پیله تنهایی‌

این نامه را هم زینب محمدزاده از مشهد فرستاده است. او هم در این نامه سعی کرده راه‌حلی برای مشکلات پریا پیدا کند: «چه کسی می‌داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی می‌داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله‌ات را بگشا... تو به اندازه یک دنیایی!»
کد خبر: ۱۹۰۴۴۴
پریای عزیز، سلام. نامه‌ات را خواندم و تصمیم گرفتم تا نظرم را برایت بنویسم تا شاید کمکی کرده باشم. اول از همه بگویم که مشکل تو آنقدر که فکر می‌کنی بزرگ و پیچیده نیست. تو دختر خوشبختی هستی. پدر و مادر خوب و برادران دلسوزی داری که حامی و پشتیبانت هستند، خواستگار خوبی داری که تو را دوست دارد و برای رسیدن به تو صبر کرده است و اینها همه یعنی این که تو خوشبختی.

ببین دوست خوبم، همه ما گاهی اوقات در چگونگی روابط با اعضای خانواده‌مان دچار مشکل می‌شویم و هر کدام حق را به خود می‌دهیم و دیگری را مقصر می‌دانیم. وقتی در بعضی از مسائل تفکر ما با تفکر دیگر اعضای خانواده‌مان متفاوت باشد، مسلما اختلاف به وجود می‌آید، اما این اختلاف‌نظرها کاملا طبیعی است و ما به راحتی می‌توانیم این مشکلات را حل کنیم.

هر در بسته‌ای یک کلید دارد و من مطمئنم که مشکل تو و برادرانت با یک گفتگوی صمیمانه و منطقی حل می‌شود. می‌توانید با گفتگو، گره‌های بسته روابطتان را باز کنید. هر برادری خوشبختی خواهرش را می‌خواهد و برادران تو هم همین طور. آنها با تو دشمنی ندارند و خیر و صلاحت را می‌خواهند، اما راه درستش را نمی‌دانند و هنوز قبول نکرده‌اند که تو بزرگ شده‌ای و می‌توانی برای زندگی‌ات تصمیم بگیری.

تو گفتی که علی پسر خوبی است و پدر و مادرت او و خانواده‌اش را می‌شناسند و با ازدواج شما موافق هستند.
پس تو هم در مورد این موضوع با برادرانت آرام و منطقی صحبت کن و از آنها بخواه تا برای مخالفت‌شان دلیل قانع‌کننده و منطقی بیاورند. مگر آنها خودشان چگونه و در چه شرایطی ازدواج کرده‌اند؟

برای ازدواج، حتما نباید انتظار داشته باشی همه امکانات همان اول فراهم باشد،‌ چون این‌طوری تعداد انگشت‌شماری می‌‌توانند ازدواج کنند. به برادرانت بگو زندگی آنقدرها هم که آنها فکر می‌کنند سخت نیست و خوشبختی ملاک‌های دیگری دارد. برای ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد هم اگر پدرت استطاعت و توان مالی دارد، دیگر مشکلی نیست. تو باید به خانم‌های برادرانت بگویی که هر فردی حق و حقوقی دارد که قابل احترام است و دیگران اجازه پایمال کردنش را ندارند.

این که چون آنها به دانشگاه نرفته‌اند، پس تو هم نباید بروی کاملا غیرقابل قبول است. قرار نیست زندگی همه مثل هم باشد چون شرایط برای همه یکسان نیست.

خب پریاجان امیدوارم مشکل کوچکت به‌زودی حل شود و بتوانی در کنار کانون گرم خانواده، عاشقانه زندگی کنی و از زندگی‌ات لذت ببری.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها