در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شهر پاریس محل اصلی اتفاقات فیلم است. مرکز فیلمسازی فرانسه توسط نیروهای آلمانی اداره میشود. آنها میخواهند دست به تولید فیلمهای سینمایی بزنند. ژان دوایوره یک دستیار کارگردان است که به طور پنهانی با نهضت مقاومت فرانسه (که به شکلی پنهانب علیه متجاوزین آلمانی مبارزه میکند) ارتباط دارد. او در مرکز فیلمسازی مشغول به کار است و در شرایط تازه احساس میکند با وضعیت دشواری روبهروست. او خودش را در کام دندانهای گرگ میبیند و باید تلاش کند تا توسط او خورده نشود. از سوی دیگر ژان آرنچه فیلمنامهنویس از هر فرصت و امکانی استفاده میکند تا با دشمن همکاری نکند و بحثها و مشاجرات زیادی در این رابطه دارد. برای هر دوی آنها دوران جنگ و شرایط حاکم بر کشور حکم نبردی سخت برای ادامه حیات را دارد. در چنین شرایطی آنها چه کاری میتوانند بکنند و این وضعیت تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد؟
فیلم که چندین جایزه ملی و بینالمللی دریافت کرده، دوباره تماشاگرش را به روزهای سخت دوران جنگ میبرد. فرانسویها در بین کشورهای اروپایی بیشتر از هر کشور دیگری در این رابطه فیلم ساختهاند. در حقیقت شرایط اشغال برای فرانسویها دشوارتر از بقیه کشورها بود و این نکته را میتوان در میزان فیلمهایی که در این رابطه تولید میکنند (و همچنین مضمون آنها) به خوبی دید و احساس کرد. کسانی که کشورشان هیچوقت توسط ارتش یک کشور خارجی اشغال نشده، با دیدن فیلمهای فرانسوی (و همچنین روسی) میتوانند خیلی خوب این تجربه تلخ را تجربه کنند. ژان آرنچه فیلمنامهنویس و تاورنیه کارگردان فیلم، آن فضا را خیلی خوب خلق کردهاند و هنگام دیدن فیلم احساس میکنیم که در آن فضا و حال و هوا قرار داریم. در هر صورت تماشای آن تجربه تلخ، برای هر تماشاگری تلخ و رنجآور است.
ما در مقام تماشاچی اطلاعات زیادی از وضعیتی که صنعت سینمای فرانسه در دوران اشغال داشت نداریم و این فیلم کمک میکند تا شناخت خوب و بهتری از آن دوران پیدا کنیم. نکته جالب قصه فیلم، تفاوت آن با دیگر فیلمهای جنگی است که با مضمون مقاومت سر و کار دارد. در حالی که بسیاری از این فیلمها بحث مبارزه و مقابله رسمی با نیروهای فاشیستی را مطرح میکند، این فیلم به ارتباط هنر با جنگ و فاشیسم میپردازد. دیدگاه تماشاگران فیلم نسبت به قصه یقینا متفاوت از یکدیگر خواهد بود. ولی همه آنها حس مشترکی در قبال این موضوع خواهند داشت.
راجر ابرت منتقد قدیمی سینما در نقد خود بر فیلم تاورنیه از جمله مینویسد: در دوران اشغال فرانسه توسط نازیها بیش از 200 فیلم سینمایی در این کشور ساخته شد. بخش اعظم این فیلمها همان کارهای روتینی بودند که همیشه در همه کشورها تولید میشوند. در بین آنها حتی میتوان چند تا کار خوب هم پیدا کرد. این مساله به صورت سوژه اصلی فیلم تاورنیه درآمده است. برخی از فیلمهای آن دوران روحیات نژادپرستانه داشتند و سابقه ساخت این نوع فیلمها در فرانسه قبل از دهه سی هم موجود است.
با این حال فیلم تاورنیه دورهای بحرانی از تاریخ صنعت فیلم فرانسه را مورد بحث و بررسی قرار میدهد و 2 کاراکتر مرکزی دارد. یک کارگردان و یک فیلمنامه نویس. قصه فیلم روابط کاری این دو را تحت اشغال آلمان نازی به نمایش میگذارد. شرکت فیلمسازی کانتیننتال (که در فیلم صحبت از فعالیتهای آن میشود) بزرگترین کمپانی فیلمسازی تحت اشغال آلمانیها بود که فیلمها را به شدت سانسور میکرد. هدف اصلی این کمپانی در آن دوران تولید فیلمهایی بود که وانمود میکرد زندگی مردم فرانسه در دوران اشغال،کاملا معمولی و خوب است و اشغال هیچ نتیجه منفیای بر روی زندگی و کار مردم این کشور نگذاشته است. تئوری آلمانیها این بود که به این ترتیب مردم عادی با یک آسودگی خیال به زندگیشان ادامه میدهند و با دیدن این فیلمها کار خود را بهتر و راحتتر انجام میدهند. تاورنیه این دوران را از منظر نگاه دو هنرمند که مجبورند در چنین شرایطی به کار هنری خویش ادامه دهند به نمایش میگذارد.
به این ترتیب، فیلم شبیه یک فیلم در فیلم میشود و سینما و فعالیتهای فیلمسازی به صورت نقطه مرکزی قصه درمیآید. بقیه کاراکترهای فیلم در ارتباط با این دو هنرمند است که معنی و مفهوم پیدا میکنند. میتوان تصور کرد که فیلمی با این مضمون باید با استقبال فراوان رسانههای گروهی در فرانسه روبهرو شود. ولی این طور نیست. تعدادی از نشریات و منتقدان به فیلم حمله کرده و آن را ارتجاعی ارزیابی کردهاند.
آنها تاورنیه را متهم به حمله به نسل موج نوی سینمای فرانسه میکنند و میگویند او فیلمی برعلیه سینما و هنرمندان آن ساخته است. اما تاورنیه این ادعا را رد میکند و میگوید باید قبول کرد که برخی از مردم و هنرمندان (سرشناس و غیرسرشناس) فرانسه با تجاوزگران همکاری کردهاند و بحث درباره آنها به معنی خائن بودن همه مردم یا هنرمندان نیست. واقعیت این است که صنعت سینما هم در دوران اشغال باید به فعالیت خود ادامه میداد، ولی همیشه بحث درباره این نوع مسائل سخت و پیچیده با جنجال و حرف و حدیث همراه است. تاورنیه هم قبل از ساخت این فیلم میدانست که موضوعی جنجالی را برای کارش انتخاب کرده و به همین دلیل هنگام نمایش عمومی بحث و جنجال به پا خواهد کرد.
فیلم سینمایی جواز عبور فردا شب ساعت 30/20 از طریق برنامه سینما4 (شبکه 4) پخش میشود.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: