در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما متاسفانه شاعر جوان چندان به فکر به روزرسانی وبلاگش نیست! بیشک خواندن دفتر شعر مجازی او خالی از لطف نیست، اما ماهیت دنیای مجازی و اصولا برتری آن بر رسانههای مکتوب همین به روز بودن است که بهتر است مورد توجه شاعران و اصولا نویسندگان دنیای مجازی باشد. با هم یکی از شعرهای طیبه نیکو را زمزمه میکنیم و به نگاه ویژه شاعر به زبان توجه میکنیم؛ بخصوص در سطور پایانی که شاعر چند «جمله» را به عنوان متمم در جمله «به... نگاه میکند» استفاده کرده و به فرمی جالب توجه رسیده است.
گلوی خاموش اسماعیل
از آینه بلند میشود / غمگین / تمامقد / از آن سوی خاکریزها
اسماعیل نیامده تا / گرماگرم انگشتهاش را
به خنکای حنابندان بسپارد
/تا کناری زند چارقد پولکی اشک را
از انتظار چشمهاش
باران میبارد / خون میبارد / زن میبارد
دستها و پاها، حنجرهها
شب بود / مهتاب پشت در
اسماعیل را آورده بودند / با سوغاتیهای جنگ
لب نداشت که / بگوید / بخندد/ ببوسد
آوازی بخواند حتی
مینها که به پابوسش آمده بودند
یا دست که/ تکانش دهد / بتکاند / گلبرگها
لای سوره مریم / تا کنار زند از عطر آینه
چارقد پولکی مهتاب / شب بود
مهتاب به پوتینها که پا نداشتند
حلقهها که انگشت نداشتند
به پیراهن آستینبلند اسماعیل نگاه میکرد و
اسماعیل / اسماعیل با گلوی خاموشش
فقط نگاه میکند / دلم برای جبهه تنگ شده است را
نگاه میکند / دوستت دارم را
موهایم را شانه کن را نگاه میکند
مهر را بر پیشانیام بگذار / نامههایم را بنویس
مرا به باغچه کوچک حیاط را / نگاه میکند
موهایت که سفید / خطوط در هم شکسته چهرهات
مرا ببخش را / نگاه میکند / اسماعیل
مهتاب را گریه میکند
مهتاب تمام شب را...
سیامک بهرام پرور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: