براساس شاکلهای که برای این مجموعه ساماندهی شده، بیان اتفاقات، نه از دید گزارشگر و یا مجری، بلکه از منظر دوربین، روایت میشود و از همین روست که درمییابیم مجله فرهنگی هنری نسبت به این رخدادها، غالبا نگاهی توصیفی دارد. گزارشهای ارائه شده در دو بخش قرار میگیرند؛ برخی از آنها فرهنگیاند، نظیر نمایاندن نظرات نویسنده، باستانشناس و اهل فلسفه و مانند آنها که در بعضی از گردهماییها ابراز کردهاند و دیگر نمایشگاههای هنری مانند عکس، نقاشی و دیگر شاخههای هنری، به همراه توضیحات خالق اثر.
مجموعه گزارشهایی که در هر قسمت گنجانیده میشوند از نظر کمی به 3 یا 4 مورد میرسند و در این میان، روشن نیست که با در نظر گرفتن کثرت فعالیتهای فرهنگی و هنری، گزینش موضوعات براساس چه ایده و ملاکهایی صورت میپذیرند. افزون بر این، در این زمینه به تلاشهایی اشاره میگردد که در پایتخت انجام میگیرند و به کوششهای اهل فرهنگ و هنر در دیگر نقاط کشور، پرداخته نمیشود.
توصیفی بودن مجله فرهنگی هنری به آن رویکردی خبری اطلاعاتی، داده است. چنین موقعیتی ایجاب میکند، برنامه تمهیدی را در پیش گیرد که مخاطب از همه حوادث مهم فرهنگی و هنری نهتنها موجود، بلکه آینده مطلع باشد؛هدفی که به نظر میآید برنامه تا دستیابی به آن، محتاج بهرهمندی از شیوه و تجربههای دیگری است.
تعدد و عمق حرکتهای فرهنگی و هنریای که در محیط پیرامونمان انجام میپذیرد و همچنین دیدگاههای گاه متضاد و متناقضی که در میان اصحاب فرهنگ و هنر و صاحبنظران در این زمینهها، از نظر نحوه مدیریت و سیاستگذاری و مباحث تئوریک، وجود دارد این انتظار را در مخاطب ایجاد میکند که برنامه، افزون بر رویکرد اطلاعرسانی با گسترهای وسیعتر، به تحلیل مسائل مهم هفته و بیان موضع خود در آن زمینههابپردازد.
در اینباره نکته قابل تامل دیگری که میتواند مورد توجه قرار گیرد آن است که تلاش میشود چالش، موانع و تنگناهایی که در این حوزهها وجود دارند به گونهای جزئی و عینی، مطمح نظر قرار نگیرند. این کاستی، علاوه بر انعکاس نشستها، به هنگام نمایاندن دیدگاههای افراد دیگر به چشم میآید.
نبود مجری و یا گزارشگری خلاق، مجله فرهنگی هنری را در موضع طرح مسائل به صورت تکگویی قرار داده است، همین وضعیت باعث شده تا مضامین، سرد و خنثی به نظر آیند و غنا و شور و در نتیجه، تاثیرگذاری مطلوب را نداشته باشند.
مجله فرهنگی هنری، بخشهای محدودی دارد. نداشتن تنوع در این زمینه، برنامه را از نظر ساختاری، کلیشهای کرده است. ماهیت برنامه، گنجانیدن بخشهای بیشتر را ناگزیر میکند، ضمن این که اتخاذ این تمهید ابعاد و آگاهیهای عمیقتری را حول و حوش فعالیتهای در حال انجام و یا تلاشهایی که قرار است در آینده صورت پذیرد، به مخاطب خواهد داد.
برای مجموعه فعالیتهای فرهنگی هنری، میتوان این محورها را برشمرد: آموزشهای فرهنگی هنری، پژوهشهای مربوط به این حوزهها، مطبوعات و نشریات، جشنوارهها و مسابقات و سینما، تلویزیون، تئاتر و دیگر شاخههای هنری.
مجله فرهنگی هنری، در شرایطی به مواردی محدود از محورهای یاد شده میپردازد که این مجال را دارد تا با طراحی ساختاری متناسب، همه آن ابعاد را به صورتی به روز و آگاهیبخش تحت پوشش قرار دهد. در این چارچوب، به عنوان نمونه پژوهش و یا آموزشهای فرهنگی و هنری و همچنین، مطبوعات و نشریات را مورد اشاره قرار میدهیم.
این برنامه، با در نظر گرفتن جایگاه و اهمیت آنها، پرداخت عمیقی در این زمینهها ندارد.
بیش از 200 تعریف برای فرهنگ آمده که در این میان با هر تعبیر و مفهومی موافق باشیم، تلاشهای هنری نیز در زیر چتر آن قرار میگیرند.
در این حیطه، فرضیهای که از سوی صاحبنظران مطرح میشود این است که فرهنگ جامعه، از روند اجتماعی تاثیر پذیرفته، متقابلا بر آن تاثیر میگذارد.
این فرهنگ تحت تاثیر تحولات اجتماعی تغییر مییابد و در مواردی به تثبیت اوضاع اجتماعی مدد میرساند. به طور مشخصتر میتوان گفت که یک وضعیت اجتماعی، نیازمند آن است که توسط فرهنگ، تولید و بازتولید شود.از چنین منظری، تولیداتی نظیر مجله فرهنگی هنری، باید به بازنمایی چگونگی تاثیر و تاثر فرهنگ از روند اجتماعی و بالعکس بپردازد.
تاکیدهای موضوعی و محتوایی و ساختار کنونی این مجموعه، پاسخگوی تنوع و چالشهای رنگارنگ و تودرتوی فرهنگ با همه جلوههای آن نیست.
اثرگذاری مجله فرهنگی هنری در سامان دادن به الگوهای فرهنگی همسوی باارزشهای دینی و ملی و شکوفایی خلاقیت در این عرصهها، هنگامی به وقوع خواهد پیوست که در ارتباط با سوژه، مضمون و قالب، گامهای نوآورانهتری برداشته شود.
مجله فرهنگی هنری یک ،چهارشنبهها ساعت 30/18 از شبکه یک سیما پخش میشود.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم