در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته سوم ماه می یا 10 روز زودتر از آن موعد، وقت اکران سراسری چنین فیلمهایی است که عمدتا با فیلمهای اکشن دیگر نیز همگروه میشوند و نوید فصل دوباره سینمایی را اعلام میکنند. الگوهای رایج در فیلمهای ورزشی و بویژه آثاری که در آن یک قهرمان به عنوان نفر اول مسابقههای اتومبیلرانی قرار است مطرح شود، شاید دیگر تکراریترین سناریوها باشد، درست مثل فیلم «اسپید ریسر» (speed racer) ساخته برادران واچوفسکی؛ فیلمی که 9 می به اکران سراسری رسید و مشتاقان این ژانر را تا حدودی راضی کرد، اما نسبت به وزن کارگردانهای فیلم، اسپید ریسر به هر حال شکست محسوب میشود.
اسپید ریسر (با بازی امیل هیرش، او را با فیلم دختر همسایه به یاد بیاورید) جوانی است که میخواهد جا پای بزرگان و قهرمانان دنیای اتومبیلرانی بگذارد؛ دنیایی که بیرونش سرشار از فلاش دوربین عکاسان و پروژکتورهای قوی دوربینهای تلویزیونی است و لحظهای تاریکی در آن جای ندارد؛ اما وقتی او وارد ماجراها و رقابتها و تمرینهای پیش از مسابقهها میشود درمییابد اوضاع آنقدرها هم شیرین نیست و تاریکیهای وحشتناکی در این عرصه میتواند وجود داشته باشد. او که از کودکی (نقش دوران طفولیت او را نیکلاس الیا بازی میکند، او را با فیلم جنگ به یاد بیاورید) درگیر این رویا بوده که روزی قهرمان اتومبیلرانی شود و البته زندگی کودکی و مدرسهایاش نیز خالی از هیجان نبوده تمام عزم و همتش را جزم میکند و با قدرت ذاتیای که دارد و همفکری با دوستان نزدیک و تمرینهای فراوان با آنها سرانجام در آستانه موفقیت قرار میگیرد، اما رسیدن او به پلههای آخر قرار نیست روی دهد و اسپید در اولین رقابتش بدجوری میبازد. او با کمک پدرش (جان گودمن دوستداشتنی که نقش پدر اسپید را بازی میکند) و سنگ صبوری مادرش و حمایتهای او (سوزان ساراندون) بالاخره موفق میشود و حاصل زحمات افراد خانواده و دوستان نزدیک که دیگر یک تیم تشکیل دادهاند، به بار مینشیند.
آنچه واچوفسکیها به عنوان اسپید ریسر ساختهاند، هیچ تشابهی با کارهای قبلی و نوع امضای این دو برادر لهستانیالاصل ندارد. حداقل به عنوان صاحبان ماتریکسها. این فیلم در نگاه اول یک پسرفت خیلی خطرناک به شمار میآید بویژه آن که به هر حال اسپید ریسر دارد به هفته هشتم اکرانش نزدیک میشود و بیش از 42 میلیون دلار نفروخته است. آن سوی سکه اما خبر از یک نوآوری میدهد.
ماتریکس اول را به یاد دارید، با صحنههای اکشن بدیع و حضور پرقدرت اما با ظرافت و چشمنواز رایانه در پلانهای فوق اکشن. آنها سال 1999 پیشتاز و سرآمد همه در استفاده از فناوری رایانهای در سینما بودند. (البته آن طرف آبها پیتر جکسون هم داشت ارباب حلقهها را کار میکرد و نشان داد او نفر اول است) کاری که حالا این دو برادر در اسپید ریسر انجام دادند، انتقال فوق حرفهای آن چیزی است که بچههایمان با پلیاستیشن 2 و 3 هر روز انجام میدهند و آنها این مهم را روی پرده نقرهای فرستادند.
کاری که آنها کردند اگرچه یک پیش درآمد بود، اما نتیجههای بسیار مناسبی در بر داشت. واچوفسکیها هم عمق میدان و حرکات اعجابآور اتومبیلهای مسابقه را به صورت دیجیتال به اوج رسانیدند و هم سوی دیگر میدان و حضور تماشاگران را با این تمهید پررنگتر کردند و در کل جذابیت و سوسپانسر را بیش از پیش در یک فیلم اینچنینی تزریق کردند که چنین تفاوت بزرگی برای این ژانر قدیمی و بویژه فیلمهای ورزشی اتومبیلرانی محسوب میشود و باید از این پس شاهد استفاده تکراری و فراوان از این نوع باشیم که در سریالهای تلویزیونی و فیلمهای مشابه در آینده ساخته میشود. به نظر میرسد واچوفسکیها باز هم باعث تنوع در سینما شدند. برای ژانری که داستانهایش بدجوری استاندارد شدهاند، تکنیکهای رایانهای واچوفسکیها حداقل میتواند جذابیتهای میدانی را افزایش دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: