا ابانا انّ ابنک سرق و ما شهدنا الاّ بما علمنا و ماکنّا للغیب حافظین
« برادر بزرگ گفت: من اینجا میمانم، ولی» شما به سوی پدرتان برگردید، پس بگویید: ای پدر! همانا پسرت دزدی کرده و ما جز به آنچه میدانستیم گواهی ندادیم و ما نگهبان «و آگاه به» غیب نبودهایم.
نکتهها و پیامها: شهادت و گواهی باید بر اساس علم باشد.
عذر خود را با کمال صراحت بگوییم.
82 واسئل القریه التی کنّا فیها و العیر التّی اقبلنا فیها وانّا لصادقون
« اگر به حرف ما اطمینان نداری» از قریهای که در آن بودیم و از کاروانی که در میانشان به اینجا رو آوردهایم، سوال کن و بیشک ما راستگو هستیم.
نکتهها و پیامها: «قریه» به معنای محل اجتماع و مناطق مسکونی است، خواه شهر باشد یا روستا.
گواهی و شهود عینی، راهی معتبر برای اثبات مدعا است.
امکان تبانی مجموعهای بزرگ بر کذب، منتفی است.
قسمت سی ودوم: آیات 83 و 84 و 85 و 86
83 قال بل سولت لکم انفسکم امراً فصبرٌ جمیلٌ عسی الله ان یاتینی بهم جمیعاً انّه هو العلیم الحکیم
«یعقوب» گفت: «این چنین نیست» بلکه « بار دیگر» نفس شما « با نسبت دزدی به بنیامین یا تعیین کیفر گروگانگیری» مساله را برای شما آراسته است. پس صبری نیکو « لازم است » امید است که خداوند همه برادران را با هم نزد من آورد، چرا که او قطعا آگاه و حکیم است.
نکتهها و پیامها: صبر، گاهی از روی ناچاری و بیچارگی است و گاهی آگاهانه و داوطلبانه
صبر جمیل، صبری است که در آن سخنی برخلاف تسلیم و رضای خداوند گفته نشود.
باور به حکیمانه بودن افعال الهی، آدمی را به صبر و شکیبایی در برابر حوادث دشوار وادار میکند.
84 و تولّی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم
یعقوب از فرزندان روی گرداند و گفت: ای دریغا بر یوسف، پس اندوه خود را فرو میخورد « تا آنکه» دور چشمش از اندوه سفید « و نابینا » شد.
نکتهها و پیامها: از امام سجاد (ع) سوال کردند پس از بیست سال از حادثه کربلا چرا این همه گریه میکنید، حضرت در جواب فرمودند: یعقوب یازده پسر داشت یکی غایب شد با اینکه زنده بود، از گریه چشمانش را از دست داد ولی من در برابر چشمان خود دیدم پدر، برادرها و هفده نفر از خاندان نبوت شهید شدند، چگونه گریه نکنم؟
گریه و اندوه، منافاتی با کظم غیظ و صبر ندارد.
85 قالوا تالله تفتؤا تذکر یوسف حتی تکون حرضاً او تکون من الهالکین
« فرزندان یعقوب به پدرشان» گفتند: به خدا سوگند تو پیوسته یوسف را یاد میکنی، تا آنکه بیمار و لاغر شوی و « یا مشرف به مرگ و » از بین بروی.
نکتهها و پیامها: « حرض» به کسی گویند که عشق یا اندوه و حزن او را فرسوده کرده باشد.
آنکه یوسف را میشناسد چنان سوز و گدازی دارد که افراد عادی آن را درک نمیکنند.
86 قال انما اشکوا بثّی و حزنی الی الله و اعلم من الله ما لاتعلمون
«یعقوب» گفت: من ناله «آشکار» و حزن «پنهان» خود را فقط به خدا شکایت میبرم و از «عنایت و لطف» خداوند چیزی را میدانم که شما نمیدانید.
نکتهها و پیامها: « بث » به حزن شدیدی گفته میشود که از شدت آن قابل بازگو کردن نباشد.
موحد، درد دل خود را تنها با خدا در میان میگذارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: