در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اکثر کارهایی که از شما دیدهایم همگی به نوعی بار طنز داشتهاند، بخصوص در تلویزیون. آیا این به انتخاب خودتان بوده یا پیشنهاد کار جدی نداشتهاید؟
من نمیدانم منظورتان دقیقا چه کارهایی است. اما من اگر در کارهای فرهاد آئیش بازی میکنم، چون او طنز مخصوص خودش را دارد، بله میشود گفت که کار طنز بیشتر داشتم. ولی به اندازه کافی هم کارهایی بازی کردهام که اصلا طنز نبودهاند.
البته این ذهنیتی است که اکثرا راجع به شما دارند و حتی میبینیم که در فیلمی مثل «ماهیها عاشق میشوند» هم نقش شما به نوعی بار طنز بیشتری دارد؟
البته من خودم هم واقعا طنز را دوست دارم. چون طنز فضای زیبا، زنده و دلچسبی را برای بازیگر و همینطور مخاطب ایجاد میکند. اما انتخاب من برای یک نقش، وجود داشتن جذابیتهای خاص نقش است. در ماهیها عاشق میشوند، دکتر رفیعی من را برای آن نقش انتخاب کردند و من هم قبول کردم و البته بار طنز هم داشت. در اسپاگتی هم طنز رامبد جوان خوب جواب داد. اما در مارمولک و زندان زنان، نقشهایم اصلا طنز نبودند.
اصولا چه پارامترهایی شما را برای پذیرفتن یک نقش ترغیب میکند؟
ببینید کل اثر و ساختار کار باید چفت و بست محکمی داشته باشد و فضاهایی که میخواهد ایجاد کند باید خیلی ملموس باشد. ضمن اینکه روی نقش زنان در یک اثر سینمایی یا نمایش وسواس زیادی دارم و اگر احساس کنم، نقشی که قرار است آن را ایفا کنم غرضورزی در آن وجود دارد یا اجحافی صورت گرفته است، حتما آن را انجام نمیدهم.
چقدر از تجربههای تئاتر برای بازی در مقابل دوربین تلویزیون کمک گرفتید؟
خیلی کم، چون فرم بازی در صحنه تئاتر با فرم بازی مقابل دوربین بسیار متفاوت است. بنابراین بازیگری را بهگونهای دیگر در تلویزیون تجربه کردهام. بازیگر در تئاتر، وقت دارد که آرامآرام روی نقش کار کند و به آن برسد. اما در تلویزیون همه چیز سریع اتفاق میافتد که از این نظر اجرای نقش مقابل دوربین اتفاق سریعتری است نسبت به تئاتر و در تلویزیون بازیگر خیلی با چالش روبهرو نمیشود؛ در صورتی که در تئاتر باید به عمق نقش برسی تا بتوانی آن را اجرا کنی.
برویم سراغ مرگ تدریجی یک رویا. چه شد که در این مجموعه حضور پیدا کردید؟
در کار قبلی فریدون جیرانی، با او همکاری داشتم و بشدت از این تجربه راضی بودم و وقتی از طرف ایشان برای بازی در این کار دعوت شدم، پذیرفتم. چون میدانستم در نهایت کار خوبی خواهد شد.
چطور به نقش آفاق رسیدید؟
فرمول خاصی برای رسیدن به او نداشتم و بسیار ساده خودم را در اختیار متن و راهنماییهای جیرانی قرار دادم و هرگز قضاوتی در مورد این نقش نداشتم. چون همه چیز مشخص و درست بود.
به نظرتان اعضای خانواده عظیمی تا چه حد قابل باور هستند؟
واقعا نمیدانم مخاطب تا چه اندازه با این خانواده و قصه آنها درگیر شده است، اما به نظرم خیلی هم دور از ذهن نیستند و میشود روی آنها کمی تعمق کرد.
ولی فکر نمیکنید یک دیدگاه غلو شده و غیرواقعی در مورد تکتک شخصیتهای این کار وجود دارد؟
غلو خیر، اما معتقدم که به شخصیتهای این کار خیلی سیاه و سفید نگاه شده است. در واقع خانواده یزدانپناه کاملا سفید هستند و عظیمیها، کاملا سیاه.
خب این یعنی همان نگاه غلوآمیز؟
خیر این طور نیست. در واقع سیاه و سفید بودن آدمها در این قصه یک تضاد متفاوت را برای مخاطب ایجاد کرده است. همین.
در مورد تدوین کار چه نظری دارید؟
به نظرم یک کار فوقالعاده است. تا به حال تدوینی این چنینی را در تلویزیون شاهد نبودم. ضمن این که در 47 دقیقهای که سریال پخش میشود قصه توانسته به خوبی پیش برود که همین مساله بسیار جذاب است و مخاطب را خسته نمیکند. چون در هر لحظه یک اتفاق تازه میافتد. در صورتی که در اکثر سریالهای ما چنین اتفاقی کمتر رخ میدهد و اکثر شخصیتها تنها در حال حرف زدن هستند و قصه کمتر جلو میرود.
چه دیدی نسبت به ساناز و مارال دارید؟
به نظرم این دو خواهر بشدت در تضاد با یکدیگر هستند. البته خواهر و برادرهایی هستند که در واقعیت تا این حد از یکدیگر دور هستند، اما به هر حال به نظرم، شخصیتهای این دو نفر کاملا قابل تامل و پیگیری است.
آفاق در روند قصه چقدر تاثیر دارد؟
آفاق در واقع یک دلسوزی مادرانه برای ساناز و مارال دارد. برای همین هم تلاش میکند به انسجام زندگی مارال و حامد کمک کند که این مساله را با پیش رفتن بیشتر قصه شاهد خواهید بود.
مرگ تدریجی یک رویا در پرونده هنری شما چه جایگاهی دارد؟
از انجام این کار بسیار راضی هستم و از آن به نیکی یاد خواهم کرد. چون آن را انتخاب کردم و آفاق در این کار بخشی از وجود من بوده است.
روی کارهای آقای آئیش چقدر تعصب دارید؟
منظورتان از تعصب چیست؟
اگر الان آقای آئیش به شما یک پیشنهاد بدهند و همزمان هم یک پیشنهاد از بیرون داشته باشید، چه میکنید؟
مطمئنا کار آئیش را قبول میکنم.
حتی اگر پیشنهاد دوم را بیشتر دوست داشته باشید؟
خوب آن وقت فکر میکنم یا این که آئیش را قانع میکنم تا کارش را عقب بیندازد. چون به هر حال ما در یک گروه تئاتر هستیم و از این نظر راحتتر با یکدیگر کار میکنیم.
خودتان قصد کارگردانی ندارید؟
چرا، ولی در مورد انجام این کار خیلی تنبل هستم و البته میترسم که نتوانم از عهده آن بربیایم و از این نظر دروغگو شوم!
در حال حاضر مشغول انجام چه کاری هستید؟
در سریال مسافر زمان 2 به کارگردانی مسعود نوابی بازی میکنم که داستان آن مربوط به دو خانواده میشود که به دنبال یک گنج هستند و برای پیدا کردن آن گنج به زمان ساسانیان برمیگردند. من در این سریال نقش مرجان را ایفا میکنم.
پس دوران سریال بازی کردنتان به گونهای دوباره شروع شده است؟
بله. خودم هم این طور فکر میکنم. به هر حال هر بازیگری نیاز به تجربههای تازه دارد.
مرگ تدریجی یک رویا؟
یک اتفاق متفاوت و دوست داشتنی.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: