در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شکیبایی در برخی از نقشها به بدنش و ضریب نگاهش ریتم تند یا کند میداد و بدین واسطه پاساژهای زیبایی در حین بازی ایجاد میکرد. او جزو معدود بازیگران سینما و تلویزیون بود که بازیاش در سکوت همپای بازی کلامیاش (هنگام ادای دیالوگ) بود و گاهی از آن فراتر میرفت.
ویژگی خاص شکیبایی در بازیگری استفاده بسیار درست از دستهایش برای ایفای نقشهای مختلف بود. او دستش را مانند بازی بیرونی و درونی صورت و چشمهایش بسیار حسابشده حرکت میداد، متوقف میکرد یا حالت به آن میداد در حین راه رفتن یا ایستادن.
توانش فکری و هوشی شکیبایی چنان بود که در همین سریال موقعی که سرنوشتش تغییر کرد و خالو مراد شد لحن بیان دیالوگ و شکل قرارگیری دستهایش را تغییر داد و فرم نگاه کردن و بازی درونیاش نیز با توجه به شخصیت فعلیاش عوض شد.
او بازیگری بود که به نقشها جان میبخشید و اگر در نقشهایی که بازی میکرد احساس نقص میکرد در مشورت با نویسنده یا کارگردان به تعدیل آن شخصیت میپرداخت و بازی کاملی از خود در قالب آن شخصیت ارائه میداد که او برای پول حاضر شود نقش را ایفا کند و در اکثر نقشهایی که بازی کرد از جان و دلش مایه گذاشت و در بازیاش اصلا کم نمیگذاشت.
او برای هر نقش به بازآفرینی شخصیت جدیدی به لحاظ فرم و نحوه بیان میپرداخت به نحوی حاصل کارش بر جان و دل مخاطب تاثیرات عمیقی میگذاشت.
او در «خواهران غریب» شخصیت یک آهنگساز کودکان را به نحوی بازی کرد که شاید در عالم واقع به مثابه آن به طور دقیق وجود نداشته باشد اما در نظر مخاطب قابل باور جلوه دهد. این که درعبور از هر چیزی با دستانش رفیقی بر آن بگیرد و این کار را با ظرافت خاصی به نحوی که انگار ناخودآگاه بدنش این حرکت را انجام میدهد انجام میداد.
بدون شک کمتر بازیگری در سینما و تلویزیون ما وجود دارد که به مانند خسرو شکیبایی معیارهای فراوانی قابلیتهای بازیگری را به طور متوازن به تسلط خویش درآورده باشد.
امیر فرضاللهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: