به دنبال این تماس، ماموران کلانتری به بیمارستان اعزام شدند و در تحقیق از مسوولان بیمارستان پی بردند فرید که بیهوش شده بود، از سوی زن میانسالی به نام رقیه به بیمارستان انتقال یافته است، اما بر اثر ضربههای وارده به سرش، دچار مرگ مغزی شده است و به حالت کما (بیهوشی) رفته و تلاش پزشکان برای نجاتش بینتیجه مانده و کودک روی تخت بیمارستان جان باخته است.
به این ترتیب، جسد کودک برای بررسی علت مرگ از سوی بازپرس رضایی کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی کرج به پزشکی قانونی انتقال یافت و رقیه، زن میانسال که ادعا میکرد پرستار کودک است، همراه مریم، مادر کودک که به بیمارستان مراجعه کرده بود بازداشت و برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی اداره آگاهی استان تهران منتقل شدند.
ادعای دروغین پرستار خانگی
رقیه، زن متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: من از فروردین امسال پرستار فرید بودم و علاوه بر نگهداری وی، منزل آنها را هم نظافت میکردم، تا اینکه پدر او چند ماه قبل برای کار کردن به خارج از کشور سفر کرد و من از مادرش مریم خواستم تا اجازه دهد فرید را نزد خود نگهداری کنم و او قبول کرد و من فرید را به منزلم در محله میانجاده بردم تا اینکه عصر روز حادثه، پس از خوردن غذا، حالش بد شد و روی زمین افتاد.
ترسیدم و او را به درمانگاه حوالی منزلم رساندم، اما آنها کاری از پیش نبردند و من بناچار او را به بیمارستان البرز منتقل کردم و با مادرش تماس گرفتم و از او خواستم به بیمارستان بیاید، اما پس از چند ساعت، او فوت کرد.
با اظهارات متناقض پرستار میانسال، کارآگاهان جنایی به تحقیق از مادر مقتول فرید پرداختند.
زن جوان راز گشود
مادر مقتول در اظهاراتش به پلیس گفت: پس از سفر شوهرم به خارج از کشور، رقیه را به عنوان پرستاربچه و خدمتکار منزلم استخدام کردم، در این مدت پسرم به او عادت کرده بود، با اصرارهای پی درپی رقیه، اجازه دادم تا فرزندم نزد وی بماند.
تا اینکه عصر روز 31 تیرماه امسال، رقیه طی تماسی با من عنوان کرد که پسرم پس از خوردن غذا، بدحال شده و به بیمارستان انتقال یافته است، هراسان خود را به بیمارستان البرز رساندم و فهمیدم پسرم فوت کرده است، از مرگ او خیلی ناراحتم و در این حادثه خانواده شوهرم، مرا مقصر میدانند و...
وی افزود: نمیدانم، زن پرستار چه بلایی بر سر پسرم آورده که باعث مرگ او شده است.
به دنبال تهدیدهای زن پرستار، بناچار در بیمارستان ادعا کردم که پسرم پس از خوردن غذا بدحال شده و فوت کرده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، پرستار میانسال متهم به قتل مورد بازجویی متعدد قرار گرفت تا این که روز گذشته راز قتل پسر خردسال را فاش کرد.
متهم: گریههای کودک باعث شد جانش را بگیرم
رقیه - زن متهم به قتل - در اظهاراتش به پلیس گفت: فرید خیلی مرا دوست داشت، بنابراین او را از چند ماه پیش با رضایت مادرش به منزلم بردم. تا این که روز حادثه، هنگام خروج شوهرم از منزل، فرید دنبال او راه افتاد تا از منزل خارج شود. وقتی مانع وی شدم، شروع به گریه کرد.
پس از رفتن شوهرم، او همچنان بهانهگیری میکرد که باعث عصبانیتم شد، برای ساکت کردنش، گوش او را کشیدم؛ اما داد و فریاد راه انداخت و به گریههایش ادامه داد. چند ضربه با مشت محکم به سر و صورتش زدم و پاهایش را گاز گرفتم که بیهوش شد و روی زمین افتاد. هرچه صدایش زدم، پاسخی نداد.
متهم به قتل ادامه داد: روی صورتش آب ریختم، اما چشمهایش را باز نکرد. خیلی ترسیده بودم و نمیدانستم چه کار باید کنم، بنابراین او را به درمانگاه و بعد به بیمارستان انتقال دادم و وانمود کردم که پس از خوردن غذا بدحال شده است.
از مرگ فرید ناراحتم، اما باور کنید کنترل اعصابم را از دست دادم و ناخواسته جان وی را گرفتم.
بنابر این گزارش، پرستار مرگ همراه مادر کودک از سوی بازپرس رضایی، رئیس شعبه 21 دادسرای امور جنایی کرج با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم