علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۱۹۰۲۴۱
وقتی «تامل» کردم... بر «تالم» غلبه کردم.

«نافرمانی» فرزندان... از این جهت است که، هیچ‌گاه «پشت فرمان» نبوده‌اند!

خدای «تنهایی» را می‌خوانم... که مونس «تنهایی» است...

«سخن گوشنواز» ... «گوش شنوا» را پیدا می‌کند.

می‌خواهم «حرف‌های دلم» را برایت بگویم... «دال، لام،‌ میم»!

«بخند»... و «بخندان»...

همیشه پاسخش «خیر» بود، هیچ‌گاه «خیرش»

به کسی نرسید...!

وقتی از نقاش پرسیدم... چه «کشیده‌ای» گفت: زحمتی که والدین برایم «کشیده‌اند».

چه «نمره‌ای» به خود می‌دهی... دیگران به شما «چند» می‌دهند؟

با دادن امید... «معجزه کرد» و دیگران را «زنده کرد»...

از یکدیگر «برتر نیستیم» ... ولی می‌توانیم «بهتر باشیم».

با «اهداف کوچک» نمی‌توان «قد کشید» ...

حرف را «طوری بزن» ... که حرف «تو را، نزند»!

هرکس «پشت بوم» می‌رود، لزوما «نقاش» نیست...!

«دانایی»... بهترین «دارایی».
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها