باورکردنش سخت است‌

شهرام به زمین خوار کلیک ملقب بود. لقبی که خودش هم کم کم داشت باورش می‌کرد؛ چرا که هر وقت برای کسی مشکلی پیش میآمد، اولین نفری که پیشنهاد پر کردن صفحه فرد مربوطه را قبول می‌کرد، شهرام بود. بیش از 2 صفحه از کلیک را در اختیار داشت و از بیشتر بچه‌ها هم سرش شلوغ تر بود و امکاناتش کمتر. شهرام با این که تهرانی بود ولی کارش خارج از تهران بود و جای دیگر... همیشه هم مشغول کارش بود.
کد خبر: ۱۸۶۸۸۸

اما این که چطور همیشه سروقت مطالب کلیک را می‌نوشت و از جایی آن سوی ایران به دست ما می‌رساند، سوالی بود که برای همه ما مطرح بود. مطالبی که باید از دو هفته قبل نوشته می‌شدند و با وجود مشکل قدیمی شدن اخبار، مطالب او معمولا قدیمی هم نبود! خبرهایی را شکار می‌کرد که تازه بعد از دو هفته، تیتر سایت‌های اینترنتی و خبرگزاری‌ها می‌شد.

بارها در آخرین لحظات مانده تا زمان تحویل مطالب، به خاطر قطع بودن اینترنت اینجا در محل کارش با مشکل مواجه می‌شد و برای این که کلیک بدون مطلب نماند، به هر دری می‌زد. شهرام از آدم چیزی نمی‌خواست. همیشه به همه کمک می‌کرد و کم پیش میآمد از کسی چیزی بخواهد.

شهرام جزو اولین نفراتی بود که به کلیک مطلب می‌داد. اوایل سر قفلی صفحه 5 رو در اختیار داشت. کم کم صفحاتش تغییر کرد. اما همیشه در دنیای خبرهای وب و جنگ یاهو و گوگل به سر می‌برد. داغ ترین اخبار را داشت.
لینکدونیش با آن لینک‌های جالب همه خوانندگان را راضی می‌کرد. شهرام همیشه خنده بر لب داشت. آرام و با وقار بود. و به همه چیز با دقت گوش می‌کرد. کمتر حرف می‌زد. خوش قول بود و فعال.

هر وقت تهران بود امکان نداشت در جلسات کلیک شرکت نکند. مطالبش بی‌نقص بود و خیلی از مواقع بدون ویرایش زیر چاپ می‌رفت. همه شهرام را دوست داشتند. دوست داشتنی بود و همه را دوست می‌داشت.

روحش شاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها