قاب خوانندگان

سوژه‌های تکراری‌

آنچه این روزها بر سردر سینماها به چشم می‌‌خورد انواع فیلم‌های عاشقانه و یا فیلم‌هایی با موضوع خیانت و پنهان‌کاری است که پشت سر هم اکران می‌شوند؛ البته مشخص نیست که علت این امر چیست؟! چرا که معمولا فیلمساز به سراغ سوژه‌هایی می‌رود که در مقطع فیلمسازی‌اش بیشترین دغدغه‌ها و نگرانی‌های اجتماعی را بازگو کند. واقعا معلوم نیست آیا مشکلات اجتماعی فقط در بستر عشق، خیانت و نفرت می‌بایست بازگو گردد، آیا سوژه‌های واقعی‌تر و نگاه‌های عمیق‌تری را نمی‌توان بیان کرد؟! این که مخاطب به سرعت از ابتدای اثر قادر است تا پایان راه را حدس بزند که اتفاقا حدس دقیق و صحیحی هم می‌باشد برای هیچ کس حتی فیلمساز پوشیده نیست!!
کد خبر: ۱۸۸۳۱۸

اما باز با این تفاسیر و به عبارت دیگر لو رفتن قصه باز شاهدیم چنین آثاری بر پرده سینماها اکران می‌شود. اخیرا فیلمی با عنوان «انعکاس» در حال اکران است که مستثنی از مقدمه بالا نیست.

فیلمی که با کلکسیونی از بازیگران همراه است و آنچه تماشاچی بیش از هر چیز می‌بیند، فضاهای خاص و آرمانی فوق‌العاده شیک است که خیلی برای مخاطب آشنا نیست. فضاهایی کاملا ویژه که مشخص نیست چه هدفی سبب گشته تا بر چنین فضاهایی در انواع پلان‌ها و سکانس‌‌ها تاکید شود و اما قصه باز حول محور خیانت و عشق می‌چرخد و تماشاچی تسلیم است تا این که تا پایان راه «انعکاس» را همراهی کند و ببیند آخر این خیانت به کجا می‌انجامد. و اما داستان این فیلم، آغازگر ماجراها، بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای از شخصیت‌های تاثیرگذار، با سینا و نسیم شروع می‌شود. دو شخصیتی که باید تا پایان راه تماشاچی آنان را همراهی کند. انتقال سینا به بیمارستان و حضور مژده به عنوان همسر او این نکته را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که با چنین رابطه‌ای، احتمالا خیانتی در حال برملا شدن است.

اما هنوز فضا کاملا پیچیده و مهم است و البته سنگین. سردی در بخش‌های گوناگون و تعدد انعکاس و بخصوص در بخش‌های نخست، مخاطب را سردرگم و خسته می‌کند. زمانی که دوربین با چهره‌ها و نگاه‌های شک‌آلود شایان همسر نسیم وارد منزل آنان می‌شود، به نوعی استخوان‌بندی کار شکل می‌گیرد. شک و تردید‌های شخصیت‌ها نسبت به هم و البته روح سردی که در فضاهای گوناگون انعکاس وجود دارد کمی حتی موضوع مورد علاقه کارگردان را دستخوش تغییر و نوسان قرار داده است .

چنین روندی به مانند توپ پینگ‌پنگی است که  روی میز، مرتبا از این سو به آن سو می‌رود و هیچ‌گاه قادر نیست جز حرکت دوار، حرکت دیگری را از خود بروز دهد.

این روند کاملا خسته‌کننده است؛ انصافا اگر تعلیق‌ها و ابهامات خاصی که در انعکاس طرح می‌شود نبود، فیلم با مشکل روبه‌رو می‌شد. شخصیت‌ها در انعکاس آنچنان تاثیرگذاری خاصی را در بر ندارند. هر یک در ظرف خاص و تعریف ویژه فقط به پیش می‌روند بی‌آن که بتوانند دامنه تاثیرات را گسترده کنند و حتی این دو در نقاط عطف رنگ و لعاب خاصی ندارند. شکی که در این بین مرتبا در اثر تاکید می‌‌شود در قالب‌بندی کل فیلم با آن که می‌توانست باورپذیرتر باشد، خیلی روند متعادلی را در بر ندارد.

اگرچه تماشاچی همواره در طول اثر و با عنایت به المان‌های گوناگونی که طرح می‌شود به دنبال خیانت است، اما کارگردان آن را تبدیل به نوعی علاقه‌مندی و وفاداری می‌کند یعنی خلاف تصور تماشاچی، شاید چنین برخوردی نیز تا حدودی از توانمندی کارگردان سخن گوید، ولی شرایط کلی انعکاس این وضعیت را به هم می‌زند. ولی باید اذعان نماییم یک اثر سینمایی زمانی برای مخاطبش باورپذیر است که از اغراق دوری نماید و به واقعیت نزدیک ‌شود.

راسخی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها