در روزهای تیره و تار زندگی «الناسانتابلای» 37ساله ، او مدام به این فکر می کرد که چطور می تواند خودش را خلاص کند. النا هر روز مخفیانه مقداری شیرینی و شکلات
کد خبر: ۱۹۱۰۶
می خرید و دور از چشم دیگران می خورد. او هیچ وقت نمی توانست در برابر وسوسه و تمایل به خوردن شیرینی مقاومت کند. النا سرانجام 3سال قبل فهمید که واقعا به مصرف شیرینی معتاد شده است : «درست مثل اعتیاد به مواد مخدر بود. حتی هنوز هم هر لحظه می ترسم که به همان وضع سابق برگردم . هنوز هم باید با این میل که برای من درست مثل میل به مواد مخدر بود، مبارزه کنم.» اعتیاد به مواد قندی چند دهه ای است که مورد بحث قرار گرفته و البته گاهی مورد تمسخر واقع شده است . بیشتر محققان علوم بهداشتی تا به امروز اعتقاد داشته اند که مصرف طولانی مدت شیرینی جات یا مصرف بیش از حد آن ، به معنی اعتیاد نیست . اعتیاد یعنی علاقه شدید به یک ماده ، به نحوی که باعث ایجاد اختلال در زندگی فرد شود، قطع مصرف آن برای فرد مشکل باشد و بعد از قطع مصرف ، علایم فیزیولوژیک محرومیت که پزشکان به آن withdrawal
می گویند، ایجاد شود. اما آیا کسانی که تمایل شدیدی به مصرف شیرینی جات دارند هم «معتاد»ند؛
چه کسی می داند؛
شاید آنها واقعا معتاد باشند!
دکتر «آدام درونفسکی» مدیر مرکز سلامت تغذیه از دانشگاه واشنگتن می گوید: «افرادی هستند که تمایل بیمارگونه ای به مصرف مواد شیرین دارند؛ به گونه ای که به آنها می گویند معتاد به شیرینی . چه کسی می داند؛ شاید آنها واقعا معتاد باشند!»تقریبا همه مردم شیرینی را دوست دارند، اما در بعضی ها این تمایل خیلی شدیدتر است و گاهی این تمایل شکل اعتیاد به خودش می گیرد. افرادی هستند که از ترس مردم ، درباره این که چقدر شیرینی مصرف می کنند، دروغ می گویند؛ کسانی که مدرک جرمشان مثل کاغذ شکلات و... را قایم می کنند؛ و کسانی که گاهی حتی برای خوردن یک بستنی یا یک کیک ، آخر شب از خانه بیرون می روند. واکر 35سال دارد و شغلش انبارداری است . او همین حالا هم 10کیلو اضافه وزن دارد و می گوید: «من ضعیف بودم ، اعتماد به نفس نداشتم . هنوز هم همین طورم و همیشه خودم را به خاطر نداشتن اراده سرزنش می کنم . خیلی از رفتارهایی که برای معتادان توصیف می شود، در من وجود دارد. مثل قایم کردن بعضی چیزها یا... یک جور حسادت شدید نسبت به کسی که غذایی را که دلخواه من است ، می خورد». افرادی که خودشان را معتاد به مواد قندی می دانند ، می گویند که مراحل درمان و ترک این اعتیاد، درست مثل ترک مواد مخدر یا الکل است . «سانتابلا» یکی از همین افراد است که می گوید: «وقتی قند را از رژیم غذایی ام حذف کردم ، انگار سم زدایی در بدن من شروع شد. دچار علایمی شبیه سرماخوردگی ، لرز و سردرد شدم و تا نزدیک یک ماه ، همیشه احساس خستگی می کردم . البته هنوز هم از نظر روانی ، نمی توانم بگویم که به شیرینی بی میل هستم ، ولی حالا دیگر علایم فیزیولوژیک وابستگی به شیرینی در من از بین رفته است». متخصصان تغذیه هنوز فرضیه «اعتیاد به مواد قندی» را قبول ندارند. آنها می گویند بدن ما قند موجود در شیرینی جات را هم مثل سایر کربوهیدرات ها متابولیزه می کند، چه این مواد در شکلات باشند و چه در میوه یا غذاهای دیگر. «ریچارد سرویت»، رئیس بخش روان شناسی دانشگاه «دوک» هم می گوید: «نوع کربوهیدراتی که خورده می شود، اهمیتی ندارد. بدن همه آنها را در نهایت به یک چیز تبدیل می کند. مغز هم قادر به مصرف هیچ ماده غذایی جز قند نیست ، فقط از قند برای سوخت و ساز استفاده می کند. بنابراین ، این که بگویم مغز به قند وابسته است یا انسان به قند معتاد است ، مثل این است که بگویم یک موتور گازوییلی به گازوییل معتاد شده!» و البته مدارکی هم وجود دارد که فرضیه «اعتیاد به مواد قندی» را تقویت می کند؛ مدارکی که نشان می دهد قند می تواند باعث ایجاد تغییرات شیمیایی خاص در مغز شود.
مدارکی که علیه شیرینی خورها وجود دارد!
با مطالعاتی که دکتر «درونفسکی» در دهه 1980 انجام داد، شواهدی به دست آمد مبنی بر این که واکنش مغز در میل به مصرف شیرینی جات ، شبیه به همان واکنشی است که «هرویین » یا «کوکایین » در مغز ایجاد می کند. مواد مخدر گیرنده هایی را در مغز تحریک می کنند که از خود «اوپیوئید» ( Opioid
)های طبیعی و «دوپامین» آزاد می کنند. این دو از موادی هستند که آزاد شدنشان در سیستم عصبی ، باعث القای احساسی شبیه رضایت یا سرخوشی می شود. مطالعات دکتر «درونفسکی» نشان داد که وقتی به افرادی که عاشق شیرینی و شکلات بودند، دارویی به نام «نالوکسان» داده می شد که آنتاگونیت گیرنده های اوپیوئیدی است و اصطلاحا آنها را مهار می کند آنها دیگر تمایلی به مصرف شکلات نداشتند. دکتر «درونفسکی » می گوید: «تمایل شدید به مصرف غذاهای چرب و شیرین ممکن است با مکانیسم های اوپیوئیدی در مغز در ارتباط باشد؛ ولی هنوز نمی توانیم بگوییم که این درباره همه افراد صادق است». او درباره این که مطالعاتش نشان داده است که این پدیده در زنان شایع تر از مردان است هم توضیحی ندارد. او همچنین خاطرنشان می کند که میل شدید به شیرینی جات ممکن است در اصل فقط تمایل به مواد قندی نباشد و چربی هم نقش مهمی داشته باشد. شیرینی جات فقط دارای درصد بالایی از قند نیستند، آنها معمولا مخلوطی از مقدار زیادی مواد قندی و چربی هستند. بستنی ، کیک و شکلات ، همه همین طورند. مثلا هندوانه هم سرشار از مواد قندی است ، اما هیچ کس عاشق هندوانه نیست ! پس این طور به نظر می رسد که یک نوع ارتباط باید بین مواد قندی و چربی ها در این زمینه وجود داشته باشد. شاید آن چیزی که بدن به آن معتاد می شود، ترکیبی از مواد انرژی زاست که کالری زیادی برای بدن به ارمغان می آورند.» این در حالی است که مطالعات «هوبل» نشان می دهد وقتی که به موش ها 12ساعت غذا داده نشود و بعد از آن به آنها این حق داده شود که بین آب قند و غذای معمول همیشگی شان یکی را انتخاب کنند، تقریبا همه آنها آب قند را ترجیح می دهند. وقتی چندین بار این آزمایش گرسنگی دادن بر روی موشها انجام شد، آنها حتی به طور عادی هم به آب قند بیشتر از غذای معمولشان تمایل نشان دادند و حتی در این حالت وقتی آب قند به آنها داده نمی شد، علایم محرومیت را از خود نشان می دادند. موش ها علایم محرومیت را به صورت ساییدن دندان ها به هم و ترس بیشتر هنگام حرکت بر روی مارپیچ ها نشان می دادند. تمایل به مصرف بیش از اندازه و علایم Withdrawal
هر دو از نشانه های اعتیاد هستند؛ اما «هوبل» می گوید: «برای این که روی چیزی اسم اعتیاد بگذاریم باید نشان دهیم که آن ماده به معنای واقعی بدن را تحریک می کند.» البته عده ای هم هستند که مطالعه برروی حیوانات را نمی پذیرند و می گویند انسان ها در چنین شرایطی علایم محرومیت را از خود نشان نمی دهند: «سرویت» در یک مطالعه به گروهی از افراد رژیم غذایی بدون قند داد و به گروهی دیگر یک رژیم غذایی کم چرب که 50درصد انرژی روزانه را از قندها تامین می کرد، بعد از 6هفته افراد هر دو گروه به یک اندازه وزن کم کرده بودند و هیچ تغییر رفتار یا تغییر در تمایلات هم در هیچ یک از دو گروه ایجاد نشده بود.
آیا این یک اعتیاد است یا فقط یک احساس؛
هنوز کسی واقعا نمی داند چرا بعضی افراد شیفته غذاهای شیرین هستند و هرگز نمی توانند در مقابل آنها مقاومت کنند. کارشناسان عقیده دارند. زمینه و استعداد ژنتیکی ، آموزه های رفتاری و شاید مسائل نهفته عاطفی و احساسی ، عوامل دخیل در این پدیده باشند. محققان هنوز باید راه زیادی را طی کنند تا بتوانند به افرادی که دچار این مشکل هستند، کمک کنند. اخیرا در امریکا دارویی به بازار آمده است که گیرنده های «اوپیوئیدی» را مسدود می کند. اما دکتر «درونفسکی» می گوید: «این دارو برای معتادان به مواد مخدر یا الکلی ها مفید است و هیچ کس تا به حال آن را برای اعتیاد به شیرینی خامه ای مصرف نکرده است!»
فقط اراده
این راه حلی است که سانتابلا، پیشنهاد می کند. او طی چند سال ، 50کیلو از وزنش را با یک رژیم غذایی بدون قند کم کرده است . «حتی وقتی که من تصادفا یک چیز شیرین می خورم ، انگار می خواهم منفجر شوم . بدن من می فهمد که قند وارد شده و انگار خودش می خواهد آن را بیرون کند. می دانید چرا؛ چون من می دانم که این یک نوع اعتیاد است و شما هیچ جوری نمی توانید مرا متقاعد کنید که این یک اعتیاد نیست».