خواندنی هفته

فنجانی پر از ابر

«آنها چه کسانی بودند» بعلاوه یک علامت سوال و یک علامت تعجب. نام مجموعه داستانی است که همین چند وقت پیش روانه بازار شده و به اصطلاح داغ داغ است. این کتاب سومین اثر احمد آرام نویسنده ساکن شیراز است. پیش از این از دهقان مجموعه داستان«غریبه در بخار نمک» و رمان «مرده‌ای که حالش خوب نیست» روانه بازار کتاب شده بود و مخاطبان ادبیات داستانی را با فضا‌های داستانی نویسنده‌ای آشنا ساختند که اگرچه دیر دست به انتشار اثر زد، اما نگاهش به داستان و داستان‌نویسی خاص و در خور توجه بود، به طوری که همین نگاه خاص باعث شد داستان‌های آرام مخاطبان خودش را پیدا کند.
کد خبر: ۱۸۷۴۱۴
او که در سال 1330 به دنیا آمده برای چاپ کردن کتاب انگار عجله‌ای نداشت، البته آرام فقط داستان نویس نیست، او از تئاتری‌های قدیمی است که در تهران هم فعالیت تئاتری داشته و حالا در شیراز هم کماکان یکی از دلمشغولی‌هایش تئاتر است.

سومین مجموعه داستان احمد آرام یعنی همین مجموعه «آنها چه کسانی بودند؟!» دربرگیرنده 6 داستان است که روی هم رفته می‌شوند، یک کتاب 125 صفحه‌ای. داستان‌های این مجموعه با داستانی به نام «جفو» آغاز می‌شوند و با داستان «هر گونه صحبت درباره برامس یا بتهون اکیدا ممنوع!» به پایان می‌رسد.

در فاصله این 2 داستان ما با داستان‌هایی مواجهیم که اگرچه موتیف‌های مشترکی دارند، اما از لحاظ روایی و زبان داستانی هر یک دنیای خاص خود را دارند.

آرام در این مجموعه داستان به نوعی کوشیده از فضا‌هایی که قبلا تجربه کرده فاصله بگیرد. این تلاش به بار نشسته و از همان داستان اول، هر چه به سمت داستان‌های پایانی کتاب می‌رویم این مساله نمود بیشتری می‌یابد.

جنوب و باور‌ها و سنت هایش  مثل سایر آثار آرام  در این داستان‌ها هم دیده می‌شوند، اما تخیل خاص و شاید بشود گفت ناب آرام باعث شده تا این باور‌ها به خلق فضاهایی تاثیرگذار و ماندگار در ذهن کمک کنند.

در این فضاهاست که شخصیت‌های آرام موقعیت‌های داستانی خاصی را خلق می‌کنند و مخاطب را همراه خود می‌سازند.

آرام پیش از این هم از این فضا استفاده کرده بود، اما این بار نثری انعطاف‌پذیر و موضوعاتی خاص به کمک داستان‌هایش می‌آیند و آنها را از سایر آثاری که او نوشته متمایز می‌کنند.

تک‌گویی‌های شخصیت داستان اول و نوع روایت و فضاسازی داستان‌های «نگاه گاو سهل‌الوصول به مینیاتور‌های خاکستری» و «هر گونه صحبت درباره برامس یا بتهون اکیدا ممنوع!» ازجمله ویژگی‌های این اثر هستند.

پشت جلد این کتاب برای معرفی این مجموعه نوشته‌اند: «احمد آرام می‌کوشد در این اثر رویکردی متفاوت با آثار پیشین خود پیشه کند. او خواسته خواننده را با خلق فضایی کولاژ گونه و با تجربه کردن رخداد‌های پراکنده و گفتار‌های درونی در شکل دادن به ساختار قصه سهیم کند. سردرگمی شخصیت‌ها، در درون مخاطب مونتاژ می‌شوند تا شاید فاصله میان او و داستان از میان برداشته شود».

«گاهی نورگیر تو را می‌ترساند. نورگیر فلزی با شیشه مات، مانند گودالی توی سقف فرو رفته بود. نور آزاردهنده‌ای از آنجا سرازیر می‌شد و روی صورت‌هامان می‌نشست. تو معتقد هستی که منبع نور، مصنوعی است. مانند همان‌هایی که روی برج نگهبانی زندان‌ها نصب می‌کنند. از ترس می‌نشینی و می‌گویی که در یک شامگاه غم‌انگیز در اینجا با چند عبارت چند هجایی آواز خوانده‌ای. می‌گویی تا صبح فنجانی از ابر بالا می‌انداختی و به ناکامی‌هایت غبطه می‌خوردی. اصرار داری تا ازت خواهش کنم تا آن آواز غم‌انگیز شادی‌آور را برایم بخوانی.

صندلی خیزرانی را پیش می‌کشی. روی آن لم می‌دهی. در این هنگام احساس می‌کنی که همه جا از بویی لبریز شده است.» (همین طور است / صفحه‌‌55)‌
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها