در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک نمونه از آلودگیهای قدیم:
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
خرقه تر، دامن شراب آلوده
بیت بالا مطلع یکی از غزلیات معروف جناب حافظ است که تمام ردیفهای آن آلوده است. قدیم این جور آلودگیهایی هم بود. در عین حال باز بودند کسانی که چون آشنایی داشتند، مواظبت میکردند که قسر در بروند و یک وقت آلوده نشوند. ولو از طریق فالوده!.... یک فقرهاش را خود حافظ مورد اشارت قرار داده است.
مراقبت از آلودگی:
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب، آلوده
از آلودگی زمینی بگیرید تا آلودگی هوایی و دریایی؛ همه رقم آلودگی موجود میباشد. البته آلودگی زیرزمینی هم داریم که بیشتر متوجه باندهای مخوف تهیه و توزیع مواد لازم جهت گرانکردن مسکن، افزایش تورم، تهیه سیدیهای غیراخلاقی، بولوتوثسازیهای بد بد، ساخت دیش ماهواره از تشت و لگن غیرخاصره و... امثال این موارد است.
یکی از آلودگیهای جدید گریبانگیر خلقالله، آلودگی صوتی است. خر و پف، پیش این آلودگیهای صوتی لنگ میاندازد. تهران خود ما متاسفانه یکی از مکانهایی است که آلودگی صوتی در آن به وفور یافت میشود، منتهی ما تا به حال، صدایش را در نیاوردیم که به این آلودگی صوتی چیزی اضافه نکرده باشیم. اما چه کنیم که بالاخره مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، صدایش را درآورد. به گفته این مقام مسوول و تلفن مشغول، سر و صدای استاندارد در مناطق مسکونی به طور متوسط 55 دسیبل است، در حالی که آلودگی صوتی بزرگراههای تهران بالاتر از 75 دسیبل و بالاتر از حد مجاز است.
چون اشاره میکنند که دچار تنگی جا و ضیق وقت هستیم، عجالتا فقط به ذکر 2 نمونه کوتاه و گویا در این راستا بسنده میکنیم:
1- آلودگی صوتی موبایلیک: وسط صندلی عقب تاکسی نشستید و ناخواسته دارید به طور همزمان و دو بانده به مکالمات نفرات طرفین خود گوش جان فرا میدهید. یکی دارد با خالهاش حرف میزند، آن دیگری با عمهاش. چنان با صدای بلند گفتمان میکنند که انگار ماموریت دارند دیوار صوتی را بشکنند. آنقدر از حرفهای طرفین نشسته در چپ و راست خود سرسام میگیرید که از شدت قاط زدن، حرفهای مربوط به عمه و خاله هر دو را یکی میکنید.
2- آلودگی صوتی تمام دیجیتال: داخل اتاق نشسته یا دراز کشیدید که یک مرتبه یک گروه ارکستر از کوچهتان و درست از زیر پنجره بازتان رد میشود. فیالمجلس تمرکزتان را از دست داد. از جا در میروید، میروید سمت پنجره تا به رغم تمام بار شاعرانگی و جایگاهی که در ادبیات ما دارد، دهنش را ببندید. جوانی را میبینید با موهای سیخشده که انگار انگشتش را داخل پریز برق فرو کرده. داخل ماشین مدل بالای بابایش بیخیال نشسته و صدای بلندگوهای پخش ماشینش را به قدری زیاد کرده که گویی میخواهد خودش را به تمام شهروندان عزیز بشناساند. بشنوید: فراریام فراری از همه کس فراری ...های... های... های های... دیوونه... دیوونه... دیوونه شو دیوونه (و الی آخر).
توضیح: سایر آلودگیها نزد نگارنده محفوظ است.
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: