jamejamonline
ورزشی سایر کد خبر: ۱۸۷۹۳۲   ۲۳ تير ۱۳۸۷  |  ۱۰:۵۹

تیمی که دیگر «فنی و قهرمان» نیست‌

کمبود‌‌ ستاره‌‌ در‌ فوتبال ‌آلمان‌

آلمان آنقدر به فتح مسابقه‌های بزرگ فوتبال و جام‌های کلاسیک آن عادت کرده است که دور ماندنش از این عناوین از سال 1196 به بعد اسباب تعجب شده است. اکتفا به رتبه‌های دوم و سوم جام‌ها باعث شده لقب «همیشه قهرمان» که همواره به تیم آلمان اطلاق می‌شد، دیگر برای این تیم کاربرد نداشته باشد و دیگر باید در جستجوی توصیف‌ها و نامگذاری‌های تازه‌ای برای آنان بود.

فقط یک سال بعد از سقوط دیوار برلین (که در سال 1989 روی داد)‌ و متحد شدن دو آلمان، جام جهانی توسط این کشور از نو فتح شد تا مشخص شود چیزی از قدرت و میزان موفقیت فوتبال ژرمن‌ها کاسته نشده است و آنها همانی هستند که پیشتر بودند.

شکست 2 بر صفر در برابر دانمارک در فینال «یورو 92» بیشتر یک غافلگیری و کامل‌کننده روند شگفتی‌سازی‌های تیم دانمارک پدیده آن پیکارها شمرده شد، بخصوص که آلمان یورو 96 را با آخرین توان باقیمانده از نسل یورگن کلینزمن در لندن فتح کرد، اما باید پذیرفت که حوادث بعدی برای آلمان مساعد و مناسب نبوده است.

در سال 2002 و همچنین امسال که آلمان ابتدا نایب قهرمان جام جهانی و سپس تیم دوم یورو شد، باور عمومی این بود که به رغم داشتن کیفیت فنی متوسط و تیم‌هایی کم‌ستاره چنین کرده است و در نتیجه ایستادن بر سکوی افتخار در چنان شرایطی و کسب رتبه دوم قطعا یک توفیق بزرگ و خاص بوده است و نه شکست.

دیدگاه دیگر (و رایج‌تر)‌ این است که بگوییم برای فوتبال آلمان با سوابق و فتوحاتی که دارد کسب عناوین دوم جام‌های فوق نمی‌تواند پیروزی و برآورده‌کننده خواسته‌ها و توقعات تلقی شود.

برداشت و نوع نگاه هر چه باشد فترت کنونی و 12 سال دور ماندن از جام‌های کلاسیک، طولانی‌ترین دوره رکود و قحطی عناوین ملی در فوتبال آلمان از دهه 1950 به بعد است.

بعد از فتح بسیار منتظره جام جهانی 1954 در خاک سوئیس 18 سال طول کشید تا آلمان غربی جام ملت‌های اروپا (72)‌ را نیز نصیب خود کند و پس از آن عصر طلایی ژرمن‌ها آغاز شد و آنقدر جام یا مقام دومی بردند که حوصله همه سر رفت و فتح جام‌های جهانی 74 و 90 و عنوان نایب قهرمانی آن در 82 و 86 و همچنین فتح یورو در 80 و 96 و عنوان دومی آن در 76 و 92 نمونه‌‌های آن بودند بنابراین فترت اخیر که 12 سال طول کشیده بعد از اتفاقات سال‌های 54 تا 72، می‌تواند دوره‌ای واقعا کم‌بار به نظر برسد.

حتی در روزهای بد

اما در دو دوره کم بار مورد بحث نیز دست‌های فوتبال آلمان هرگز خالی نمانده است. نایب قهرمانی در جام جهانی 66 و عنوان سومی جام 70 به این معنا بود که ژرمن‌ها حتی در اولین دوره دوری از اوج‌شان، یک غول نشان می‌دادند و در دوران معاصر نیز نایب قهرمان شدن در جام‌جهانی 2002 و پیکارهای اخیر یورو نشان از احیای تقریبی و بیداری نسبی تیمی دارد که حتی بلد است در روزهای عدم درخشش خود و نداشتن ستاره‌های پرشمار و غنی کار دلخواهش را صورت دهد و به آنچه می‌خواهد برسد. مشکل آلمان آنجاست که عنوان دومی نه پیروزی بلکه شکست برایش تلقی می‌شود.

یواخیم لو مربی فعلی آلمان که استمراردهنده سنت مربیان کارآزموده و موثر در فوتبال این کشور است، پس از اتمام مسابقه مرحله نیمه نهایی رقابت‌های اخیر یورو 2008 و ثبت پیروزی 2  3 برای ژرمن‌ها در مصاف با ترکیه از روحیه تسلیم‌ناپذیر آنها تقدیر کرده و گفته بود رقبا، حریف هر یک از خصایل آلمان شوند، از عهده این خصلت (جنگندگی و کوشش تا آخرین لحظات)‌ برنخواهند آمد.

فرانتس بکن باوئر قیصر افسانه‌ای‌ فوتبال آلمان نیز به تمجید از ملی‌پوشان این کشور پرداخت و آنها را بهترین سفرا برای فوتبال آلمان خواند و گفت که آرزوهای مردم کشورشان را به بهترین شکل تحقق می‌بخشند.

اما باخت 1 بر صفر در برابر اسپانیا در بازی فینال و در شرایطی که اسپانیایی‌ها از 1964 به بعد هیچ عنوان بین‌المللی را صاحب نشده بودند، به این معنا بود که آلمان از حاشیه‌های امنیت همیشگی خود دورمانده و اگر در گذشته می‌توانست برتری‌های حریف را با زدن گل‌هایی دیرهنگام جبران و شکست را به پیروزی تبدیل کند، امروز چنین شرایطی برایش امکان‌پذیر نیست و به کاری بس سخت برایش تبدیل شده است.

رنگ باخته‌ها

کارشناسان آلمانی هم بهتر است حقایق را بپذیرند و براساس آن توقع داشته باشند. تیم فعلی این کشور مانند اکثر تیم‌های ملی آلمان طی 10 سال اخیر کم مهره و فاقد ستاره‌های درجه اول نشان داد و اگر در مقاطعی پرشمار و طولانی طی دهه‌های 1960 تا 1990 کثرت و تعدد ستاره‌ها در این تیم باعث می‌شد دست مربیان باز و دست حریفان بسته باشد، امروز آلمان به جز میشائیل بالاک ستاره‌ای برای روکردن به میادین درجه اول جهانی و هرم فوتبال دنیا ندارد و هر چند فرینگز، پودولسکی، شواین اشتایگر و کلوزه هم بسیار خوبند، اما در قیاس با تعدد ستاره‌های گذشته و کیفیت کار نسل‌های قبلی رنگ می‌بازند.

چه کسی فکر می‌کرد؟

امروز عیب بزرگی که می‌توان بر فوتبال آلمان گذاشت، این است که دیگر به اندازه گذشته فنی و تکنیکی نیست و سعی دارد با عامل رشادت و جنگندگی و با عنصر هماهنگی و نظم، کمبودهای فنی‌اش را پوشش دهد که هر چند در بعضی روزها و برخی میدان‌ها جواب می‌دهد، اما دائمی نیست و در مقابل رقبایی فنی‌تر مثل اسپانیا کم می‌آورد.

به واقع شمار مهره‌های فنی و پا به توپ و فانتزی باز در اردوی اسپانیا بسیار بیشتر از تیم آلمان بود.

حقیقت‌ کامل‌تر و بهتر و اصل مطلب و حرف آخر از زبان و قلم نویسندگان روزنامه بیلد چنین است: «با تیمی که ما در اختیار داشتیم و با فن اندک آن، رسیدن به فینال و نایب قهرمانی یورو نیز افتخاری بزرگ بود. راستی چه کسی فکر می‌کرد ما به این مرحله و مدارج برسیم؟»

وصال روحانی‌
منبع: Ticker

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

 نادر دست‌نشان متولد ۱۳۳۹‌ از نامداران فوتبال مازندران و پرافتخارترین بازیکن تیم نساجی مازندران بود که هم در دوران اوج و هم در دوران مربی‌گری، نزد همه کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، مرد اخلاق بود.

فوتبال، بازتابی از زندگی

فوتبال، بازتابی از زندگی

برای ما فوتبالی‌ها که از بچگی تا پیرانه‌سری با فوتبال زندگی کرده‌ایم، طبیعی است که فوتبال آمیخته با زندگی است و در تک‌تک سلول‌های بدن ما تنیده شده است.

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

 نیم قرن از عمر ورزشگاه آزادی می‌گذرد. اولین خاطره‌های من از این ورزشگاه به سال ۱۳۵۳ برمی‌گردد که برای تماشای بازی ایران و کره‌شمالی در مقدماتی جام‌جهانی ۱۹۷۴

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر