در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امپراتور دریا همچون سریال پرطرفدار جواهری در قصر که پیش از این شاهدش بودیم، محصول کرهجنوبی است که در سال 2004 در 51 قسمت 70 دقیقهای ساخته شد. عاملی که این سریال را با وجود طولانی بودنش جذاب و اثرگذار کرده، افزون بر موضوع، مضمون و پیام، پرداخت غنی و چند بعدی شخصیتهای اصلی آن است. از منظر کلی، امپراتور دریا به ارزشهایی میپردازد که به انسان شکوه و کرامت میبخشد. سختیها، مرارتها و تضادهایی که در صحنه و سکانسهای این اثر به چشم میآیند، در پی نمایاندن پرفروغ بخشش، گذشت و عزت انسانیاند. چنین ویژگیهایی اگرچه در شخصیتهای مختلف مجموعه از ارباب سول گرفته تا چانگهوار، پرتوهای رنگارنگی دارند؛ اما در جان یوگو است که درخشش و عمق خیرهکننده پیدا میکنند.
داستان از نگاه جان یوگو روایت شده است و حیات او در سه مقطع پیشروی مخاطب قرار میگیرد. در هر دوره، درک او نسبت به خود و جامعه پیرامونش وضوح و شفافیت عمیقتری مییابد. در دوران نوجوانی و تا پیش از پیوستن به گروه ارباب سول، نظارهگر پیکار او برای زنده ماندن و خشمش از نظام بردهداری، امید به پدر و رابطهای هستیم که با چند نفر دیگر برقرار میکند.
مقطع دوم زندگی جان یوگو، نمایشگر جدالهای درونی اوست. عشق دو طرفه بین او و چانگهوا همزمان با داشتن نفرت عمیق از قاتل پدر، آغاز کینه و جداییاش از یومون، نحوه تعامل با ارباب سول، مساله چانگهوا و رقیب عشقیاش و دیگر وقایع را میتوان در همین چارچوب دید. در این هنگام وی ناظر تناقض و تضاد خوبی و بدیهای درونش میشود و میکوشد از میان این وقایع، شان و جایگاه انسانی خویش را دریابد و به تثبیتش بپردازد. سومین مرحله حیات او نیز از آن لحظهای است که به قدرت میرسد. جان یوگو، در مرحله نخست سردرگم و پریشان مینمایاند. پس از آن، هدف و غایت خود را معلوم میکند و در انتها، به ترویج و مانایی دریافتهایش از ارزشهای انسانی و اخلاق میپردازد. به موازات جنبههای انسانی و مفهومی (محتوایی)، مبنای دیگری که زمینه پیوند اثر را با شمار قابل توجهی از مخاطبان فراهم کرد، فیلمنامه است. در این میان، شخصیت پردازیهای غنی جانیوگو، چانگهوا، یوممون، ارباب یی، بانو جمی و نظایر آنها را باید از همین منظر مورد مداقه قرار داد.
شخصیت جان یوگو به عنوان اصلیترین نقش داستان، بهگونه باور پذیری باز کاوی شده است. نمایش کسی که مسیر گمگشتگی را تا دستیابی به اوج قلههای انسانیت طی میکند، بعد از کشاکش و درگیریهای بسیار است که انجام میپذیرد و همین جزیینگری در احوال و رفتارهای اوست که زمینههای همذاتپنداری بیشتر مخاطب را با او امکانپذیر میسازد. یومون نیز از این جهت، بخوبی مورد پردازش قرار گرفته است. او هم هوش یوگو را دارد، با این تفاوت که شرایط سخت زندگی از جمله مرگ مادرش به هنگامی که برده بود، همراهی با دزدان دریایی، تغییر دائمی محل سکونت و از همه مهمتر عدم بهرهمندی از دوستان صدیق یا هدایتگری آشنا و دلسوز باعث شده تا تقدیر برای وی بهگونهای دیگر رقم بخورد.
چانگهوا نیز با عشقهای دو سویهای که در این ارتباط روایت میشود و در نهایت موضع و برخورد نهایی او حاوی جذابیتهای مطلوبی از نظر شخصیتپردازی است. امپراتور دریا از منظر پیشبرد وقایع و رخدادهای داستان ریتم مطلوبی دارد. آمیختگی عشق با جنبههای حادثهای و رزمی که اتفاقا پرداخت مطلوبی هم داشته به این ضرباهنگ شکل خوشایند و دلپذیرتری داده است. ساخت مجموعههایی که ظاهر و هیاتی سنتگرایانه دارند، در جوامع صنعتی یا فراصنعتی، نظیر ژاپن و کرهجنوبی از ابعاد دیگری هم مورد توجه هستند.
کار، تلاش، مسوولیتپذیری و حقجویی، آنهم در قالب فضایی سنتی، در چنین آثاری میتواند بدان معنا تلقی شود که از نظر مدیران و سیاستگذاران فرهنگی آن کشورها، حیات مدرن ریشه در سنتهای فکری و رفتاری مثبت انسانی گذشتگان دارد.
طرح فضاهای سنتی در دنیای مدرن و استقبال نسبتا مطلوب مخاطبان دیگر کشورها از این آثار که از نظر ظاهری (مکان، چهره، پوشش، زبان و ...) متفاوت و بیگانه بهنظر میآیند، پیامآور این معنی نیز هست که ارزش و فضائل ممتاز انسانی، همواره بزرگترین عامل یگانگی و همسویی همه جوامع بشری با همه اختلاف فرهنگها و دیدگاهها خواهد بود و امپراتور دریا در ترسیم آن بهگونهای موثر و مانا، توفیق قابل توجهی داشته است.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: