در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران به عنوان یکی از بزرگترین سرزمینهای دارای سابقه تمدنی و فرهنگی، از نخستین دارندگان فرهنگ کتابت از پیش از اسلام و یکی از بزرگترین کشورهای بسطدهنده فرهنگ و تمدن اسلامی از منظر آثار علمی و فرهنگی، جایگاه بزرگی دارد. این آثار که بیشتر آنها به صورت خطی نوشته و به همین صورت هم نگهداری شده و برخی به زمان ما رسیده است، جایگاه کشور ایران را در منطقه و میان کشورهای اسلامی به مقام نخست رسانده است.
در میان کشورهای خاورمیانه و کشورهای اسلامی، ایران بیشترین آثار خطی را دارد و به دلیل زبان فارسی به عنوان زبان غالب منطقه در سدههای پیشین بیشتر آثار خطی موجود در منطقه شامل کشورهای هند، پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای میانه و برخی کشورهای دورتر، از جمله کشورهای عربی و خاور دور مثل چین به این زبان اختصاص دارد. آنچه در این زمینه مهم به نظر میرسد این است که بیشتر آثار خطی کشورهای همسایه و خاورمیانه و شبهقاره به زبان فارسی بوده و سهم زبانهای مناطق محلی از این نسخ اندک است.
جهانی برای نسخ خطی فارسی
هنوز کسی نتوانسته است آماری برای تعداد نسخ خطی فارسی در ایران و کشورهای دارای این نسخ به دست دهد. آمارها درباره تعداد نسخ خطی در ایران در نوسان است و هنوز کسی جز از آمار مستند موجود در کتابخانهها آماری نمیتواند ارائه کند و به این مساله برمیگردد که بسیاری از نسخ خطی چون به خانوادهها تعلق دارند در شمول هیچ آماری قرار نمیگیرند و از این رو نمیتوان آماری ارائه کرد.
براساس برآوردها که این هم با نوسانات فراوانی همراه است و حتی در مورد نسخ خطی ثبت شده هم صدق میکند، از 300 هزار تا یک میلیون نسخه خطی در دست مردم قرار دارد. این تفاوت آماری به کارشناسان حوزه فرهنگ محدود نمیشود و بسیاری از مدیران اجرایی و مدیریتی هم به آن دامن میزنند.
زمان زیادی نمیگذرد که مشاور فرهنگی رئیسجمهور از حدود یک میلیون نسخه خطی در دست مردم سخن گفت و برخی دیگر بر این آمارها تاکید کردند. مدیر بنیاد ریحانه`الرسول از 600 هزار نسخه خطی خبر داد که تنها 250 هزار نسخه در کتابخانهها به ثبت رسیده و بقیه در دست مردم قرار دارد.
بیشتر کارشناسان بر 120 تا 180 هزار نسخه خطی ثبت شده در کتاخانهها توافق دارند و بر سر 300 تا یک میلیون نسخه در دست مردم اختلاف نظر وجود دارد.
با توجه به پراکندگی نسخه خطی فارسی درکشورهای مختلف و بویژه همسایهها و حضور چند صدهزار نسخه در کتابخانههای بزرگ دانشگاهی و ملی کشورهای اروپایی، میتوان حجم وسیعی از نسخههای خطی فارسی را متصور شد که در سراسر جهان وجود دارد. به این آمار اگر نسخههای خطی اسلامی در کشورهای اسلامی را هم اضافه کنیم رقم بسیار بالایی میشود که از احصاء و شمارش بیرون خواهد رفت.
این مساله به اعتقاد دکتر توفیق سبحانی که تنها 30 کتابخانه ترکیه را بررسی کرده به گونهای است که ازمجموع 90 هزار نسخه بررسی شده، 10 هزار نسخه خطی به زبان فارسی بوده است.
غفلت از رویدادهای جهانی
از نابسامانی حوزه نسخ خطی در کشور و غفلت از میراث مشترک مکتوب فارسی که بگذریم، رویدادهای جهانی حوزه ما هم بسادگی فراموش میشوند. دعوت از برخی مسوولان حوزه نسخ خطی کشور برای همکاری با بخش مطالعات اسلامی دانشگاه کمبریج به منظور تشکیل سازمان بینالمللی نسخ خطی اسلامی و برگزاری همایشهایی از این دست، از جمله غفلتها بوده و ما را در برابر عمل انجام شدهای قرار داد و باعث شد به جای پیشرو بودن، دنبالهروی کسانی باشیم که کمترین سهم را در تولید و ارائه نسخ خطی دارند.
دانشگاه کمبریج با تشکیل بنیاد دانشنامه اسلامی، گام در راه رقابت با کشورهای دارای سابقه تمدنی و فرهنگی چون ایران و مصر برداشت و در یک اقدام ویژه، تمامی کشورهای صاحب نسخ را به دنبالهروی برنامههای خود تبدیل کرد.
برخی کارشناسان حوزه نسخ خطی نابسامانی اداری، اجرایی و وابستگی کامل برنامههای کشورهای فرهنگی چون ایران را به دولت، از جمله دلایل تاخیر در اقدامات ضروری و مناسب و عقبماندگی در فعالیتهای بینالمللی فرهنگی میدانند.
دکتر حبیبالله عظیمی، معاون کتابخانه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و از اعضای ایرانی سازمان بینالمللی نسخ اسلامی میگوید: با تشکیل سازمان تصویب اساسنامه و تشکیل کمیتههای فرعی، اعضای ایرانی به عنوان برخی از اعضای کمیتهها انتخاب شدند.
به گفته وی، هدف از تشکیل کمیتههای فرعی، رسیدن به الگوهای جهانی برای توصیه به کشورهای دارای نسخخطی در زمینههایی چون فهرست نویسی، اطلاعرسانی، دیجیتال، حفاظت و نگهداری، تصحیح و تحقیق و انتشار است و پس از رسیدن به این الگوها، برای کشورهای عضو کاربرد مییابد.
حضور کشورهای ایران، مصر، ترکیه، آمریکا، انگلیس، هند و پاکستان در این سازمان نشان میدهد که دانشگاه کمبریج سرمایه بسیاری برای شناسایی نسخ مبادله اطلاعات درباره نسخ خطی کشورهای عضو و رسیدن به رویه مشترک برای حفظ، نگهداری، احیاء، اطلاعرسانی، تصحیح و تحقیق به میدان آورده و بیش از کشورهای دارای این نسخ به کسب اعتبار برای کار در این حوزه میاندیشد.
از مهمترین پرسشهایی که در تشکیل این سازمان و اقداماتی که دانشگاه کمبریج تاکنون انجام داده پیش میآید این است که چرا کشورهای دارای سابقه تولید این نسخ، پیشگام چنین حرکتهایی نمیشوند و همیشه باید دنبالهروی دیگرانی باشند که سهمی هم در تولید این آثار نداشتهاند.
عظیمی میگوید: نبود یک نهاد تشکیلاتی منسجم در کشورهای اسلامی و بویژه نداشتن دانش فنی قوی برای فهرستنویسی و از همه مهمتر دانش آکادمیک در بحث حفاظت و نگهداری و دیجیتالی کردن آثار خطی در اروپا از جمله دلایل پیشگامی دانشگاه کمبریج در راهاندازی این سازمان است.
هزینه و زمان کافی و نیروی انسانی کارآمد برای برگزاری همایشهای بینالمللی و برگزاری جلسات کمیتهها در کشورهای عضو و نبود این توان در کشورهایی مثل ایران از دیگر دلایل پیشگامی این دانشگاه است.
از جمله مشکلاتی که پس از تشکیل این سازمان برای کشورهای عضو و دارای سابقه گسترده تمدنی در حوزه آثار خطی به وجود آمد، محدود شدن تدریجی حضور نمایندگان کشورها و اعضای کمیتهها به دلیل حذف زبانهای عربی و فارسی از همایشها و کنفرانسها و محقق نشدن وعدههای اولیه برای برگزاری برخی اجلاس این سازمان در کشورهای عضو بود که این هم به دلیل تامین نشدن مالی و پشتیبانی از سوی کشورهایی مثل ایران و ... به صورت غیررسمی کنار گذاشته شد.
به گفته عظیمی، برپایی یک کنفرانس درباره موضوعات فعالیتی این سازمان بینالمللی نیازمند صرف صدها ساعت کار اجرایی؛ هماهنگی کامل دستگاههای اجرایی و دولتی و پشتیبانی مالی مطلوب است که متاسفانه در ایران چنین امکانات و تدارکاتی تقریبا وجود ندارد.
حال محاسبه کنیم که برای هر سال 4 کنفرانس با حضور تمام اعضای سازمان و تدارکات پیشین به منظور برپایی نشستهای اعضای کمیتهها و تصویب موضوعات مورد توافق ما چه میزان میتوانیم اقدامات اجرایی، پشتیبانی و مالی لازم را انجام دهیم.
سیدمحمدرضا فاضل هاشمی، مدیرکل مخطوطات کتابخانه آستان قدس رضوی درباره مشکلات کشورهایی چون ایران در پیشگامی و مدیریت چنین برنامههای بینالمللی میگوید: این که ما با راهاندازی موسسه و بنیادی بینالمللی در حوزه نسخ خطی اسلامی و ایرانی پیشگام باشیم در نشستهای مختلف مطرح شده است، اما هیچ گاه آن گونه که باید اتفاق نظر میان کتابخانهها برای تشکیل چنین بنیاد، نهاد یا موسسهای وجود ندارد.
به گفته وی، با توجه به سابقه تمدنی و توان کارشناسی ما، لازم بود این سازمان توسط ما راهاندازی میشد، اما حال هم با توجه به ضرورت برگزاری نشستهای کارشناسی میان کتابخانهها برای چارهاندیشی در چنین مواردی و پیشگامی، نخستین نشست کارشناسی میان کتابخانهها اسفندماه سال گذشته برگزار شد و مرداد ماه هم دومین نشست برگزار میشود.
هاشمی حضور، همکاری و پشتیبانی دولت در این گونه امور را ضروری میداند و با توجه به حضور رئیس کتابخانه ملی در هیات دولت میگوید: با این پشتوانهها میتوان به نتیجه کارهای کارشناسی امیدوار بود.
جمشید کیانفر، کارشناس و مصحح نسخ خطی و سردبیر مجله آیینه میراث هم معتقد است، این کاستیها همگی ناشی از نبود برنامهریزی و فراموشی تمام برنامههای موجود با تغییر مدیریتهاست و به دلیل قائم به فرد بودن امور، هرگز نمیتوان انتظار تحولی در تمام حوزهها و بویژه حوزه نسخ خطی داشت.
به گفته وی، دلیل انجام برنامههای درازمدت ایرانشناسی، شرقشناسی و اسلامشناسی در دانشگاهها و مراکز معتبر جهانی، برنامهمحور بودن این مراکز است و تغییر مدیریتها تاثیر چندانی بر این برنامهها ندارد.
از تاثیری که تغییر مدیریتها و آسیبی که این تغییرات بر فرهنگ ایرانی میگذارد، نمیتوان گذشت. نبود برنامه و تشکیلات منسجم و پشتیبانی مالی دولتی را هم نمیتوان فراموش کرد؛ اما باید به فکر نهادهای خصوصی فعال بینالمللی هم بود که در خلا‡ حضور دولت، گام در راه چنین فعالیتهایی بردارد و ما پیشگام فعالیتهای فرهنگی و جهانی باشیم.
فراموش نکنیم که حامی مالی طرح راهاندازی سازمان نسخ خطی اسلامی در مرکز مطالعات شرقی دانشگاه کمبریج، بر اساس اطلاعات غیررسمی، یک مرکز فرهنگی متعلق به عربستان سعودی است و هزینههای گزاف برگزاری کمیتهها و کشورهای عضو، چندین کنفرانس در هر سال و تحقیقات و مطالعات گسترده در این حوزه را این مرکز فرهنگی عهدهدار است.
فراموش هم نکنیم که انگلستان و عربستان 2 کشور عمده در خرید آثار خطی قاچاق شده از ایران و کشورهای دیگر هستند و مبالغ بالایی هم برای این آثار میپردازند.
نامهربانی با نسخ خطی
با حجم گسترده نسخ خطی در جامعه ایرانی برنامههای حفاظتی، نگهداری و احیای نسخ تاکنون چندان موفقیتآمیز نبوده است. گردآوری حدود 20 درصد آثار خطی موجود در جامعه و غفلت از صدها هزار نسخه موجود در کشورهای همجوار در کنار تلاشهای ناکام برای ساماندهی، حفظ و احیای این نسخ از جمله عوامل این ناکامیها بوده است.
طرح ثبت و تملک نسخ خطی که از تصویب مجلس نگذشت و نمایندگان با این دلیل که باعث فرار بیشتر آثار خطی و قاچاق آن در خارج از کشور میشود، آن را رد کردند و دعوتهای مکرر برای خرید و امانتسپاری آثار از سوی کتابخانههای بزرگ که هنوز با اقبال زیادی هم روبهرو نشده است، از نمونههای بارز تلاشهای ناکام در این عرصه است.
نبود شرایط مناسب برای نگهداری این آثار در خانهها، نداشتن امکانات آفتزدایی، مستندسازی آثار در شرف تخریب یا تخریب شده از جمله نامهربانیهایی است که با میراث مکتوب کشور میشود. از این دست رویدادها که در حوزه فرهنگ به وفور مشاهده میشود، در حوزه نسخ خطی به صورت چشمگیری وجود دارد، حساسیت درباره آثاری که نابودی آنها میتواند به فراموشی بخشی از فرهنگ یک ملت با سابقه فرهنگی گسترده و عمیق منجر شود.
غلامرضا معصومی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: