تا 65 میلیون سال پیش، موجودات غولپیکری بر سیاره ما حکمرانی میکردهاند که امروزه حتی تصور حضور آنها، هم هیجانانگیز و هم ترسناک است. شناگران غولپیکری که بیش از 8 متر طول داشتند، پرندگان غولپیکر و عظیمالجثهای که ماهیان غولپیکر دریاهای باستانی را شکار میکردند و هزاران جانور عجیب و غریب. در کنار این مجموعه از موجودات، تنها تعداد اندکی از موجوداتی که امروزه روی زمین وجود دارند، زندگی میکردند.
موجوداتی مانند لاکپشتهای عظیمالجثه از بقایای ساکنان باستانی زمین هستند، اما روزگار حکمرانی و خوشی این موجودات چندان پایدار نبود و خیلی زودتر از آنچه به نظر میآمد، به پایان رسید. حدود60 میلیون سال پیش، انقراض نسلی عظیم در جهان رخ داد و طی آن بسیاری از گونههای موجودات، زمین را برای همیشه ترک کردند.
استخوانهای آنها در اعماق زمین و زیر لایههای رسوبات مختلف انباشته و کمکم به فسیلها تبدیل شد و 60 میلیون سال بعد، موجوداتی که به جای آنها بر زمین حکمرانی میکردند توانستند این نقشهای حکاکی شده در دل سنگها را کشف و آنها را معنی کنند و در خیال، بار دیگر به سیاره بازگردانند؛ اما چه چیزی باعث انقراض این عجیبترین گونههای موجودات تاریخ تکامل روی زمین شده بود؟ یکی از نظریات مورد قبول در باره انقراض نسل موجودات به نظریه برخوردی معروف است.
در این نظریه عنوان میشود که بر اثر برخورد یک شهابسنگ عظیم در حدود 60 میلیون سال پیش، نسل بسیاری از موجودات واز جمله همه انواع دایناسورها منقرض شده است و تنها تعداد اندکی از گونهها توانستهاند به حیات خود بر سیاره ما ادامه دهند. پرسش اینجاست که چگونه یک برخورد هرچقدر هم که بزرگ باشد میتواند چنان جمعیت انبوهی را نابود کند؟ پیش از این تصور میشد بر اثر این برخورد که احتمالا جایی در جنوب خلیج مکزیک کنونی رخ داده است، غبار بسیار زیادی به آسمان بلند شده و جو زمین را برای چند دهه پوشانده است.
بدین ترتیب دریافت انرژی بر سطح زمین کاهش پیدا کرده و در نتیجه زنجیرههای غذایی که حیات دایناسورها به آن وابسته بوده است، از بین رفته و طی چند ده سال، نسل آنها منقرض شده است؛ اما نظری دیگر در چند سال اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در این نظریه برخورد شهابسنگ عامل مستقیم مرگ و میر و قتلعام معرفی نمیشود.
در عوض اثرات این برخورد مورد بررسی قرار میگیرد. این گروه پژوهشگر روی خویشاوندان زنده دایناسورها مانند مارمولکهای غولآسا و تمساحها و دیگر موجوداتی که به نظر شباهتهای ژنتیکی با دایناسورها دارند، تحقیقاتی انجام دادهاند و متوجه ویژگی مهمی در میان آنها شدهاند.
به نظر این دانشمندان، بر اثر این برخورد و پراکنده شدن غبار در جو زمین، دمای متوسط سیاره ما اندکی کاهش پیدا کرده است، اما نه چندان که باعث از میان رفتن زنجیرههای غذایی شود. این کاهش دما باعث شده است سیستمیکه در بدن دایناسورها برای حفظ جمعیت آنها فعال بوده به عاملی برای نابودی آنها تبدیل شود.
بر اساس نتایج این تحقیقات، احتمالا تولید مثل دایناسورها به دمای محیط وابسته بوده است. به این معنی که جنسیت کودکان را دمای محیطی که تخم در آن قرار دارد، مشخص میکند.
بدین ترتیب با کاهش دمای سیاره، تمام نسلهای بعدی دایناسورها تک جنسی شده و امکان و فرصت بقا و ادامه نسل را از دست دادهاند.
البته نظریات دیگری که ارتباطی با برخوردهای فضایی ندارد نیز در انقراض نسل دایناسورها مطرح میشود. یکی از این نظریات به شیوع اپیدمی مرگباری بر سیاره میپردازد و دیگری آغاز عصر یخبندانی را عامل مرگ بزرگترین حاکمان سیاره ارزیابی میکند.
اما انقراض نسل آنها به هر دلیلی که صورت گرفته باشد به نظر میرسد ایده بازگرداندن آنها به حیات ایده جذابی باشد. این ایده اولین بار در داستانهای علمی - تخیلی مورد توجه قرار گرفت، ولی زمانی مردم به طور گسترده با آن روبهرو شدند که در اوج شکوفایی دانش ژنتیک و افقهای جدیدی که درباره آن هر روز کشف میشد در دهه 90، استیون اسپیلبرگ با فیلم پارک ژوراسیک جهان را با این مساله روبهرو کرد که آیا ژنتیک امکان بازگرداندن دایناسورها را به ما خواهد داد یا خیر؟ داستان به نظر بسیار ساده میآمد. در آثار باقیمانده از دوران باستان و عصر ژوراسیک، تعداد زیادی کهرباهای حاوی حشرات باستانی وجود دارد.
این کهرباها در حقیقت شیره و صمغ درختان بودهاند که حشرات را روی درختان گرفتار کرده و پس از میلیونها سال از دل معادن بیرون میآمدهاند. هزاران نمونه از چنین کهرباهایی را میتوان در موزههای مختلف یافت.
اگر فرض کنیم یکی از این حشرات باستانی پیش از گرفتار شدن به دام صمغ گیاهان، دایناسوری را نیش زده باشد بخشهایی از DNA آن دایناسور درون حشره وجود دارند و میتوان با استخراج آن و ترمیم بخشهای آسیبدیدهاش و کمک گرفتن از یک موجود مشابه، دایناسورها را به دنیا آورد و آنها را به قلمرو قدیمیشان بازگرداند؛ البته آن فیلم بیشتر به جنبههای اخلاقی استفاده از این فناوری میپرداخت، اما دانشمندان را با این پرسش مواجه کرد که آیا میتوان چنین کاری را در عمل انجام داد؟ پاسخ آنها تا امروز منفی است.
آنها از توالی ژنتیکی پیچیده و نقشههای ژنتیکی پیچیده این موجودات سخن میگویند که امکان بازگرداندن آنها را غیر ممکن میکند، اما در عین حال تاکید میکنند به دنبال روشهایی هستند که بتوانند دست به چنین تجربهای بزنند.
آرتور سی کلارک، آیندهنگر علمیبزرگ دوران ما معتقد بود زمانی خواهد رسید که انسان میتواند با کمک بقایای موجودات منقرض شده، جانورانی مانند دایناسورها را به این جهان بازگرداند و حتی با دستکاری ژنتیکی، آنها را مطابق با میل خود اصلاح و تربیت کند.
این اندیشه اگرچه بسیار دور از ذهن به نظر میآید، اما ممکن است روزی به واقعیت بدل شود. روزگاری سفر به ماه ایدهای احمقانه به شمار میرفت، ولی امروز واقعیتی مربوط به تاریخ گذشته است. تخیل فعال ما همیشه راهگشای آینده خواهد بود و شاید در 50 سال آینده شاهد تولد نخستین دایناسورها روی زمین باشیم.
هم اکنون که این مطلب را میخوانید مطمئن باشید دانشمندان در آزمایشگاههای خود به دنبال یافتن راههایی برای بازگرداندن این ساکنان قدیمی به سیاره ما هستند.
تلاش برای احیای ببر منقرض شده تاسمانی
بتازگی گروهی از دانشمندان توانسته اند با کمک DNA یک ببر تاسمانی که مدتها پیش منقرض شده است، ببری را با خواص بسیار نزدیک به این موجود به دنیا بیاورند.
این آزمایش بار دیگر امیدهای فراوانی را برای بازگرداندان موجودات منقرض شده به وجود آورد، تصور کنید بتوانید با استفاده از دانش ژنتیک و شبیهسازی، موجوداتی چون ببر مازندران و شیر ایرانی را دوباره به زیستگاههای خود بازگردانید.
هنوز این روشها در مرحله آزمون قرار دارند، اما شاید روزی فرا برسد که جنبه عملی به خود بگیرند و بتوانیم گامی فراتر گذاشته و حتی دایناسورها را بار دیگر زنده کنیم.
پوریا ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم