در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شکایت رویا برای رسیدگی به شعبه 13 دادسرای رسالت فرستاده شد و به جریان افتاد، محتویات پرونده نشان میداد، فردی که برای رویا ایجاد مزاحمت میکند به طور کامل با او آشنایی دارد چرا که هم شماره تلفن همراه و هم شماره تلفن خانه او را دارد. ضمن اینکه فرد مزاحم دقیقا زمان رفت و آمد رویا را میداند و احتمالا خصومت شخصی با این دختر باعث شده است که برای او مزاحمت ایجاد کند.
نکته بعدی که بازپرس به آن توجه کرد زمان ایجاد مزاحمتها بود. پرینت تلفن نشان میداد تمامی تماسها از ساعت 12 شب به بعد انجام گرفته است؛ اما مکان تماسها با هم فرق میکند.
با توجه به اینکه از شماره ثابتی با رویا تماس گرفته نمیشد، پلیس بر آن شد تا با کمک شرکت مخابرات ردیابیهایی را آغاز کنند، اما این کار نیازمند همکاری رویا بود، ماموران به رویا گفتند در تماسهایی که از سوی فرد مزاحم انجام میگیرد با خونسردی برخورد و تا حد امکان مکالمه را طولانی کند تا پلیس فرصت کافی برای ردیابی داشته باشد پس از ارائه آموزشهای لازم به دختر جوان پلیس در انتظار اولین تماس مرد مزاحم ماند، عقربههای ساعت که 12 نیمهشب را پشتسر گذاشت، زنگ تلفن همراه رویا به صدا درآمد و بلافاصله عملیات پلیس آغاز شد، ماموران به اتفاق رویا سوار ماشین گشت شدند و مکالمه تلفنی رویا با مرد مزاحم ادامه یافت تا اینکه دقایقی بعد تیم ردیابی اعلام کرد تماس از کیوسک تلفنی در حوالی میدان امام خمینی انجام گرفته است، در حالی که ماموران و رویا به سمت میدان امام در حرکت بودند، مرد مزاحم تلفن را قطع کرد و دقایقی بعد دوباره از حوالی میدان پانزده خرداد تماس گرفت.
در همین حال رویا با مرد مزاحم به گفتگو مشغول شد تا اینکه ماموران کیوسک مورد نظر را شناسایی و 2 مردی را که آنجا ایستاده بودند دستگیر کردند.
تحقیقات بعدی نشان داد این دو که کامران و آرش نام دارند، همان افرادی هستند که برای رویا مزاحمت ایجاد میکردند، رویا در حضور پلیس آرش را شناسایی کرد و گفت او قبلا خواستگار من بود. آرش که مدارک پلیس علیه خود را کافی میدید به جرمش اعتراف کرد و گفت: من رویا را عاشقانه دوست دارم و به خواستگاریش هم رفتم اما او جواب منفی به من داد، تلاشم برای ازدواج با رویا بینتیجه بود وقتی مطمئن شدم او هیچ دلبستگی به من ندارد تصمیم گرفتم با ایجاد مزاحمت آزارش دهم تا بفهمد من از دوری او چه میکشم.
وی افزود: من صاحب یک رستوران هستم ساعت 12 شب کارم تمام میشد و از این ساعت به بعد کامران را سوار ماشین میکردم در سطح شهر میچرخاندم و از کیوسکهای مختلف برای رویا ایجاد مزاحمت میکردیم من در قبال هر شبی که کامران همراهیام میکرد 5 هزار تومان به او میدادم و در واقع کامران با رویا صحبت میکرد چون خودم میترسیدم صدایم شناسایی شود.پس از اعترافات این متهم به دستور بازپرس شعبه 13 دادسرای رسالت کامران و آرش بازداشت شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: